(بدون عنوان)

شاعر: علیرضا بدیع

21 شهریور 1391 | 2405 | 0

گزارش و عکس های جلسه به روایت دوست نادیده آقای رضا علی پناه
قسمت اول:

"انجام وظیفه ای در قبال لطف بی وقفه ی بیشه ای های عزیزم،به من!"
((توصیف تمام و کمال حضورم در نشست نقد کتاب "چله ی تاک" اثر علی رضا بــدیع که هم اکنون به چاپ پنجم رسیده است))

نشستی باحضور:
محمدعلی بهمنی،دکتر بهروز یاسمی و محمدسعید میرزایی

زمان: دو شنبه 20 شهریورماه 91 ساعت: 17
مکان:تالار ایوان شمس،سالن اشراق

علیرضا بدیع متولد 11/1/1364 نیشابور. شاعر، ترانه سرا و... دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات پارسی. (http://alefbi.persianblog.ir/ وبلاگ شخصی)

مقدمه:متاسفانه یا خوشبختانه توصیفاتم از این تجربه ی دل انگیز طولانی و مفصل است!البته این ادای دینی در قبال تمام دوستانیست که بنا به دلایلی اعم از اینکه یا تهران نبودند یا به هر نحوی،امکان حضور در نشست را نداشتندو از بنده درخواست کردند که توصیف تمام و کمالی از این نشست داشته باشم،گویی که تماما در لحظه لحظه ی این نشست شرکت داشته اند...به هر حال،عذر اگر طولانیست!...
قسمت دوم:

"جلسه قرار بود ساعت 5 شروع بشه اما من با تاخیر نیم ساعتی به اونجا رسیدم البته با کلی تلاش و تقلا!خیابونا خیلی شلوغ بود و ترافیک سنگین (افه ی بچه های تهران!!!)
اصلا دوست نداشتم حتی دقایقی از نشست رو از دست بدم و استرس داشتم،اما خدا رو شکر وقتی رسیدم مراسم هنوز شروع نشده بود!یه نفس راحت کشیدم!
تعداد شرکت کنندگان توی نشست زیاد بود و این خیلی منو متعجب کرد،کل سالن اشراق پر شده بود به طوری که خیلی ها مجبور شدن ایستاده نظاره گر باشن...مراسم حوالی ساعت 5:45 شروع شد...
ابتدا دکتر یاسمی(شاعر ایلامی) به عنوان مجری اومدن روی سن.با پایان یافتن صحبت های اولیه،آقایان محمد سعید میرزایی( متولد 1355.کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران،شاعر) و آقای خراسانی به نیز به ایشون اضافه شدن.نقد کتاب با صحبت های آقای میرزایی آغاز شد.صحبت های ایشون بیشتر مربوط به قالب غزل می شد.البته طبیعی بود نقدها با کلی گویی شروع بشه.بعد از ایشون هم آقای خراسانی صحبت کردند،البته با سیاست گفتاری آقای میرزایی یعنی همون کلی گویی!و بعد آقای یاسمی کتاب رو نقد کردن.بیشتر صحبت ها مبنی بر این بود که آقای بدیع شاعری توانا هستن و میتونن بهتر از این نیز شعر بسرایند!...
دقایقی بعد آقایی به جمع منتقدان اضافه شدن که نقد های بسیار صریح و نسبتا جامعی داشتن.در تمام مدت جلسه آقای بدیع در ردیف اول نشسته بودند و سراپا گوش!همچنین نکات مهمی که توسط منتقدان مطرح می شد رو یادداشت میکردند.الحق که برای یک شاعر جوان برگزاری همچین جلساتی غنیمت بزرگی به حساب میاد!
از ابتدای جلسه آقای یاسمی مدام وعده ی حضور آقای بهمنی(متولد 1321 در دزفول،شاعر) رو میدادن.بالاخره ایشون با تاخیر نسبتا زیادی به نشست رسیدن.البته در میان تعجب همگان ایشون با زبانی گرم و صمیمی اذعان کردن که کتاب چله ی تاک رو نخوندن(!) ولی با توجه به شناختی که از آقای بدیع داشتن ابراز اطمینان کردن که کتاب آقای بدیع،کتاب ارزشمندیست!...
بعد از گذشت دقایقی،آقای بهمنی از آقای امیرحسین سمیعی دعوت کردن که به روی صحنه بیان و یکی از غزلیات آقای بدیع رو با آواز بخونن.جلسه جونی تازه گرفت!صدای گرم و دلنشین آقای امیرحسین سمیعی واقعا فضایی روح بخش در نشست ایجاد کرد!...البته ناگفته نماند،قرار بود آواز خوانی ایشون با موسیقی زنده همراه باشه اما متاسفانه سازی در کار نبود...
بعد،با اصرار آقای یاسمی،آقای بهمنی پذیرفتند که برای حضار غزل خوانی کنن.ایشون با صدایی گیرا و البته جذاب غزل بسیار زیبایی خوندن که همه رو به وجد آورد!
عقربه های ساعت مچی من ساعت 7:30 رو نشون می داد که بالاخره آقای یاسمی از آقای بدیع خواستن که روی صحنه بیان.تشویق بی وقفه ی حضار جو مطبوعی درست کرد.آقای بدیع ضمن تشکر از حضور منتقدان و البته حضار،در مورد کتاب جدیدشون صحبت کردن و از انتشار این کتاب در فصل پاییز خبر دادن.دیگر وقت اون رسیده بود که آقای بدیع شعر خوانی کنن.ایشون 3 غزل از خودشون خوندن که واقعا حس خوبی به من والبته همه ی حضار منتقل کرد...نشانه ی رضایت از نشست رو میشد توی چهره ی همه خوند!
جلسه تموم شد،در حالی که ساعت حدودا 8 بود...در پایان جلسه من با آقای بدیع در مورد بیشه صحبت کردم و ایشون کلی تشکر کردن بابت گروهی که به اسم ایشون توی بیشه ساخته شده...
من از کل جلسه عکس و فیلم گرفتم.نشست خیلی جالبی بود.امیدوارم تونسته باشم حال و هوای نشست رو به شما منتقل کنم.به هر حال،این چیزی بود که از دست من بر میومد...ببخشید اگه بد بود یا که مشکلی داشت...

