جفت شش آورده حق در نرد عشق * ( سایت تسنیم)

شاعر: اسماعیل امینی

22 اسفند 1391 | 2784 | 0
 

 

 شعرهای احمد عزیزی ، گستره ای است از انواع کشف ها، تصاویر و تداعی های بدیع که تأمل در آن ها برای دوستداران شعر به ویژه برای شاعران جوان  بیش از مباحث  نظری و مجادلات بی پایان و اغلب بی بنیان دربارۀ بایسته های شعر،راهگشا می تواند بود.

در این مجال به برخی از نکات درخور تأمل در شعرهای احمد عزیزی اشاره می کنم.

1- گستردگی دایرۀ واژگانی ، که از داعیه های شعر امروز است چندان که بسیاری بر این سخن بی پایه ، پای می فشارند که گویی در شعر بزرگان دیروز، دایرۀ واژگانی شعر محدود بوده وحتی کلمات از منظر شاعران گذشته ، به دو دستۀ شاعرانه و غیر شاعرانه تقسیم می‌شده، حال آن که در آثار شاعران در هر زمان، شعر ، مقدم بر هر چیز است و ازجمله بر انتخاب و دسته بندی کلمات.

در شعر احمد عزیزی، گستردگی و تنوع واژگانی چنان است که گویی شاعر، در لحظات آفرینش ، تمام گنجینۀ فرهنگ ، زبان و تاریخ ادب فارسی را پیش چشم داشته و در عین حال با کرانه های وسیع زبان امروز آشنایی کامل دارد و برای پیوند میان آن ها تمام هنر خویش را به کار بسته است.

2- تداعی آزاد و فارغ از محدوده های روایت، حکمت، فلسفه و در یک کلام هر چیزی غیر از شعر، که بخواهد شعر را به خدمت خود درآورد. سخنی است درست اگر بگوییم که احود عزیزی، همه چیز را به خدمت شعر گرفته است.

تداعی در جلوه های گوناگونش، شعر را به تدریج می آفریند و گسترش می دهد، تداعی حاصل از موسیقی کلمات، تداعی مبتنی بر وجوه معنایی ، تداعی های برآمده از تلمیحات، تداعی حاصل از وزن و قافیه و اقتضائات شعر و بیش از همه تداعی های حاصل از تخیل وسیع شاعر.

3- تنوع شگفت در مفاهیم ، مضامین و کشف های شاعرانه ، به گونه ای که فراهم آوردن فهرستی از موضوعات شعری احمد عزیزی کاری است بسیار دشوار و پیچیده؛ چندان که در برخی از مثنوی های بلند او تقریبا در هر یکی دو بیت ، روی سخن دیگر می شود، اگر چه گاه ، شور حاصل از کشف و تداعی ، شاعر را به توقف در یک چشم انداز بدیع ترغیب کرده و ابیاتی متوالی را به بیان وجوه گوناگون این چشم انداز اختصاص داده است.

 

4- نگاه تازه ای که احمد عزیزی به عوامل زیبایی سخن دارد برای دل دادگان به این جنبه از هنر شاعری، رهاوردهای ارجمندی دربردارد.

آن چه در مباحث بلاغی به علم بدیع موسوم است و در تعبیر امروزی آرایه های ادبی نامیده می شود، در شعر احمد عزیزی ، با همان بینان ها استوار پیشین اما در جامه ای نو و در پیوند با زبان و زندگی این روزگار جلوه ای دیگر می یابد.

ارزش این رهاورد شاعرانه آن گاه آشکارتر می شود که بدانیم در آثار متشاعران و سرخوشان محافل  ادبی تکرار و تقلید،  مثلا زیبایی "ایهام " از کشف هزار بارۀ ایهام در  کلمۀ " شیرین" فراتر نمی رود و یا مثلا مراعات نظیر در این گونه شعرهای ساختگی در همان محدودۀ  ( گنج ، ویرانه، طلسم، مار) است.

در شعر احمد عزیزی، انواع تناسب ها و به ویژه تضاد وطباق با بهره گیری از تسلط شاعر به گسترۀ زبان دیروز و امروز و اصطلاحات علوم وفنون، نظام های معنایی و سازه‌های زیباشناسانۀ جدید می آفریند.

هم چنین انواع سجع، جناس و بیش از همه ایهام و ایهام تناسب ، کلام شاعر را با رشته‌های گوناگون به هم می پیوندد و ساختاری منسجم از شعرهای آراسته به زیب سخن ، فراهم می آورد و در معرض تماشای مخاطبان می گذارد.

5- زبان در شعرهای احمد عزیزی، هم سلامت و استحکام شعرهای درخشان بزرگان دیروز را دارد و هم طراوت و سهولت زبان گفت وگوی امروز را عرضه می کند.

