مثل بهانه گيرترين کودک زمين

شاعر: آرش شفاعی

22 خرداد 1393 | 853 | 0
مجروح دست های پر از آب و دانه ام
از من مخواه پر کشم از آشيانه ام
 
روزی که سرنوشت مرا مي نوشته اند
همسايه ی شکارچيان بوده لانه ام
 
در گوشه ای نشسته ام و گريه مي کنم
تهران گذاشته ست سرش را به شانه ام
 
هرگز من و جنون مرا دست کم نگير
زيرا به سهم خود دو سه ديوانه خانه ام
 
گيرم که واژه هام همه بغض کرده اند
وقتی هوای زمزمه داری، ترانه ام
 
وقتی دلت گرفته، فقط گوش مي کنم
وقتی سرت خوش است، چه گرم است چانه ام
 
گفتم: «خوشا زمانه...» همه خنده شان گرفت
از نقش بازیِ چه قَدَر ناشيانه ام
 
مثل بهانه گيرترين کودک زمين
عمری ست عيب جوی زمين و زمانه ام
 
تنها تو مي توانی آرامشم دهی
دستت کجاست تا که بگيری بهانه ام؟
 

آرش شفاعی

  • متولد:
  • محل تولد: بجستان از توابع گناباد
  • لیسانس مهندسی برق.
  • آرش شفاعی
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 5 با 7 رای


نظرات

 



 
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.