کاش می شد چشم هایت را بپوشانی پسر!

شاعر: قاسم صرافان

31 خرداد 1391 | 1731 | 1
یا علی! این کیست می آید شتابان سوی تو؟
با قدی رعنا و بازویی چنان بازوی تو؟

آمده پیش تو تا مشق سپه داری کند
تا به سبک «حیدر»ی تمرین کرّاری کند

می زند زانو که رسمت را بیاموزد، علی!
با چه شوقی بر لبانت چشم می دوزد، علی!

مانده ام در بهت شاگردی که استادش توای
هم چراغ رفتن و هم نور ایجادش توای

بارها آن اسم زیبا را شنیدم من ولی
چیز دیگر بود عباسی که تو گفتی علی!

با صدایی مهربان گفتی: بیا عباس من!
تیغ را بردار با نام خدا عباس من!

نور چشمان علی! پیش پدر چرخی بزن
شیرِ من! شمشیر را بالا ببر، چرخی بزن

این چنین با هر دو دستت تیغ را حرکت بده
دست چپ را هم به وزن تیغ خود عادت بده

فکر کن هر حالتی بر جنگ حاکم می شود
دستِ چپ، عباس من! یک وقت لازم می شود

الامان از چشم شور و تیر پنهانی پسر!
کاش می شد چشم هایت را بپوشانی پسر!

بی نقاب ای جلوه حسن خدادادی نجنگ
سعی کن تا می شود بی خود فولادی نجنگ

خوب می دانم به فکر ذوالفقار افتاده ای
بی قراری می کنی، حقّا که حیدر زاده ای

رمز از جا کندنش یادت بماند «یاعلی» است
آخر این «لا سَیف» وقفِ «لافتی الا علی» است

حالت «عین» علی دارد سر تیغ دو دم
من خودم هم «یاعلی» می گفتم آن را می زدم

تشنه ای، فهمیدم از آنجا که زیباتر شدی
تا لبانت خشک شد انگار شیداتر شدی

باز هم تا صحبت از لب تشنگی و آب شد
روی ماهت مثل اقیانوسی از مهتاب شد

عکس ماه آن هم به روی موج دریا دیدنی است
مستی فرزند زهرا پیش مولا دیدنی است

رزم عباس و علی، به به! چه رزمی می شود!
ساقی و سقا کنار هم، چه بزمی می شود!

مثل اینکه باز دستی آشنا در می زند
سرخوشی با من؛ ولی این دست خوشتر می زند

خواهشت را از نگاهت خوانده ام؛ باشد! برو
درس اینجا ختم شد؛ دیگر حسین آمد برو

قاسم صرافان

  • متولد:
  • محل تولد: آبادان
  • مهندسی کامپیوتر دانشگاه اصفهان
  • مسافر

نظرات

کاروان دل
05 تیر 1391 09:23 ق.ظ
یا علی! کیست می آید شتابان سوی تو؟
یا علی! اين کیست می آید شتابان سوی تو؟

نام

ایمیل