دریغ و درد که آسان عوض نخواهد شد

شاعر: محمدکاظم کاظمی

01 تیر 1392 | 3219 | 1
دریغ و درد که آسان عوض نخواهد شد*
جهان عوض بشود، جان عوض نخواهد شد
 
ظهور یک دو گل آن قدر خوش دلت نکند
به یک دو گل که گلستان عوض نخواهد شد
 
مسیر گلّه ی گم کرده راه در طوفان
به یک اشاره ی چوپان عوض نخواهد شد
 
عوض نکرد خدا سرنوشت قومی را
و جز به همّت انسان عوض نخواهد شد
 
خوشا به حال شما، خوش حکومتی دارید
که تا چهار زمستان عوض نخواهد شد
 
حکومتی که در آن مردمان رئیس خودند
ریاستی که به فرمان عوض نخواهد شد
 
حکومتی که در آن کس نگفت «من هستم
و جای بنده به طوفان عوض نخواهد شد»
 
کسی نگفت که «این مهتری خداداد است
و مثل آیه ی قرآن عوض نخواهد شد»
 
کسی نگفت که «صندوق اگر به باد رود
وکیل مردم کرمان عوض نخواهد شد»
 
کسی نگفت که «منجیل اگر خراب شود
رئیس بیمه ی گیلان عوض نخواهد شد»
 
کسی نگفت «اگر اردبیل یخ بزند
وزیر نفت به تهران عوض نخواهد شد»
 
کسی نگفت « نجنبد بشارتی** از جای
کسی نگفت که تُرکان*** عوض نخواهد شد»
 
ولی همین، خودمانیم قدری اغراق است
که این عوض نشود، آن عوض نخواهد شد
 
کمی دروغ که البته عادت شعراست
و عادتی است که آسان عوض نخواهد شد
 
خوشا به حال شما، شخم شد زمین هاتان
و تا چهار زمستان عوض نخواهد شد
 
ولی کنار شما کشتگاه همسایه است
که مثل طالع دهقان عوض نخواهد شد
 
چه عمرهاست که زندانیان تقدیریم
و گفته اند که زندان عوض نخواهد شد
 
بله، لباس عزای زنان نو بیوه
به قریه های بدخشان**** عوض نخواهد شد
 
حدیث غربت پروانه های سوخته بال
به کوی و برزن پروان عوض نخواهد شد
 
و سرنوشت سوارانِ رخش گم کرده
دگر به شهر سمنگان عوض نخواهد شد
 
نخواهد آمد تهمینه ای و نوع شکار
برای رستم دستان عوض نخواهد شد
 
برای دیدن نوروز در مزار سخی*****
رواق و درگه و ایوان عوض نخواهد شد
 
لباس سرخ، شب عید اتو نخواهد خورد
و خاک کهنه ی گلدان عوض نخواهد شد
 
گلیم ناقص کبرا نمی شود تکمیل
و کفش پاره ی قربان عوض نخواهد شد
 
و درس اول «بابا تفنگ داد» دگر
از این تکیده دبستان عوض نخواهد شد
 
بله حکومت دجال های یک چشم****** است
و تا ظهور  سواران عوض نخواهد شد
 
زمین به خواهش اهل قلم نمی چرخد
زمان به میل سخندان عوض نخواهد شد
 
به نظم سُست من و شعر محکم رفقا
شعور ناقص حیوان عوض نخواهد شد
 
شتر، دمی که طناب ریاستی بیند*******
به پند و وعظ شتربان عوض نخواهد شد
 
کنون که با قلم و درس و دفتر و دیوان
سرشت غول بیابان عوض نخواهد شد
 
وگر که پوست شود کلّه ی مسلمانان
امیر تازه مسلمان عوض نخواهد شد
 
مرا چه کار به نصب امیر و عزل وزیر
که خر، خر است و به پالان عوض نخواهد شد
 
خوشا به حال شما، خوش حکومتی دارید
که تا چهار زمستان عوض نخواهد شد
 
ولی چه سود به احوالِ قومِ آواره
که رخت در به دری شان عوض نخواهد شد
 
همیشه پُتک سرش را به سنگ می کوبد
ولی درشتی سندان عوض نخواهد شد
 
درخت سوخته، آری عوض شود آسان
زمین سوخته آسان عوض نخواهد شد


 
*این شعر به استقبال قصیده ای سروده شد با مطلع«یقین عوض شده اینجا، گمان عوض شده است/ زمین عوض شده و آسمان عوض شده است» از مرتضی امیری اسفندقه شاعر معاصر ایران که به انتخابات دوم خرداد1376 ایران و تشکیل دولت آقای سیدمحمد خاتمی اشاره داشت. این انتخابات همزمان بود با اوج خفقان در افغانستانِ عصر طالبان، در آن زمان چند شاعر دیگر هم غزل هایی در این طرح سرودند از جمله محمود اکرامی(شاعر ایرانی)، علی یعقوبی«شاهد»(شاعر افغانستانی ساکن ایران) و عبدالجبار توکل(شاعر افغانستانی ساکن آلمان)
** علی اکبر بشارتی از وزرای کابینه ی قبل از دوم خرداد
***اکبر ترکان از وزرای کابینه ی قبل از دوم خرداد
****بدخشان، سمنگان، پروان، نام ولایاتی است در افغانستان
*****مزار منسوب به حضرت امیرالمومنین علی(ع) در شهر مزار شریف افغانستان که هر سال، مراسم نوروز در آن با شکوه تمام برگزار می شود.
******اشاره به رهبر اَعوَر طالبان
*******اشاره به بیت «بگو طناب ریاست به گردن شتران/ برای گردن من ریسمان عوض شده است» از شعر مرتضی امیری اسفندقه که خود به خطبه ای از حضرت امیر اشاره دارد.

محمدکاظم کاظمی

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 5 با 7 رای


نظرات

خواجه محمد نعیم قادری
05 شهریور 1397 09:36 ق.ظ
شعر رسای بود ، حظ بردیم و دست آقای کاظمی درد نه کند با این سروده های ناب که چنگی به دل می زند. گام هایش استوار و قلمش نویسا باد.