براي سرودن

شاعر: زهرا محدثی خراسانی

19 تیر 1391 | 824 | 0
 

 


در دشت‌ها كه قامت سبز تو، گل كرد و گاه جلوه نمودن شد
شب بي‌قرار فصل چراغاني، پروانه محو بال گشودن شد

 
يادش به‌خير در زدي و ناگاه، با كوله‌بار خاطره برگشتي
از هر چه بود دست كشيديم و، وقت عزيز گفت و شنودن شد

 
از روزهاي سخت سفر گفتي، از راه پرفراز و فرود عشق
"غم‌هاي ارجمند" و عزيز تو، انگيزه‌اي براي سرودن شد

 
من مي‌سرودم و تو شبيه رود با گريه‌ها رفيق شدي آن شب 
دنيا دچار كشف و شهود ما، سجاده بي‌قرار گشودن شد


***
امشب مجال خلسه‌ی بيداري ست،بنشين كه زخم‌هاي دلم كاري ست
امشب تويي مقابل من امشب، عشق آمد و بهانه‌ی بودن شد!

 

 

 

 


در دشت‌ها كه قامت سبز تو، گل كرد و گاه جلوه نمودن شد
شب بي‌قرار فصل چراغاني، پروانه محو بال گشودن شد

 
يادش به‌خير در زدي و ناگاه، با كوله‌بار خاطره برگشتي
از هر چه بود دست كشيديم و، وقت عزيز گفت و شنودن شد

 
از روزهاي سخت سفر گفتي، از راه پرفراز و فرود عشق
"غم‌هاي ارجمند" و عزيز تو، انگيزه‌اي براي سرودن شد

 
من مي‌سرودم و تو شبيه رود با گريه‌ها رفيق شدي آن شب 
دنيا دچار كشف و شهود ما، سجاده بي‌قرار گشودن شد


***
امشب مجال خلسه‌ی بيداري ست،بنشين كه زخم‌هاي دلم كاري ست
امشب تويي مقابل من امشب، عشق آمد و بهانه‌ی بودن شد!

 

 

زهرا محدثی خراسانی

  • متولد:
  • محل تولد:
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای


نظرات

نام

ایمیل

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.