دفتر مجازی شعر

 

آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست

شاعر: قیصر امین پور

04 آبان 1397 | 12767 | 8
آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست
حق با سکوت بود، صدا در گلو شکست

دیگر دلم هوای سرودن نمی کند
تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست

سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گریه های عقده گشا در گلو شکست

ای داد، کس به داغ دل باغ دل نداد
ای وای، های های عزا در گلو شکست

آن روزهای خوب که دیدیم، خواب بود
خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست

«بادا» مباد گشت و «مبادا» به باد رفت
«آیا» ز یاد رفت و «چرا» در گلو شکست

فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست

تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
بغضم امان نداد و خدا...در گلو شکست

قیصر امین پور

  • متولد: (زادهٔ ۲ اردیبهشت ۱۳۳۸ - درگذشته ۸ آبان ۱۳۸۶)
  • محل تولد: گتوند
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4.83 با 111 رای


نظرات

sahel
19 فروردین 1399 04:09 ب.ظ
فوق العاده عالی و زیبا...پراز معنی و محتوای عمیق

اکبرنصرتی
21 اسفند 1398 11:59 ق.ظ
درود بر شما🌹🌹🌹

H & E
30 دی 1398 04:11 ق.ظ
لعنت به این شعر که هر بار خوندنش غم دنیارو تو دلم آوار میکنه

مجي
25 دی 1398 11:28 ق.ظ
عالي

مهدیه
11 دی 1398 12:16 ب.ظ
واقعا زیباست...!

مهدیه
11 دی 1398 09:04 ق.ظ
واقعا زیباست ..!

روس
16 خرداد 1398 02:51 ب.ظ
چه زیبا

کژال
22 دی 1397 11:32 ب.ظ
این شعر رو خیلی خیلی خیلی دوست دارم
خیلی زیبا سروده شده