با دو حامد

شاعر: سید علی میرافضلی

12 آبان 1385 | 1365 | 0

 

دير زماني است كه اين وبلاگ به‌روز نشده است و مقصري جز بي حوصلگيها و گرفتاريهاي من ندارد. هر بار ديدن نام اين وبلاگ در بخش پيوندهاي ساير وبلاگها، باعث عذاب وجدان من مي‌شد كه بقول بيهقي: در همه كارها ناتمامي. باري، عذر تقصير را با معرفي مجموعه شعر دو تن از عزيزان غزلسراي كرمان،‌ بار ديگر اين وبلاگ را مي‌آغازم.

...

حامد حسين‌خاني سومين مجموعه شعرش را چندي پيش منتشر كرد: بخواب فروردين (كرمان، 1385). با طرح جلدي زيبا از محمدرضا هاشمي‌نژاد. اين مجموعه 96 صفحه‌اي، 25 غزل دارد، كه قالب اصلي حامد حسين‌خاني است، تعدادي مثنوي و چهارپاره و چهار شعر سپيد كه مي‌توانم گفت فاقد برجستگي و قوت خاصي است.

شاعر به دلايلي، تعدادي از غزلهاي دو مجموعه قبلي خود را در اين كتاب هم گنجانده و مي‌توان گفت سير ذهن و زبان او را در اين مجموعه به‌راحتي پي گرفت. حامد حسين‌خاني زباني شسته رفته و پرداخته دارد و عشق بيشترين دغدغه ذهني اوست. اولين غزل اين مجموعه را با هم مي‌خوانيم. همين جا اضافه كنم كه حامد حسين‌خاني اخيراً به گروه وبلاگ‌نويسان پيوسته است و شعرهايش را در وبلاگ بخواب فروردين هم مي‌توان ديد و خواند.

 

چتر شب وا شد و من، خيس عصيان گذشتم

از خيابان گذشتي، از خيابان گذشتم

وقتي از من گذشتي چشم در چشمهايم

چشم در چشمهايت زير باران گذشتم

آه من آتشين بود، قلب تو آهنين بود

فرق من با تو اين بود كز تو آسان گذشتم

من كه عمري است بي تو خسته كوچ بودم

غربت آلوده بر دشت، با شبانان گذشتم

رسم دنيا فريب است، نه! تو دريا نبودي

گرچه بر موجهايت مثل توفان گذشتم

روزگار آهوان را بي وفا پرورانده است

من پلنگم كه از كوه لنگ لنگان گذشتم.

 

...

 

حال و حوايي از ترنج و بلوچ عنوان اولين مجموعه شعر حامد عسگري شاعر جوان اهل شهرستان بم (متولد 1361) است كه انتشارات وديعت كرمان آن را در تيراژ دو هزار نسخه تابستان امسال منتشر كرده است. كتاب 70 صفحه‌اي حامد عسگري مقدمه‌اي به قلم محمدعلي بهمني دارد و دربردارنده 29 غزل، دو چهارپاره و تعدادي رباعي و دوبيتي است. غزلهاي حامد داراي لحني صميمي و با چاشني طنز است و بقول بهمني سهمي نيز از شيرينكاريهاي زباني با خود دارد.

غزلهاي حامد به‌رغم شورانگيزي و شيطنت، هنوز فاقد زباني منسجم و يكدست است و همنوا با محمد علي بهمني بايد گفت اين مجموعه با همه زيبايي‌هايش حاصل پرباري براي او نيست و بايد چشم اميد به آثار بعدي او داشت. وبلاگ حامد عسگري را پيش ازين معرفي كرده‌ام.

با هم به سياحت اولين غزل اين مجموعه مي‌رويم:

 

لبخند بزن، تازه كني بغض «بنان» را

بخرام، برآشفته كني «فرشچيان» را

تلفيق سپيد و غزل و پست مدرني

انگشت به لب كرده لبت منتقدان را

معراج من اين بس كه درين كوچه بن بست

يك جرعه تنفس بكنم چادرتان را

دلتنگي حزن‌آور يك كهنه ستارم

برگير و برآشوب و بزن «جامه‌دران» را

اي كاش درين دهكده پير بسوزند

هرچه سفر و كوله و راه و چمدان را

شايد تو بيايي و لبت شربت گيلاس

پايان بدهد اين تب و تاب، اين هذيان را

عاروس غزلهاي مني بي برو برگرد

نگذار كسي بو ببرد اين جريان را

 

 

دير زماني است كه اين وبلاگ به‌روز نشده است و مقصري جز بي حوصلگيها و گرفتاريهاي من ندارد. هر بار ديدن نام اين وبلاگ در بخش پيوندهاي ساير وبلاگها، باعث عذاب وجدان من مي‌شد كه بقول بيهقي: در همه كارها ناتمامي. باري، عذر تقصير را با معرفي مجموعه شعر دو تن از عزيزان غزلسراي كرمان،‌ بار ديگر اين وبلاگ را مي‌آغازم.