در انتها باز هم عذر به خاطر طولانی بودن مطلب و همچنین تشکر از "آذین" ،دوست عزیزم به خاطر اطلاع رسانیشون...امیدوارم اگه از برگزاری همچین جلساتی مطلع شدید سعی کنید حتما شرکت کنید...چون در یک کلام،فوق العاده بود!...


3 غزل از مجموعه آتی "شجره نامه ی یک جن" خوانده شد:
(1)
ازین سوی خراسان بلکه تا آن سوی کنگاور
چه طرفی بسته ام ای دوست از این نام ننگ آور؟

اگر سنجاق مویت وا شود از دست خواهم رفت
که سربازی چه خواهد کرد با انبوه جنگاور؟

دلم را پیشتر از این به کف آورده ای؛ حالا
زلیخایی کن و پیراهنم را هم به چنگ آور

به دست آور دل آن شاه ترسو را به ترفندی
به لبخندی سر این شیخ ترسا را به سنگ آور

به استقبال شعر تازه ام بند قبا بگشا
مرا از این جهان بی سر و سامان به تنگ آور

فراموشی در این شیشه ست، خاموشی در آن شیشه
شرابت هوشیارم می کند قدری شرنگ آور...

(2)
ای حاصل جمع پری و کژدم و ماهی!
یک نیمه طرب زایی و یک نیمه تباهی!

گیسوی تو تعبیر هزاران شب بغداد!
چون خواب شب بازپسین، نامتناهی!

گیسوی بلافاصله از کفر و یقین ات،
هم فرش شیاطین شده هم عرش الهی!

در سایه ی هر پلک تو جمع اند خدایان
نزدیک ترین راه رسیدن به سیاهی!

دل سنگی از آن دست که کشکول دراویش
دل نازک از آن روی که آیینه ی شاهی

گنجی ست غم عشق و جزاو، کنج خرابات
در دیده ی درویش نیرزد به دو شاهی!


در شعر شکوه تو به تصویر نگنجد
چون کوهِ مصوّر شده بر کاغذ کاهی!

آبان مجسّم شده! سرخ است دلم باز..
این سیب می افتد.. چه بخواهی.. چه نخواهی..

(3)
دیری ست دلم در گرو ناز پری هاست
روشن شده چشمم که نظرباز پری هاست
دیوانه ام و با پریانم سر و سری ست
لب تر کنم این جا پُر آواز پری هاست
لب تر کنم این خانه پریخانه ی محض است
دفترچه ی شعرم پَر پرواز پری هاست
جنّات نعیم است، گریبان کلیم است
پردیس مگر در یقه ی باز پری هاست
**
ای دختر شاه پریان! خانه ات آباد!
زیبایی تو خانه برانداز پری هاست
هر بافه ی مویت شجره نامه ی جنّی ست
چشمان تو دنیای خبرساز پری هاست

من راز نگهدارترین دیو جهانم
آغوش تو صندوق چه ی راز پری هاست

 

