چهار بار تو بودي و اسب بي پسر آمد...

شاعر: امیرحسین هدایتی

10 آذر 1391 | 3110 | 0
چهار مرتبه تنها براي تو خبر آمد
چهار بار دلت كوه شد به لرزه در آمد

تو منتظر- تو گدازنده بر معابر خونين-
مسافر تو نيامد مسافري اگر آمد

چهار مرتبه شن زارهاي ظهر تنت را
گريستند و تو را داغ هاي مستمر آمد

از آن گلايه ی تلخت به گوش علقمه، بانو!
هر آنچه رود از آن لحظه سر به زيرتر آمد

چنان گريستي آن روزهاي خستگي ات را
كه تكه تكه ی خاك بقيع نوحه گر آمد

چهار بار پسر رفت و اسب رفت و تو بودي
چهار بار تو بودي و اسب بي پسر آمد...

امیرحسین هدایتی

  • متولد:
  • محل تولد:


نظرات

 



 
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.