هوای تو ابری است

شاعر: رقیه ندیری

08 آذر 1391 | 1270 | 1

قطار
قطار
در هو هوی باد
میرقصد
بی آن که خستگی
کمرش را یشکند.
 گندمزار ری
گندمزار کوفه
گندمزار شام
شام می خوریم و می خوابیم در رقص گندمزار
در های و هوی کوچه و بازار
در ترافیک قیمت سکه و ارز
خواب ما پر از گندم برشته است
 درخواب و بیداری تو، آفتاب ذبح می کنند
 به سلامتی شب
کبوترهایی که به رشته اند
پر پر می زنند.
در خواب تو
بوی خون تازه می آید.
بوی خون که بیاید
نه آب می توان خورد
 نه نان
بارانی که از چشم های تو می بارد
فصلی نیست
تا وفتی بوی خون بیاید
هوای تو ابری است


قطار
قطار
در هو هوی باد
میرقصد
بی آن که خستگی
کمرش را یشکند.
 گندمزار ری
گندمزار کوفه
گندمزار شام
شام می خوریم و می خوابیم در رقص گندمزار
در های و هوی کوچه و بازار
در ترافیک قیمت سکه و ارز
خواب ما پر از گندم برشته است
 درخواب و بیداری تو، آفتاب ذبح می کنند
 به سلامتی شب
کبوترهایی که به رشته اند
پر پر می زنند.
در خواب تو
بوی خون تازه می آید.
بوی خون که بیاید
نه آب می توان خورد
 نه نان
بارانی که از چشم های تو می بارد
فصلی نیست
تا وفتی بوی خون بیاید
هوای تو ابری است

رقیه ندیری

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4 با 3 رای


نظرات

سیده تکتم حسینی
14 آذر 1391 07:47 ب.ظ
بارها خوندم
لبریزم از ابر ...

نام

ایمیل