دفتر مجازی شعر

 

تویی که فاطمه ای، اوج روضه ات در نیست

شاعر: محمد رفیعی

18 بهمن 1395 | 2044 | 2
دری که بین  تو و دشمن است خیبر نیست

وگرنه مثل علی هیچ کس دلاور نیست

بگو به آن که به قصد تو با تبر آمد

درخت عمر من این قدرها تناور نیست

برای بغض علی وقت دیدنت چیزی

به قدر خنده ی تو تلخ و گریه آور نیست

چه زخم ها که پس از زخم ها نخواهی خورد

که نیست بار نخستین و بار آخر نیست

هنوز درد تو را روضه خوان نفهمیده ست

تویی که فاطمه ای، اوج روضه ات در نیست

محمد رفیعی



نظرات

سیده فاطمه شیخ الاسلام
23 اسفند 1392 01:50 ب.ظ
سلام
قبول باشد.
اوج شعر همین جاست"تویی که فاطمه ای، اوج روضه ات در نیست"

سربلند باشید

انسیه سادات هاشمی
23 اسفند 1392 06:16 ق.ظ
خیلی عالی