امير حسين نورالديني

شاعر: سید علی میرافضلی

04 آذر 1385 | 1329 | 0

 

اينجا، كوير، دغدغه، باران اسم اولين مجموعه شعر امير حسين نورالدين شاه‌آبادي (متولد 1358) شاعر جوان اهل رفسنجان است. اين مجموعه را انتشارات ارمغان يوسف قم در تيراژ 1200 نسخه منتشر كرده و دربردارنده 21 غزل، و تعدادي دوبيتي و رباعي و چهارپاره است. غزل نورالديني داراي شور شاعرانه زيادي است، اما زباني يكدست و تراش‌خورده ندارد و همين خامدستي و تجربه‌گري بعضاً باعث شهيد شدن مضامين او شده است. در اين دفتر، عشق، اصلي‌ترين مسئله فكري شاعر است. نورالديني، از چهره‌هاي آينده‌دار شعر رفسنجان است. با هم چند غزل او را مي‌خوانيم.

...

بس كه از غربت و تنهايي خود دلگيرم

دو قدم مانده به تقدير خودم مي‌ميرم

تب وسواس گرفته‌ست مرا از دريا

مثل يك قطره كه در مرحله تبخيرم

تا بهار از بغل پنجره من رد شد

روز و شب با نفس سرد تبر درگيرم

پاسخ آينه‌ها سنگ شده بي ترديد

ماجرايي است: من و آينه و تكثيرم

گرچه پرواز برايم شده رؤياي محال

ديگر از طعم قفسهاي شما دل‌سيرم

روزهايم همه رفتند به سمتي، حالا

مي‌نشينم به تماشاي شب تقديرم.

...

به‌روي شانه‌ات امشب برايم مار آوردي

برايم آسماني را پر از آوار آوردي

تو حتماً از قناريها شنيدي طعم آزادي

براي من قفسها را چه بي آزار آوردي

ضمير شعرهاي من پر از تو بود و از تو پر

ببين با رفتنت غم را ضمير يار آوردي

به دنبال رد پايت عصا ساييده‌ام، اما

به جاي گرمي دستت عصا انگار آوردي

بدون شانه‌ات امشب هواي گريه مي‌آيد

براي رفع تنهايي كمي ديوار آوردي؟

...

گرچه كوبيدي خودت خنجر به عاشق بودنم

پي نبردي تا ابد آخر به عاشق بودنم

غير ممكن مي‌شود ممكن، تو مي‌ديدي اگر

شك نمي‌كردي كمي ديگر به عاشق بودنم

شاعرم. نه، ظاهرم را بي‌خودي سنجيده‌اي

تكيه كردي اين وسط كمتر به عاشق بودنم

با همين سرگيجه‌ها و اشتهاي كور من

كم كمك پي‌ مي‌برد مادر به عاشق بودنم

مي‌روم از كوچه‌هاتان، ها! سياوش مي‌شوم

گرچه شايد خورده اينجا ضربه عاشق بودنم

مي‌روم در لابلاي تلخها با واژه‌هام

تا بينديشم كمي بهتر به عاشق بودنم

...

تاول زده‌ام، سوخته‌ام، بغض بهارم

جز گريه شب مانده خود هيچ ندارم

يك عمر نشستم، به دلم بغض گره شد

يك ثانيه بايد همه را خيس ببارم

تقدير مرا ريگ ورق زد كه هميشه

بايد وسط دشت نمك درد بكارم

ويرانه شود، خرد شود، زلزله خيزد

بر شانه هر كس كه سرم را بگذارم

هي پنجه بزن! روح من از خويش كلافه‌ست

من بغض ترك خورده نتهاي سه تارم

عمري سر چشم تو نوشتم غزلي را

يك بيت بخوان جمعه شبي روي مزارم.

 

...

 

كرمان، روز يكشنبه و دوشنبه آينده ( پنجم و ششم آذر 85) برگزار كننده جشنواره شعر ولايي رضوي است. 60 ـ 70 نفر شاعر از سراسر كشور جمع مي‌شوند و آثاري را كه در مورد امام رضا (ع) و پيامبر اكرم (ص) سروده‌اند، خواهند خواند. بيشتر شعرهاي جشنواره در قالب غزل است و اگر عمري باقي بود، اواخر هفته آينده غزلهاي برگزيده جشنواره را در اينجا خواهيد خواند. اخبار جشنواره را مي‌توانيد در اين نشاني ببينيد.

