اگر بُت‌های خود را کرده بودم سرنگون من هم

شاعر: کیومرث عباسی قصری

21 خرداد 1396 | 415 | 0
اگرچه نیستم بیگانه با بزم جنون من هم
به جز حسرت نخوردم زان شراب پرفسون من هم

میان برزخ شکّ و یقین گر جا نمی‌ماندم
چو یاران می‌شدم واصل به یار خود کنون من هم

به راه عشق عاشق را بلائی بهتر از شک نیست
چه می‌شد کرده بودم گر ز دل شک را برون من هم

شهادت کی نصیب هر زبونِ کم دلی گردد
ز ماندن کنده بودم دل نبودم گر زبون من هم

بر آتش می‌زدم خود را خلیل‌آسا چو بط بر شط
اگر بُت‌های خود را کرده بودم سرنگون من هم

بُت شوخی چو خودخواهی خدائی می‌کند در ما
گرفتارم به دام این بُت شوخِ درون من هم

سرِ آزادگی دارم ولی چون سروِ پا در گل
نشد تا وارهم از خود بدون چند و چون من هم

ازین خُسران که جز هجران نصیبم نیست از جانان
چو فرهادست بردوشم غمی چون بیستون من هم

شهادت قسمتِ «قصری» نشد افسوس تا با شوق
چو بسمل در سماع آیم درونِ طشتِ خون من هم

کیومرث عباسی قصری

  • متولد:
  • محل تولد: قصر شیرین

نظرات

نام

ایمیل

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.