نقد چله ی تاک علیرضا بدیع

گزارش و عکس های جلسه به روایت دوست نادیده آقای رضا علی پناه
قسمت اول:

"انجام وظیفه ای در قبال لطف بی وقفه ی بیشه ای های عزیزم،به من!"
((توصیف تمام و کمال حضورم در نشست نقد کتاب "چله ی تاک" اثر علی رضا بــدیع که هم اکنون به چاپ پنجم رسیده است))

نشستی باحضور:
محمدعلی بهمنی،دکتر بهروز یاسمی و محمدسعید میرزایی

زمان: دو شنبه 20 شهریورماه 91 ساعت: 17
مکان:تالار ایوان شمس،سالن اشراق

علیرضا بدیع متولد 11/1/1364 نیشابور. شاعر، ترانه سرا و... دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات پارسی. (http://alefbi.persianblog.ir/ وبلاگ شخصی)

مقدمه:متاسفانه یا خوشبختانه توصیفاتم از این تجربه ی دل انگیز طولانی و مفصل است!البته این ادای دینی در قبال تمام دوستانیست که بنا به دلایلی اعم از اینکه یا تهران نبودند یا به هر نحوی،امکان حضور در نشست را نداشتندو از بنده درخواست کردند که توصیف تمام و کمالی از این نشست داشته باشم،گویی که تماما در لحظه لحظه ی این نشست شرکت داشته اند...به هر حال،عذر اگر طولانیست!...
قسمت دوم:

"جلسه قرار بود ساعت 5 شروع بشه اما من با تاخیر نیم ساعتی به اونجا رسیدم البته با کلی تلاش و تقلا!خیابونا خیلی شلوغ بود و ترافیک سنگین (افه ی بچه های تهران!!!)
اصلا دوست نداشتم حتی دقایقی از نشست رو از دست بدم و استرس داشتم،اما خدا رو شکر وقتی رسیدم مراسم هنوز شروع نشده بود!یه نفس راحت کشیدم!
تعداد شرکت کنندگان توی نشست زیاد بود و این خیلی منو متعجب کرد،کل سالن اشراق پر شده بود به طوری که خیلی ها مجبور شدن ایستاده نظاره گر باشن...مراسم حوالی ساعت 5:45 شروع شد...
ابتدا دکتر یاسمی(شاعر ایلامی) به عنوان مجری اومدن روی سن.با پایان یافتن صحبت های اولیه،آقایان محمد سعید میرزایی( متولد 1355.کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران،شاعر) و آقای خراسانی به نیز به ایشون اضافه شدن.نقد کتاب با صحبت های آقای میرزایی آغاز شد.صحبت های ایشون بیشتر مربوط به قالب غزل می شد.البته طبیعی بود نقدها با کلی گویی شروع بشه.بعد از ایشون هم آقای خراسانی صحبت کردند،البته با سیاست گفتاری آقای میرزایی یعنی همون کلی گویی!و بعد آقای یاسمی کتاب رو نقد کردن.بیشتر صحبت ها مبنی بر این بود که آقای بدیع شاعری توانا هستن و میتونن بهتر از این نیز شعر بسرایند!...
دقایقی بعد آقایی به جمع منتقدان اضافه شدن که نقد های بسیار صریح و نسبتا جامعی داشتن.در تمام مدت جلسه آقای بدیع در ردیف اول نشسته بودند و سراپا گوش!همچنین نکات مهمی که توسط منتقدان مطرح می شد رو یادداشت میکردند.الحق که برای یک شاعر جوان برگزاری همچین جلساتی غنیمت بزرگی به حساب میاد!
از ابتدای جلسه آقای یاسمی مدام وعده ی حضور آقای بهمنی(متولد 1321 در دزفول،شاعر) رو میدادن.بالاخره ایشون با تاخیر نسبتا زیادی به نشست رسیدن.البته در میان تعجب همگان ایشون با زبانی گرم و صمیمی اذعان کردن که کتاب چله ی تاک رو نخوندن(!) ولی با توجه به شناختی که از آقای بدیع داشتن ابراز اطمینان کردن که کتاب آقای بدیع،کتاب ارزشمندیست!...
بعد از گذشت دقایقی،آقای بهمنی از آقای امیرحسین سمیعی دعوت کردن که به روی صحنه بیان و یکی از غزلیات آقای بدیع رو با آواز بخونن.جلسه جونی تازه گرفت!صدای گرم و دلنشین آقای امیرحسین سمیعی واقعا فضایی روح بخش در نشست ایجاد کرد!...البته ناگفته نماند،قرار بود آواز خوانی ایشون با موسیقی زنده همراه باشه اما متاسفانه سازی در کار نبود...
بعد،با اصرار آقای یاسمی،آقای بهمنی پذیرفتند که برای حضار غزل خوانی کنن.ایشون با صدایی گیرا و البته جذاب غزل بسیار زیبایی خوندن که همه رو به وجد آورد!
عقربه های ساعت مچی من ساعت 7:30 رو نشون می داد که بالاخره آقای یاسمی از آقای بدیع خواستن که روی صحنه بیان.تشویق بی وقفه ی حضار جو مطبوعی درست کرد.آقای بدیع ضمن تشکر از حضور منتقدان و البته حضار،در مورد کتاب جدیدشون صحبت کردن و از انتشار این کتاب در فصل پاییز خبر دادن.دیگر وقت اون رسیده بود که آقای بدیع شعر خوانی کنن.ایشون 3 غزل از خودشون خوندن که واقعا حس خوبی به من والبته همه ی حضار منتقل کرد...نشانه ی رضایت از نشست رو میشد توی چهره ی همه خوند!
جلسه تموم شد،در حالی که ساعت حدودا 8 بود...در پایان جلسه من با آقای بدیع در مورد بیشه صحبت کردم و ایشون کلی تشکر کردن بابت گروهی که به اسم ایشون توی بیشه ساخته شده...
من از کل جلسه عکس و فیلم گرفتم.نشست خیلی جالبی بود.امیدوارم تونسته باشم حال و هوای نشست رو به شما منتقل کنم.به هر حال،این چیزی بود که از دست من بر میومد...ببخشید اگه بد بود یا که مشکلی داشت...

