صبح که می‌شه کریم آقا درِ خونه ها در می‌زنه

شاعر: مرتضی امیری اسفندقه

26 مهر 1397 | 2217 | 6
صبح که می شه کریم آقا در خونه ها در می زنه
آشغالا رو بر می داره، هر روز به ما سر می زنه

کوچه ما تمیز می شــه وقتی کریم آقا میاد
خورشید خانم از پشت کوه یواش یواش بالا میاد

نمی دونم چی می خونه یواش یواش حرف می زنه
گاریشو هول میده جلو، گاریش باهاش حرف می زنه

دستکشاشو در میاره دست می کشه روی سرم
دلم می خواد گاری بشـم خستگیاشو ببرم

اگه کریم آقا نیاد خورشید خانم خواب می مونه
کوچه ما سیاه می شه خالی از آفتاب می مونه

دلم می خواد یه صبح زود برم گاریشو هول بدم
بجای سطل آشغالی بهش یه دسته گل بدم
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4.78 با 27 رای


نظرات

نسترن
23 خرداد 1400 10:35 ق.ظ
دوازده سالم که بود، همش این کلیپ رو از شبکه پویا نگاه میکردم، انقد دوسش داشتم که حفظش کردم چون رفتگر هارو هم خیلی دوسداشتم، و الانم که بیست سالم شده، هنوز گاها زیر لب میخونمش:)

فاطمه
17 آبان 1399 12:13 ق.ظ
من از بچه گی که ۳،۴ سالم بود میشستم اینو تو شبکه پویا میدیدم هروقتم بیرون میرفتم با بابام میگفت خب فاطمه کریم آقا رو بخون
الان که ۱۰ سالمه از گوش کرذن این شعر زیبا لذت میبرم و خواهم برد.... ممنون از آقای اسفندقه خداقوت

محمد طاها
14 مهر 1399 01:44 ب.ظ
پسران خیلی دوست دارن ممنون

سلیمه
28 مرداد 1399 01:08 ب.ظ
عاالیه این شعر ترانه کلیپ ممنون از اقای اسفندقه لذت بردم عالی عالی خسته نباشید همگی

تاا
19 تیر 1399 12:06 ب.ظ
سلام. فوق العاده لاکچری هست. کیف کردم. دمتون گرم. بازم از این دست ترانه ها بگذارید.

سپیده
04 آبان 1397 08:13 ب.ظ
چقدر این ترانه حس کودکی خوبی داره. نمی دونستم آقای امیری اسفندقه شعر کودک هم میگه اونم به این قشنگی