شعر خداحافظی ق

شاعر: قیصر امین پور

15 تیر 1395 | 12252 | 2

آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست
حق با سکوت بود، صدا در گلو شکست

دیگر دلم هوای سرودن نمی کند
تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست

سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گریه های عقده گشا در گلو شکست

ای داد، کس به داغ دل باغ، دل نداد
ای وای، های های عزا در گلو شکست

آن روزها ی خوب که دیدیم، خواب بود
خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست

«بادا» مباد گشت و «مبادا»‌به باد رفت
«آیا» ز یاد رفت و «چرا» در گلو شکست

فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست

تا آمدم که با تو خداحافظی کنم ...
بغضم امان نداد و خدا...در گلو شکست

قیصر امین پور

  • متولد:
  • محل تولد: گتوند، دزفول
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4.49 با 76 رای

نظرات

De3
16 آبان 1397 02:39 ب.ظ
عالییئ بود

رضا سهرابی
21 تیر 1395 10:01 ق.ظ
شرح حال ماست...:(

نام

ایمیل

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید: