از آخر مجلس شهدا را چیدند..

شاعر: میلاد عرفان پور

10 خرداد 1397 | 7517 | 4
یک پنجره، گلدانِ فراموش شده
یک خاطره، انسانِ فراموش شده
در خانه، جماعتی پی معجزه‌ها
بر طاقچه، قرآن فراموش شده
::
در این همه رنگ، آنچه می خواهی نیست
در این همه راه، غیر گمراهی نیست
در شهر خیابان به خیابان گشتم
آنقدر که آگهی ست آگاهی نیست
::
در اوج، خدا را سر ساعت خواندند
ما را به تماشای قیامت خواندند
از کوچ پرندگان سخن گفتی و من
دیدم که نمازی به جماعت خواندند
::
آن مست همیشه با حیا چشم تو بود
آن آینه ی رو به خدا چشم تو بود
دنیا همه شعر است به چشمم اما
شعری که تکان داد مرا چشم تو بود
::
ما سینه زدیم بی صدا باریدند
از هر چه که دم زدیم، آنها دیدند 
ما مدعیان صف اول بودیم
از آخر مجلس شهدا را چیدند..

میلاد عرفان پور


نظرات

فضلی پور
18 بهمن 1397 02:29 ب.ظ
خیلی قشنگ بود این شعر واقعا اشک همه رو در میاره

م
04 دی 1397 10:08 ب.ظ
زیباست

مهدی یوسفی
07 مهر 1397 04:45 ب.ظ
واقعا عالی عالی عالی

پروانه پرتوی
14 خرداد 1397 03:48 ق.ظ
این مدعیان در طلبش بی خبرانند
کان را که خبر شد خبری باز نیامد

نام

ایمیل

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید: