بوی ناب حرم

شاعر: نغمه مستشارنظامی

01 مرداد 1391 | 1471 | 1


بی تاب بوی ناب حرم هستم . دستم دخیل پنجره فولاد است

مادربزرگ نیستی اما باز.دلتنگی ام به یاد تو افتاده ست

 

دنبال چشمهای تو می گردم در صورت تمامی زائر ها

دنبال خاطرات ترک خورده. زیر عبور ترد مسافرها

 

یک چادر سفید گلی دارم.یک دختر سه ساله بی تابم

این گنبد طلا چه قدر دور است.سرتاسر مسیر نمی خوابم!

 

این گنبد طلا که پدر با بغض.می گفت:( قبر ضامن آهوهاست)

می گفت بیمه حرمش هستی.چون بهتر از تمامی داروهاست!

 

یک چادر سفید گلی بر سر. بی تاب و گیج در بغل مادر

عطر گلاب .گریه.دعا.قرآن. حس می کنم نمی شنوم دیگر!

 

حس می کنم نمی شنوم دیگر.جز یک صدا.صدای دعا از دور

چشمم به گنبد تو که می افتد.پر می شود فضای حرم از نور

 

حس می کنم کسی که دعا می خواند.یک زائر غریب و مسافر بود

انگار یک نفر به دلم می گفت:(آینده تو بود که شاعر بود)!

 

آینده ای که دفتر شعرش را.نذر کبوتران حرم کرده ست

آینده است و آینه ام هرچند.از گریه چشمهاش ورم کرده ست!

 

آینده ام سراغ کسی می گشت.در صورت تمام مسافر ها

یک پیرزن که دست مرا ول کرد.در ازدحام دائم زائر ها!

 

یک پیرزن که چادر گلدارش.بین کبوتران حرم گم شد

یا با کبوتران حرم پر زد.یا اینکه چند دانهء گندم شد!

نغمه مستشار نظامی


بی تاب بوی ناب حرم هستم . دستم دخیل پنجره فولاد است

مادربزرگ نیستی اما باز.دلتنگی ام به یاد تو افتاده ست

 

دنبال چشمهای تو می گردم در صورت تمامی زائر ها

دنبال خاطرات ترک خورده. زیر عبور ترد مسافرها

 

یک چادر سفید گلی دارم.یک دختر سه ساله بی تابم

این گنبد طلا چه قدر دور است.سرتاسر مسیر نمی خوابم!

 

این گنبد طلا که پدر با بغض.می گفت:( قبر ضامن آهوهاست)

می گفت بیمه حرمش هستی.چون بهتر از تمامی داروهاست!

 

یک چادر سفید گلی بر سر. بی تاب و گیج در بغل مادر

عطر گلاب .گریه.دعا.قرآن. حس می کنم نمی شنوم دیگر!

 

حس می کنم نمی شنوم دیگر.جز یک صدا.صدای دعا از دور

چشمم به گنبد تو که می افتد.پر می شود فضای حرم از نور

 

حس می کنم کسی که دعا می خواند.یک زائر غریب و مسافر بود

انگار یک نفر به دلم می گفت:(آینده تو بود که شاعر بود)!

 

آینده ای که دفتر شعرش را.نذر کبوتران حرم کرده ست

آینده است و آینه ام هرچند.از گریه چشمهاش ورم کرده ست!

 

آینده ام سراغ کسی می گشت.در صورت تمام مسافر ها

یک پیرزن که دست مرا ول کرد.در ازدحام دائم زائر ها!

 

یک پیرزن که چادر گلدارش.بین کبوتران حرم گم شد

یا با کبوتران حرم پر زد.یا اینکه چند دانهء گندم شد!

نغمه مستشار نظامی

نغمه مستشارنظامی

  • متولد:
  • محل تولد: کرج
  • کارشناسی ارشد منابع طبیعی
  • یک جرعه غزل
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4 با 2 رای


نظرات

جواد یزدی
13 مرداد 1391 12:39 ب.ظ
شعر با روحیست حس غربت و سرگشتی , تنهایی در عین حال لذت زیارت همین که انتظار کشیدن که بهترین عبادت است و نور نور نور حس در آغوش حرم بودن چادر سفید که معمولآ چادر نماز و زیارت است همگی زیباست .