دفتر مجازی شعر

 

بوی پیراهن خونین کسی می آید

شاعر: مهدی جهاندار

10 آبان 1392 | 3325 | 1

یوسف، ای گمشده در بی سر وسامانی ها!
این غزل خوانی ها، معرکه گردانی ها

 سر بازار شلوغ است،‌ تو تنها ماندی
همه جمع اند، چه شهری، چه بیابانی ها
 
چیزی از سوره ی یوسف به عزیزی نرسید
بس که در حق تو کردند مسلمانی ها

همه در دست، ترنجی و از این می رنجی
که به نام تو گرفتند چه مهمانی ها

خواب دیدم که زلیخایم و عاشق شده ام
ای که تعبیر تو پایان پریشانی ها

عشق را عاقبت کار پشیمانی نیست
این چه عشقی است که آورده پشیمانی ها؟

"این چه شمعی است که عالم همه پروانه ی اوست؟"
این چه پروانه که کرده است پر افشانی ها؟

یوسف گمشده! دنباله این قصه کجاست؟
بشنو از نی که غریب اند نیستانی ها

بوی پیراهن خونین کسی می آید
این خبر را برسانید به کنعانی ها

مهدی جهاندار



نظرات

سیده فاطمه شیخ الاسلام
11 آبان 1392 11:43 ق.ظ
سلام
خوش حالم شاعر یکی از شعرهای محبوبم را پیدا کردم. بارها این شعر را خوانده و نوشته ام بدون دانستن نام شاعر.

طبعتان آیینی ...

سربلند باشید.