دفتر مجازی شعر

 

هر رهگذری در خور دروازه ی من نیست

شاعر: علیرضا بدیع

11 خرداد 1391 | 8469 | 4
خاتون من! آن جا که تویی مشک ختن چیست؟
جز عطر تو در این غزل تازه ی من نیست

این قصه که واگویه شده سینه به سینه
افسانه ی عشق است که آوازه ی من نیست

من ماهی ام اما به سرم شور نهنگ است
این برکه ی بی حوصله اندازه ی من نیست

شهری که منم، رو به تو آغوش گشوده است
هر رهگذری در خور دروازه ی من نیست

دفترچه ی آن شاعر یک لایه قبایم
جز خرقه ی غم بر تن شیرازه ی من نیست

دیوانه شوم یا نشوم، عشق می آید
پیدا شدن ماه به خمیازه ی من نیست
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4.35 با 69 رای


نظرات

amir
11 خرداد 1399 11:13 ب.ظ
بیت آخر رو نمیفهمم چرا وزنش رو درست نکردن
اگه به جالی میاید بیابد به کار مرفت وزن درست بود
دیوانه شوم یا نشوم عشق بیاید

وريا
31 فروردین 1399 11:16 ق.ظ
بيت آخر سكته داشت

وريا
29 بهمن 1397 10:08 ب.ظ
خوش وزن و شيوا بود
ولي بيت پاياني بسيار ضعيف بود

مینا
15 خرداد 1391 10:33 ب.ظ
زیبا وشیوا وصریح سروده شده بود
متشکر
دوست داشتم دوبیت دیگه هم درادامش عنوان میشد!