من برای عشق می میرم، برای شعر نه!

شاعر: کاظم بهمنی

30 اردیبهشت 1393 | 4624 | 2

رفتن ما اتفاق ناگوار کوچکی ست
بازمی گردیم روزی، روزگار کوچکی ست

می گذاری گاه دور از تو جهان را حس کنم
لطف یا قهر است این؟! دورم حصار کوچکی ست

با مرور دوستی هایم به من اثبات شد
هر که جز تو دوستم شد، دوستدار کوچکی ست

در تو من دنبال چیزی ماورای شهرتم
شاعرت بودن برایم افتخار کوچکی ست

من برای عشق می میرم، برای شعر نه!
دفتر شاعر برای او مزار کوچکی ست...

چون "عطارد" گرد تو بیش از همه چرخیده ام
سوختم، شکر خدا عشقت مدار کوچکی ست

بارها از پیش رویت رد شدم صیاد پیر
می پسندیدی نمی گفتی شکار کوچکی ست

بعد ساعت ها نگاه و ذوق و ترس و شرم و شک
انتظار یک تبسم، انتظار کوچکی ست

با دعا شاید به دست آوردمت؛ چون با دعا
دستکاری کردن تقدیر کار کوچکی ست

 

کاظم بهمنی

  • متولد:
  • محل تولد:
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4.5 با 20 رای

نظرات

صادق ایزانلو
31 اردیبهشت 1393 10:54 ق.ظ
سلام آقا.

خیلی قشنگ بود...

دست شما درد نکنه...

سید امیرمسعود حسینی
30 اردیبهشت 1393 01:32 ب.ظ
آفرین

نام

ایمیل

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید: