وقتی میان مارها افتاده باشی

شاعر: محسن ناصحی

16 شهریور 1396 | 1033 | 0
وقتی میان مارها افتاده باشی
در چنگ آدم خوارها افتاده باشی

وقتی مسلمان باشی اما صبح تا شب
از دست بودا ، بارها افتاده باشی

وقتی میان قصه ها خط می خوری تا
از جوهر خودکارها افتاده باشی

وقتی قلمها چای می نوشند تا تو
از آتش سیگارها افتاده باشی

وقتی بدون جُرم قاضی ها بخواهند
بی سر کنار دارها افتاده باشی

بسته است درها و نداری هیچ راهی
جز آنکه از دیوارها افتاده باشی

چون نخلها بی سر بمیر و ایستا باش
بگذار چون نیزارها ، افتاده باشی

قدر تو را یک روز می فهمیم ، هرقدر
از چشم بی مقدارها افتاده باشی
 
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 5 با 2 رای


نظرات

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.