با آن که زبان این اشعار، از گونه های فخیم شیوۀ سخن سرایان خراسانی ، پیچیدگی های زبان شاعران سبک هندی، سلاست و شیوایی شاعران نیمایی و حتی سادگی و صمیمیت زبان محاوره و ترانه در کنار هم بهره برده است اما هنر سخنوری شاعر بدان پایه است که نه فخامت زبان مانع رسایی شعر اوست و نه سادگی و بی پیرایگی زبان محاوره موجب سستی سخن است.

افزون بر این ها ، زبان شعر احمد عزیزی که آمیزه ای است از اصالت و شیوایی، هرگز موجب ملال خواننده نمی شود و در عین انسجام، فرازو فرود و تنوع زبان، کشش لازم را برای همراهی با شعرهای طولانی ایجاد می کند.

6- احمد عزیز شاعری پرکار است، دفترهای شعر او اغلب مفصل و پر برگ هستند، گویی شاعر در مکاشفات خود هرچه یافته است، در دفتر ثبت کرده و مجالی برای جدا کردن گوهر از خاره نداشته،شاید هم در چشم او که شاعر است و دلدادۀ طبیعت است، پاره سنگی ناهموارکه در پای کوهی افتاده بیش از گوهری تراش خورده در بازار جواهر فروشان، زیبایی و رازآمیزی دارد.

او حاصل جست و جو و تماشای خود را بی واسطۀ پسندهای معمول و پیش داوری های ملال آور، به جامۀ سخن درآورده و به مخاطبان نمایانده است، آمیزه ای از پاره سنگ ها ، گوهرها ، گل ها و خارها ، من بر آنم که برای شاعران جوان دفترهای شعر احمد عزیزی گنجینه ای است از رهاوردهای بدیع، به ویژه سرشار است از نشانی ها و راهگشایی های شاعر به سرزمین های کشف ناشدۀ مضامین و کلمات و تداعی های خیال انگیز،  در این قحط سالی کشف شاعرانه و تهیدستی شاعران در ارائۀ آفاق گستردۀ معنایی ، شعرهای احمد عزیزی بسیار مغتنم می تواند بود.

برای پایان این سخن بیتی از احمد عزیزی نقل می کنم که برایم بسیار دل انگیز است ، با این امید که به عنایت حق و نظر لطف آل الله، احمد از بستر برخیزد و چشم مشتاقان سخنش را به آفرینش های تازه اش روشن سازد.

از علی و آل او جو درد عشق

جفت شش آورده حق در نرد عشق

 

 

 شعرهای احمد عزیزی ، گستره ای است از انواع کشف ها، تصاویر و تداعی های بدیع که تأمل در آن ها برای دوستداران شعر به ویژه برای شاعران جوان  بیش از مباحث  نظری و مجادلات بی پایان و اغلب بی بنیان دربارۀ بایسته های شعر،راهگشا می تواند بود.

در این مجال به برخی از نکات درخور تأمل در شعرهای احمد عزیزی اشاره می کنم.

1- گستردگی دایرۀ واژگانی ، که از داعیه های شعر امروز است چندان که بسیاری بر این سخن بی پایه ، پای می فشارند که گویی در شعر بزرگان دیروز، دایرۀ واژگانی شعر محدود بوده وحتی کلمات از منظر شاعران گذشته ، به دو دستۀ شاعرانه و غیر شاعرانه تقسیم می‌شده، حال آن که در آثار شاعران در هر زمان، شعر ، مقدم بر هر چیز است و ازجمله بر انتخاب و دسته بندی کلمات.

در شعر احمد عزیزی، گستردگی و تنوع واژگانی چنان است که گویی شاعر، در لحظات آفرینش ، تمام گنجینۀ فرهنگ ، زبان و تاریخ ادب فارسی را پیش چشم داشته و در عین حال با کرانه های وسیع زبان امروز آشنایی کامل دارد و برای پیوند میان آن ها تمام هنر خویش را به کار بسته است.

2- تداعی آزاد و فارغ از محدوده های روایت، حکمت، فلسفه و در یک کلام هر چیزی غیر از شعر، که بخواهد شعر را به خدمت خود درآورد. سخنی است درست اگر بگوییم که احود عزیزی، همه چیز را به خدمت شعر گرفته است.

تداعی در جلوه های گوناگونش، شعر را به تدریج می آفریند و گسترش می دهد، تداعی حاصل از موسیقی کلمات، تداعی مبتنی بر وجوه معنایی ، تداعی های برآمده از تلمیحات، تداعی حاصل از وزن و قافیه و اقتضائات شعر و بیش از همه تداعی های حاصل از تخیل وسیع شاعر.

