دانه های اسپند

شاعر: حسنا محمدزاده

26 مهر 1391 | 1900 | 1

 

                                            

 

اتراق کردم باز هم پای دماوندت

بانوی کوهستانم و بدجور پابندت


ای بند باز حرفه ای ! این صید دور از دست

این بار با پای خودش افتاده در بندت

 

معصوم تر از قبل هایی در نګاه من

این رنګ ِ پیراهن ، چه می آید به لبخندت !

 

بالا و پایین می پرند ؛ آتش نمی خواهند

ذرات من - این دانه های سرخ اسپندت-

 

در خلوت ګرم ِ نګاهم ، ذکر خیرت بود

دیوار ها یکریز ګفتند و شنیدندت

 

دریای بی پایان من ! سرچشمه های ګیج

آرام می ګیرند با رویای پیوندت


*

ای کعبه ی  مقصود ! اللهم لبیک ام-

خواهد رسید از دور ، بر ګوش خداوندت!؟


91/5/16


غزلی تقدیم به امام جواد ع در وب سایت نبض آهوها

 

                                            

 

اتراق کردم باز هم پای دماوندت

بانوی کوهستانم و بدجور پابندت


ای بند باز حرفه ای ! این صید دور از دست

این بار با پای خودش افتاده در بندت

 

معصوم تر از قبل هایی در نګاه من

این رنګ ِ پیراهن ، چه می آید به لبخندت !

 

بالا و پایین می پرند ؛ آتش نمی خواهند

ذرات من - این دانه های سرخ اسپندت-

 

در خلوت ګرم ِ نګاهم ، ذکر خیرت بود

دیوار ها یکریز ګفتند و شنیدندت

 

دریای بی پایان من ! سرچشمه های ګیج

آرام می ګیرند با رویای پیوندت


*

ای کعبه ی  مقصود ! اللهم لبیک ام-

خواهد رسید از دور ، بر ګوش خداوندت!؟


91/5/16


غزلی تقدیم به امام جواد ع در وب سایت نبض آهوها

حسنا محمدزاده

  • متولد:
  • محل تولد: کاشان
  • مهندسی الکترونیک
  • قلب قلم
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 3.5 با 2 رای


نظرات

26 مهر 1391 12:27 ق.ظ
سلام خانم محمد زاده
غزلي زيبايي خواندم......