 

 

اينجا، كوير، دغدغه، باران اسم اولين مجموعه شعر امير حسين نورالدين شاه‌آبادي (متولد 1358) شاعر جوان اهل رفسنجان است. اين مجموعه را انتشارات ارمغان يوسف قم در تيراژ 1200 نسخه منتشر كرده و دربردارنده 21 غزل، و تعدادي دوبيتي و رباعي و چهارپاره است. غزل نورالديني داراي شور شاعرانه زيادي است، اما زباني يكدست و تراش‌خورده ندارد و همين خامدستي و تجربه‌گري بعضاً باعث شهيد شدن مضامين او شده است. در اين دفتر، عشق، اصلي‌ترين مسئله فكري شاعر است. نورالديني، از چهره‌هاي آينده‌دار شعر رفسنجان است. با هم چند غزل او را مي‌خوانيم.

...

بس كه از غربت و تنهايي خود دلگيرم

دو قدم مانده به تقدير خودم مي‌ميرم

تب وسواس گرفته‌ست مرا از دريا

مثل يك قطره كه در مرحله تبخيرم

تا بهار از بغل پنجره من رد شد

روز و شب با نفس سرد تبر درگيرم

پاسخ آينه‌ها سنگ شده بي ترديد

ماجرايي است: من و آينه و تكثيرم

گرچه پرواز برايم شده رؤياي محال

ديگر از طعم قفسهاي شما دل‌سيرم

روزهايم همه رفتند به سمتي، حالا

مي‌نشينم به تماشاي شب تقديرم.

...

به‌روي شانه‌ات امشب برايم مار آوردي

برايم آسماني را پر از آوار آوردي

تو حتماً از قناريها شنيدي طعم آزادي

براي من قفسها را چه بي آزار آوردي

ضمير شعرهاي من پر از تو بود و از تو پر

ببين با رفتنت غم را ضمير يار آوردي

به دنبال رد پايت عصا ساييده‌ام، اما

به جاي گرمي دستت عصا انگار آوردي

بدون شانه‌ات امشب هواي گريه مي‌آيد

براي رفع تنهايي كمي ديوار آوردي؟

...

گرچه كوبيدي خودت خنجر به عاشق بودنم

پي نبردي تا ابد آخر به عاشق بودنم

غير ممكن مي‌شود ممكن، تو مي‌ديدي اگر

شك نمي‌كردي كمي ديگر به عاشق بودنم

شاعرم. نه، ظاهرم را بي‌خودي سنجيده‌اي

تكيه كردي اين وسط كمتر به عاشق بودنم

با همين سرگيجه‌ها و اشتهاي كور من

كم كمك پي‌ مي‌برد مادر به عاشق بودنم

مي‌روم از كوچه‌هاتان، ها! سياوش مي‌شوم

گرچه شايد خورده اينجا ضربه عاشق بودنم

مي‌روم در لابلاي تلخها با واژه‌هام

تا بينديشم كمي بهتر به عاشق بودنم

...

تاول زده‌ام، سوخته‌ام، بغض بهارم

جز گريه شب مانده خود هيچ ندارم

يك عمر نشستم، به دلم بغض گره شد

يك ثانيه بايد همه را خيس ببارم

تقدير مرا ريگ ورق زد كه هميشه

بايد وسط دشت نمك درد بكارم

ويرانه شود، خرد شود، زلزله خيزد

بر شانه هر كس كه سرم را بگذارم

هي پنجه بزن! روح من از خويش كلافه‌ست

من بغض ترك خورده نتهاي سه تارم

عمري سر چشم تو نوشتم غزلي را

يك بيت بخوان جمعه شبي روي مزارم.

 

...

 

كرمان، روز يكشنبه و دوشنبه آينده ( پنجم و ششم آذر 85) برگزار كننده جشنواره شعر ولايي رضوي است. 60 ـ 70 نفر شاعر از سراسر كشور جمع مي‌شوند و آثاري را كه در مورد امام رضا (ع) و پيامبر اكرم (ص) سروده‌اند، خواهند خواند. بيشتر شعرهاي جشنواره در قالب غزل است و اگر عمري باقي بود، اواخر هفته آينده غزلهاي برگزيده جشنواره را در اينجا خواهيد خواند. اخبار جشنواره را مي‌توانيد در اين نشاني ببينيد.

 

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای

نظرات

نام

ایمیل

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.