دفتر مجازی شعر

 

کم کم رسید کار به جایی که کابوس تو «سلام محمد» بود

شاعر: محمد رفیعی

26 خرداد 1392 | 1241 | 3
یک عمر هر چه خواستی از آنها، تنها جوابشان به تو شاید بود
آنها که هر چه خواسته اند از تو، قبلش همیشه حتمن و باید بود

در کار تو همیشه نه آوردند، گفتی چرا؟ برای تو از قرآن
فی الفور استخاره گرفتند و مثل همیشه پاسخ آن بد بود

گفتند مردی و پدرت باید رویت حساب باز کند یعنی
در خانه هم وجود تو مفهومش یک منبع اضافه در آمد بود

بختت همیشه ثانیه ی آخر چرخید و پشت و رو به زمین افتاد
در زندگی برای تو خوشبختی آن روی سکه ات که نیامد بود

هر کس که زخم زد به تو پیش از آن دیدی که دوستانه صدایت زد
کم کم رسید کار به جایی که کابوس تو «سلام محمد» بود

این شعر را دوباره بخوان از نو شاید بهانه ای شد و خندیدی
قدری برای گریه بر احوالت درد و غم تو بیشتر از حد است!

محمد رفیعی

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 3.86 با 7 رای


نظرات

صادق ایزانلو
01 تیر 1392 10:10 ق.ظ
سلام و عرض ادب

بسیار زیبا بود...

میکائیل دیانی
29 خرداد 1392 02:21 ب.ظ
فوق العاده بود
دوست داشتم طولانی تر باشد اما غزل موقعی قشنگه که توی چند تا بیت تمام حرف رو بزنه
که زده
یاعلی

میثم پارساشریف
29 خرداد 1392 10:40 ق.ظ
زیبا بود