از آخر مجلس شهدا را چیدند..

شاعر: میلاد عرفان پور

10 خرداد 1397 | 3819 | 3
یک پنجره، گلدانِ فراموش شده
یک خاطره، انسانِ فراموش شده
در خانه، جماعتی پی معجزه‌ها
بر طاقچه، قرآن فراموش شده
::
در این همه رنگ، آنچه می خواهی نیست
در این همه راه، غیر گمراهی نیست
در شهر خیابان به خیابان گشتم
آنقدر که آگهی ست آگاهی نیست
::
در اوج، خدا را سر ساعت خواندند
ما را به تماشای قیامت خواندند
از کوچ پرندگان سخن گفتی و من
دیدم که نمازی به جماعت خواندند
::
آن مست همیشه با حیا چشم تو بود
آن آینه ی رو به خدا چشم تو بود
دنیا همه شعر است به چشمم اما
شعری که تکان داد مرا چشم تو بود
::
ما سینه زدیم بی صدا باریدند
از هر چه که دم زدیم، آنها دیدند 
ما مدعیان صف اول بودیم
از آخر مجلس شهدا را چیدند..

میلاد عرفان پور


نظرات

م
04 دی 1397 10:08 ب.ظ
زیباست

مهدی یوسفی
07 مهر 1397 04:45 ب.ظ
واقعا عالی عالی عالی

پروانه پرتوی
14 خرداد 1397 03:48 ق.ظ
این مدعیان در طلبش بی خبرانند
کان را که خبر شد خبری باز نیامد

نام

ایمیل