در انتها باز هم عذر به خاطر طولانی بودن مطلب و همچنین تشکر از "آذین" ،دوست عزیزم به خاطر اطلاع رسانیشون...امیدوارم اگه از برگزاری همچین جلساتی مطلع شدید سعی کنید حتما شرکت کنید...چون در یک کلام،فوق العاده بود!...


3 غزل از مجموعه آتی "شجره نامه ی یک جن" خوانده شد:
(1)
ازین سوی خراسان بلکه تا آن سوی کنگاور
چه طرفی بسته ام ای دوست از این نام ننگ آور؟

اگر سنجاق مویت وا شود از دست خواهم رفت
که سربازی چه خواهد کرد با انبوه جنگاور؟

دلم را پیشتر از این به کف آورده ای؛ حالا
زلیخایی کن و پیراهنم را هم به چنگ آور

به دست آور دل آن شاه ترسو را به ترفندی
به لبخندی سر این شیخ ترسا را به سنگ آور

به استقبال شعر تازه ام بند قبا بگشا
مرا از این جهان بی سر و سامان به تنگ آور

فراموشی در این شیشه ست، خاموشی در آن شیشه
شرابت هوشیارم می کند قدری شرنگ آور...

(2)
ای حاصل جمع پری و کژدم و ماهی!
یک نیمه طرب زایی و یک نیمه تباهی!

گیسوی تو تعبیر هزاران شب بغداد!
چون خواب شب بازپسین، نامتناهی!

گیسوی بلافاصله از کفر و یقین ات،
هم فرش شیاطین شده هم عرش الهی!

در سایه ی هر پلک تو جمع اند خدایان
نزدیک ترین راه رسیدن به سیاهی!

دل سنگی از آن دست که کشکول دراویش
دل نازک از آن روی که آیینه ی شاهی

گنجی ست غم عشق و جزاو، کنج خرابات
در دیده ی درویش نیرزد به دو شاهی!


در شعر شکوه تو به تصویر نگنجد
چون کوهِ مصوّر شده بر کاغذ کاهی!

آبان مجسّم شده! سرخ است دلم باز..
این سیب می افتد.. چه بخواهی.. چه نخواهی..

(3)
دیری ست دلم در گرو ناز پری هاست
روشن شده چشمم که نظرباز پری هاست
دیوانه ام و با پریانم سر و سری ست
لب تر کنم این جا پُر آواز پری هاست
لب تر کنم این خانه پریخانه ی محض است
دفترچه ی شعرم پَر پرواز پری هاست
جنّات نعیم است، گریبان کلیم است
پردیس مگر در یقه ی باز پری هاست
**
ای دختر شاه پریان! خانه ات آباد!
زیبایی تو خانه برانداز پری هاست
هر بافه ی مویت شجره نامه ی جنّی ست
چشمان تو دنیای خبرساز پری هاست

من راز نگهدارترین دیو جهانم
آغوش تو صندوق چه ی راز پری هاست

 

نقد چله ی تاک علیرضا بدیع



نظرات

 



 
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.