تازه شهیدا بگو خانۀ معشوقه کو

شاعر: مهدی جهاندار

24 تیر 1398 | 165 | 0
دل که سپردم به عشق خون جگر افتاده است
دست کدام از خدا بی خبر افتاده است

راز پس پرده را از لب ساقی مپرس
غنچه اگر وا کند پرده بر افتاده است

شیخ به دردی کشان رد شد و دشنام داد
کاش که فهمیده بود با که در افتاده است

تازه شهیدا بگو خانۀ معشوقه کو
گفت همانسو که سر بیشتر افتاده است

زهرۀ منظومۀ شمسی من چشم توست
عقرب زلفت ولی در قمر افتاده است

مهدی جهاندار


نظرات

نام

ایمیل

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.