3- تنوع شگفت در مفاهیم ، مضامین و کشف های شاعرانه ، به گونه ای که فراهم آوردن فهرستی از موضوعات شعری احمد عزیزی کاری است بسیار دشوار و پیچیده؛ چندان که در برخی از مثنوی های بلند او تقریبا در هر یکی دو بیت ، روی سخن دیگر می شود، اگر چه گاه ، شور حاصل از کشف و تداعی ، شاعر را به توقف در یک چشم انداز بدیع ترغیب کرده و ابیاتی متوالی را به بیان وجوه گوناگون این چشم انداز اختصاص داده است.

 

4- نگاه تازه ای که احمد عزیزی به عوامل زیبایی سخن دارد برای دل دادگان به این جنبه از هنر شاعری، رهاوردهای ارجمندی دربردارد.

آن چه در مباحث بلاغی به علم بدیع موسوم است و در تعبیر امروزی آرایه های ادبی نامیده می شود، در شعر احمد عزیزی ، با همان بینان ها استوار پیشین اما در جامه ای نو و در پیوند با زبان و زندگی این روزگار جلوه ای دیگر می یابد.

ارزش این رهاورد شاعرانه آن گاه آشکارتر می شود که بدانیم در آثار متشاعران و سرخوشان محافل  ادبی تکرار و تقلید،  مثلا زیبایی "ایهام " از کشف هزار بارۀ ایهام در  کلمۀ " شیرین" فراتر نمی رود و یا مثلا مراعات نظیر در این گونه شعرهای ساختگی در همان محدودۀ  ( گنج ، ویرانه، طلسم، مار) است.

در شعر احمد عزیزی، انواع تناسب ها و به ویژه تضاد وطباق با بهره گیری از تسلط شاعر به گسترۀ زبان دیروز و امروز و اصطلاحات علوم وفنون، نظام های معنایی و سازه‌های زیباشناسانۀ جدید می آفریند.

هم چنین انواع سجع، جناس و بیش از همه ایهام و ایهام تناسب ، کلام شاعر را با رشته‌های گوناگون به هم می پیوندد و ساختاری منسجم از شعرهای آراسته به زیب سخن ، فراهم می آورد و در معرض تماشای مخاطبان می گذارد.

5- زبان در شعرهای احمد عزیزی، هم سلامت و استحکام شعرهای درخشان بزرگان دیروز را دارد و هم طراوت و سهولت زبان گفت وگوی امروز را عرضه می کند.

با آن که زبان این اشعار، از گونه های فخیم شیوۀ سخن سرایان خراسانی ، پیچیدگی های زبان شاعران سبک هندی، سلاست و شیوایی شاعران نیمایی و حتی سادگی و صمیمیت زبان محاوره و ترانه در کنار هم بهره برده است اما هنر سخنوری شاعر بدان پایه است که نه فخامت زبان مانع رسایی شعر اوست و نه سادگی و بی پیرایگی زبان محاوره موجب سستی سخن است.

افزون بر این ها ، زبان شعر احمد عزیزی که آمیزه ای است از اصالت و شیوایی، هرگز موجب ملال خواننده نمی شود و در عین انسجام، فرازو فرود و تنوع زبان، کشش لازم را برای همراهی با شعرهای طولانی ایجاد می کند.

6- احمد عزیز شاعری پرکار است، دفترهای شعر او اغلب مفصل و پر برگ هستند، گویی شاعر در مکاشفات خود هرچه یافته است، در دفتر ثبت کرده و مجالی برای جدا کردن گوهر از خاره نداشته،شاید هم در چشم او که شاعر است و دلدادۀ طبیعت است، پاره سنگی ناهموارکه در پای کوهی افتاده بیش از گوهری تراش خورده در بازار جواهر فروشان، زیبایی و رازآمیزی دارد.

او حاصل جست و جو و تماشای خود را بی واسطۀ پسندهای معمول و پیش داوری های ملال آور، به جامۀ سخن درآورده و به مخاطبان نمایانده است، آمیزه ای از پاره سنگ ها ، گوهرها ، گل ها و خارها ، من بر آنم که برای شاعران جوان دفترهای شعر احمد عزیزی گنجینه ای است از رهاوردهای بدیع، به ویژه سرشار است از نشانی ها و راهگشایی های شاعر به سرزمین های کشف ناشدۀ مضامین و کلمات و تداعی های خیال انگیز،  در این قحط سالی کشف شاعرانه و تهیدستی شاعران در ارائۀ آفاق گستردۀ معنایی ، شعرهای احمد عزیزی بسیار مغتنم می تواند بود.

برای پایان این سخن بیتی از احمد عزیزی نقل می کنم که برایم بسیار دل انگیز است ، با این امید که به عنایت حق و نظر لطف آل الله، احمد از بستر برخیزد و چشم مشتاقان سخنش را به آفرینش های تازه اش روشن سازد.

از علی و آل او جو درد عشق

جفت شش آورده حق در نرد عشق

اسماعیل امینی

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 5 با 1 رای


نظرات

 



 
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.