تا منای کربلا..

شاعر: ابراهیم قبله آرباطان

16 آذر 1390 | 1160 | 0

تا منای کربلا

کاروانی خسته را سمت منا آورده است

عشق را لب تشنه تا کرب و بلا آورده است

 

شاهد شیرین سخن با آرمانی سرخ رنگ

لذت معراج را در نیزه ها آورده است

 

خوب می فهمد عیار عشق را که اینچنین...

یوسف کنعان خود را جانفدا آورده است

*

خسته و افتان و خیزان تا کنار خیمه ها

یک پدر، بند دلش را در عبا آورده است

 

یک پدر بند دلش را تکه تکه غرق خون...

با چه حالی ای عجب تا خیمه ها آورده است

 

گویی اصلا ماه را با جامه های خونچکان

تکه تکه، ذره ذره تا منا آورده است...

تا منای کربلا

کاروانی خسته را سمت منا آورده است

عشق را لب تشنه تا کرب و بلا آورده است

 

شاهد شیرین سخن با آرمانی سرخ رنگ

لذت معراج را در نیزه ها آورده است

 

خوب می فهمد عیار عشق را که اینچنین...

یوسف کنعان خود را جانفدا آورده است

*

خسته و افتان و خیزان تا کنار خیمه ها

یک پدر، بند دلش را در عبا آورده است

 

یک پدر بند دلش را تکه تکه غرق خون...

با چه حالی ای عجب تا خیمه ها آورده است

 

گویی اصلا ماه را با جامه های خونچکان

تکه تکه، ذره ذره تا منا آورده است...

ابراهیم قبله آرباطان

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4.33 با 3 رای

نظرات

نام

ایمیل

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.