عطر هل گم می شود در عطر ناب دست هایش

شاعر: میلاد عرفان پور

23 اردیبهشت 1397 | 1822 | 1
خنده هایش کودکانه گریه هایش مادرانه
همسر من یک فرشته از بهشت جاودانه

من کی ام تندیس دردم، من کی ام؟ افسرده، سردم
با تنور صحبت او دم به دم گرم است خانه

هم چنان با عین و شین و قاف می بیند جهان را
بی که حرفی از حروف رنج باشد در میانه

عطر هل گم می شود در عطر ناب دست هایش
این شراب خانگی را دوست دارم عاشقانه

آزموده گاه با قهرش دل بی طاقتم را
قهر هم خوب است اگر این گونه باشد دلبرانه

گاه سر بر شانه ی من می گذارد تا ببارد
گاه سر بر شانه ی او می گذارم بی بهانه

گل پسر آورده، در پیشانی او صبح روشن
دختری آورده آیات الهی را نشانه

بر لبش لالایی و در چشم هایش گریه دارد
باز باران با ترانه... باز باران با ترانه
 
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 5 با 4 رای


نظرات

پروانه پرتوی
14 خرداد 1397 10:47 ب.ظ
چگونه در خیابان های تهران زنده می مانم
مرا در خانه قلبی هست با آن زنده می مانم
شرابی خانگی دائم رگم را گرم می دارد
که با سکرش زمستان تا زمستان زنده می مانم