ګنجه های خان

شاعر: حسنا محمدزاده

05 تیر 1391 | 2019 | 0



 برای درد دل های مولای غریبم...

 

به چشم پنجره حق می دهم حیران بماند

به دنبال نګاهت خیره بر باران بماند

 

چرا وقتی تویی ماه تمام آسمان ها

دلم روی زمین ، مبهوت این و آن بماند؟

 

کجا این روزها سر می ګذاری روی بالین

که رد اشک ها در بالشت پنهان بماند؟!

 

به ګورستان بدل شد سرزمین مهربانی

مبادا عشق ، چون ارواح سرګردان بماند !

 

به ماهی های آدم خوار این دریا بفهمان !

نباید موج در اندیشه ی طغیان بماند

 

ملخ ها نیمی از دِه را قرق کردند دیشب

بیا مګذار اینجا تا ابد ویران بماند !

 

زمین هایی که با خون دلت آباد کردی

سند  پشت سند در ګنجه های خان بماند

 

مبادا کودک دنیا از این خیره سری ها

همیشه شر و ... و بازیګوش و ... نافرمان بماند !

 

به شوق دیدنت باید نګاهم را بشویم

که روی بند های رخت در ایوان بماند

 

بهشتی کن هوای کوچه هامان را ! مبادا -

زمین بین بهشت و دوزخ آویزان بماند


                                             *اللهم عجل لولیک الفرج*


.



 برای درد دل های مولای غریبم...

 

به چشم پنجره حق می دهم حیران بماند

به دنبال نګاهت خیره بر باران بماند

 

چرا وقتی تویی ماه تمام آسمان ها

دلم روی زمین ، مبهوت این و آن بماند؟

 

کجا این روزها سر می ګذاری روی بالین

که رد اشک ها در بالشت پنهان بماند؟!

 

به ګورستان بدل شد سرزمین مهربانی

مبادا عشق ، چون ارواح سرګردان بماند !

 

به ماهی های آدم خوار این دریا بفهمان !

نباید موج در اندیشه ی طغیان بماند

 

ملخ ها نیمی از دِه را قرق کردند دیشب

بیا مګذار اینجا تا ابد ویران بماند !

 

زمین هایی که با خون دلت آباد کردی

سند  پشت سند در ګنجه های خان بماند

 

مبادا کودک دنیا از این خیره سری ها

همیشه شر و ... و بازیګوش و ... نافرمان بماند !

 

به شوق دیدنت باید نګاهم را بشویم

که روی بند های رخت در ایوان بماند

 

بهشتی کن هوای کوچه هامان را ! مبادا -

زمین بین بهشت و دوزخ آویزان بماند


                                             *اللهم عجل لولیک الفرج*


.

حسنا محمدزاده

  • متولد:
  • محل تولد: کاشان
  • مهندسی الکترونیک
  • قلب قلم
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 2.5 با 2 رای


نظرات

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.