دفتر مجازی شعر

 

غزل جديد

شاعر: کاظم بهمنی

14 بهمن 1390 | 8475 | 1


 
تو هماني که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان يافت همانندش را
 


منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد
غزل و عاطفه و روح هنرمندش را
 


از رقيبان کمين کرده عقب مي ماند
هر که تبليغ کند خوبي دلبندش را
 


مثل آن خواب بعيد است ببيند ديگر
هر که تعريف کند خواب خوشايندش را
...
مادرم بعد تو هي حال مرا مي پرسد
مادرم تاب ندارد غم فرزندش را
 


عشق با اينکه مرا تجزيه کرده است به تو
به تو اصرار نکرده است فرايندش را
 


قلب من موقع اهدا به تو ايراد نداشت
مشکل از توست اگر پس زده پيوندش را
 


حفظ کن اين غزلم را که به زودي شايد
بفرستند رفيقان به تو اين بندش را :
 


منم آن شيخ سيه روز که در آخر عمر
لاي موهاي تو گم کرد خداوندش را 


 
تو هماني که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان يافت همانندش را
 


منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد
غزل و عاطفه و روح هنرمندش را
 


از رقيبان کمين کرده عقب مي ماند
هر که تبليغ کند خوبي دلبندش را
 


مثل آن خواب بعيد است ببيند ديگر
هر که تعريف کند خواب خوشايندش را
...
مادرم بعد تو هي حال مرا مي پرسد
مادرم تاب ندارد غم فرزندش را
 


عشق با اينکه مرا تجزيه کرده است به تو
به تو اصرار نکرده است فرايندش را
 


قلب من موقع اهدا به تو ايراد نداشت
مشکل از توست اگر پس زده پيوندش را
 


حفظ کن اين غزلم را که به زودي شايد
بفرستند رفيقان به تو اين بندش را :
 


منم آن شيخ سيه روز که در آخر عمر
لاي موهاي تو گم کرد خداوندش را 

کاظم بهمنی

  • متولد:
  • محل تولد:
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4.86 با 36 رای


نظرات

زینب پیردهقان
05 مرداد 1398 04:53 ب.ظ
خیلی خیلی زیبا وجود شاعری مثل ایشون مایه ی مباهاته