آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست

شاعر: قیصر امین پور

04 آبان 1397 | 2530 | 1
آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست
حق با سکوت بود، صدا در گلو شکست

دیگر دلم هوای سرودن نمی کند
تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست

سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گریه های عقده گشا در گلو شکست

ای داد، کس به داغ دل باغ دل نداد
ای وای، های های عزا در گلو شکست

آن روزهای خوب که دیدیم، خواب بود
خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست

«بادا» مباد گشت و «مبادا» به باد رفت
«آیا» ز یاد رفت و «چرا» در گلو شکست

فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست

تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
بغضم امان نداد و خدا...در گلو شکست

قیصر امین پور

  • متولد:
  • محل تولد: گتوند، دزفول
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4.85 با 27 رای

نظرات

کژال
22 دی 1397 11:32 ب.ظ
این شعر رو خیلی خیلی خیلی دوست دارم
خیلی زیبا سروده شده

نام

ایمیل

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید: