خدای ما دوباره سنگ و چوب شد؛ نیامدی

شاعر: مهدی جهاندار

22 اردیبهشت 1396 | 9439 | 7

چه روزها كه يك به يك غروب شد، نيامدي
چه بغض ها كه در گلو رسوب شد، نيامدي

خليل آتشین سخن، تبر به دوش بت شكن
خداي ما دوباره سنگ و چوب شد، نيامدي

براي ما كه خسته ايم و دلشكسته ايم ، نه
ولی براي عده اي چه خوب شد نيامدي!

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام
دوباره صبح، ظهر، نه، غروب شد نيامدي...
 

مهدی جهاندار


نظرات

مجتبی موسوی
20 بهمن 1397 03:20 ب.ظ
همه چیز بروفق مراداست بیا
دل مادرگیر جهاد است بیا
جمعهاآمدوماچشم به راهیم هنوز
آقا پشت سرتان حرف زیاداست بیا

علیرضا پیش بین
16 دی 1397 06:27 ق.ظ
بسیار عالی بود و چند سالی در کتاب سوم راهنمایی تدریس می شد.
مصرع : برای عده ای چه خوب شد نیامدی، واژه " عده ای " اگر تغییر کند و از حالت گوشه و کنایه سیاسی زودگذر، بیرون بیاید و استعاره ای زیبا جایگزین شود زیبا تر است.

نیما منتظر مهدی
08 مهر 1397 08:12 ق.ظ
عالی بود

نیما منتظر مهدی
08 مهر 1397 04:56 ق.ظ
عالی بود

محمدعلي ساكي
17 تیر 1393 01:07 ق.ظ
موجز وعالي آهنگين وپر معنا وسر شار از زيبايي بود
خداي مهدي پشت و پناهت باد

محمود نیکبخت نصرآبادی
04 تیر 1393 12:29 ق.ظ
دمت گرم! انجمن شاعران جوان کاشان یادش به خیر!

على مردانى
26 خرداد 1393 12:53 ق.ظ
عالی

نام

ایمیل

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید: