به نانی گرفتند شمشیر ما را

شاعر: محمدکاظم کاظمی

01 خرداد 1396 | 6178 | 8

مریز آبروی سرازیر ما را
به ما بازده نان و انجیر ما را
 
خدایا اگر دستبند تجمّل
نمی‌بست دست کمانگیر ما را
 
کسی تا قیامت نمی‌کرد پیدا
از آن گوشه کهکشان تیر ما را
 
ولی خسته بودیم و یاران همدل
به نانی گرفتند شمشیر ما را
 
ولی خسته بودیم و می‌برد توفان
تمام شکوه اساطیر ما را
 
طلا را که مس کرد، دیگر ندانم
چه خاصیتی بود اکسیر ما را

محمدکاظم کاظمی

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4.74 با 122 رای


نظرات

سیمین
04 خرداد 1400 02:17 ب.ظ
خیلی‌عالی!خیلی‌زیبا!ونیزعمیقاغمگین!

حسین
30 بهمن 1399 08:57 ب.ظ
عالیه

امین
07 دی 1399 12:32 ب.ظ
ما شا الله . خدا خیرت بده

کوثر
19 آبان 1399 12:35 ق.ظ
عاشق این شعر بخدا
😙😙😚😚😚😚😚😚😚😚😚😚😚😚😚😚😚😚😚😚😚😚😚😚

بنده‌ی خدا
16 شهریور 1399 02:19 ق.ظ
بنده انقدر به این شهر علاقه دارم.
هرچند وقت یکبار میام می‌خونمش.

مظفری
17 مرداد 1399 05:28 ب.ظ
بی نظیر.

مهدی
08 اسفند 1397 12:58 ب.ظ
احسنت، احسنت و احسنت به این شعر انقلابیتان.

روح الله
28 دی 1397 11:59 ب.ظ
کارهاتون زیادی خوبه!!!!