...

حامد حسين‌خاني سومين مجموعه شعرش را چندي پيش منتشر كرد: بخواب فروردين (كرمان، 1385). با طرح جلدي زيبا از محمدرضا هاشمي‌نژاد. اين مجموعه 96 صفحه‌اي، 25 غزل دارد، كه قالب اصلي حامد حسين‌خاني است، تعدادي مثنوي و چهارپاره و چهار شعر سپيد كه مي‌توانم گفت فاقد برجستگي و قوت خاصي است.

شاعر به دلايلي، تعدادي از غزلهاي دو مجموعه قبلي خود را در اين كتاب هم گنجانده و مي‌توان گفت سير ذهن و زبان او را در اين مجموعه به‌راحتي پي گرفت. حامد حسين‌خاني زباني شسته رفته و پرداخته دارد و عشق بيشترين دغدغه ذهني اوست. اولين غزل اين مجموعه را با هم مي‌خوانيم. همين جا اضافه كنم كه حامد حسين‌خاني اخيراً به گروه وبلاگ‌نويسان پيوسته است و شعرهايش را در وبلاگ بخواب فروردين هم مي‌توان ديد و خواند.

 

چتر شب وا شد و من، خيس عصيان گذشتم

از خيابان گذشتي، از خيابان گذشتم

وقتي از من گذشتي چشم در چشمهايم

چشم در چشمهايت زير باران گذشتم

آه من آتشين بود، قلب تو آهنين بود

فرق من با تو اين بود كز تو آسان گذشتم

من كه عمري است بي تو خسته كوچ بودم

غربت آلوده بر دشت، با شبانان گذشتم

رسم دنيا فريب است، نه! تو دريا نبودي

گرچه بر موجهايت مثل توفان گذشتم

روزگار آهوان را بي وفا پرورانده است

من پلنگم كه از كوه لنگ لنگان گذشتم.

 

...

 

حال و حوايي از ترنج و بلوچ عنوان اولين مجموعه شعر حامد عسگري شاعر جوان اهل شهرستان بم (متولد 1361) است كه انتشارات وديعت كرمان آن را در تيراژ دو هزار نسخه تابستان امسال منتشر كرده است. كتاب 70 صفحه‌اي حامد عسگري مقدمه‌اي به قلم محمدعلي بهمني دارد و دربردارنده 29 غزل، دو چهارپاره و تعدادي رباعي و دوبيتي است. غزلهاي حامد داراي لحني صميمي و با چاشني طنز است و بقول بهمني سهمي نيز از شيرينكاريهاي زباني با خود دارد.

غزلهاي حامد به‌رغم شورانگيزي و شيطنت، هنوز فاقد زباني منسجم و يكدست است و همنوا با محمد علي بهمني بايد گفت اين مجموعه با همه زيبايي‌هايش حاصل پرباري براي او نيست و بايد چشم اميد به آثار بعدي او داشت. وبلاگ حامد عسگري را پيش ازين معرفي كرده‌ام.

با هم به سياحت اولين غزل اين مجموعه مي‌رويم:

 

لبخند بزن، تازه كني بغض «بنان» را

بخرام، برآشفته كني «فرشچيان» را

تلفيق سپيد و غزل و پست مدرني

انگشت به لب كرده لبت منتقدان را

معراج من اين بس كه درين كوچه بن بست

يك جرعه تنفس بكنم چادرتان را

دلتنگي حزن‌آور يك كهنه ستارم

برگير و برآشوب و بزن «جامه‌دران» را

اي كاش درين دهكده پير بسوزند

هرچه سفر و كوله و راه و چمدان را

شايد تو بيايي و لبت شربت گيلاس

پايان بدهد اين تب و تاب، اين هذيان را

عاروس غزلهاي مني بي برو برگرد

نگذار كسي بو ببرد اين جريان را

 

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای


نظرات

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.