به کویت با دل شاد آمدم با چشم تر رفتم ...

شاعر: هوشنگ ابتهاج

22 اردیبهشت 1392 | 16007 | 3
به کویت با دل شاد آمدم با چشم تر رفتم
به دل امید درمان داشتم درمانده تر رفتم

تو کوته دستی ام می خواستی ورنه من مسکین
به راه عشق اگر از پا در افتادم به سر رفتم

نیامد دامن وصلت به دستم هر چه کوشیدم
ز کویت عاقبت با دامنی خون جگر رفتم

حریفان هر یک آوردند از سودای خود سودی
زیان آورده من بودم که دنبال هنر رفتم

ندانستم که تو کی آمدی ای دوست کی رفتی
به من تا مژده آوردند من از خود به در رفتم

مرا آزردی و گفتم که خواهم رفت از کویت
بلی رفتم ولی هر جا که رفتم دربدر رفتم

به پایت ریختم اشکی و رفتم در گذر از من
ازین ره بر نمی گردم که چون شمع سحر رفتم

تو رشک آفتابی کی به دست سایه می آیی
دریغا آخر از کوی تو با غم همسفر رفتم

هوشنگ ابتهاج

  • متولد:
  • محل تولد: رشت
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4.49 با 97 رای


نظرات

بعد از پنجاه سال
31 خرداد 1400 09:39 ق.ظ
بعد از پنجاه سال

رضا
18 آذر 1399 08:11 ق.ظ
خدا حفظش کنه

مژده
29 مرداد 1399 08:41 ب.ظ
سلام. عالیه دمش گرم