که روزنامه هم از رنج این و آن خالی ست

شاعر: علی کریمان

29 شهریور 1393 | 1160 | 0

 

شکسته ایم که از مرد، داستان خالی ست
نشسته ایم، یقین جای قهرمان خالی ست!‏
 
دعا اگر چه فراوان، نمی رود بالا
پرنده گرچه زیاد است، آسمان خالی ست
 
ورق نزن به امید دو جمله همدردی
که روزنامه هم از رنج این و آن خالی ست
 
نوشته صفحه ی اول که سفره ها پر شد
نوشته است که «پر شد»، ولی بخوان «خالی ست‏‏»
 
‏عبور رهگذران و صدای فال فروش:
«بخر که خانه ی ما از نشاط و نان خالی ست»
 
امید بسته به دستان ما که گل بدهد
کدام گل پسرک؟ هر دو دستمان خالی ست
 
چه ساده می شود از چشم های سردش خواند
که فکر می کند از دلخوشی، جهان خالی ست
 
کدام روزی امروز اوست، نان یا زهر؟
چقدر دیر رسیدیم، استکان خالی ست...

علی کریمان

  • متولد:
  • محل تولد:
  • 9/75

نظرات

نام

ایمیل

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.