و اسبان عاشق که بی عشق برگشته بودند

شاعر: محمدرضا عبدالملکیان

27 فروردین 1396 | 3247 | 4
عطش بود و آتش
و آیینه می سوخت در تشنه کامی
و می سوخت بال کبوتر
و بیداد می کرد زنجیر در پای فریاد
و من تشنه بودم
عطش بود و آتش
به لب تاول بادهای کویری
و چشم پرستو که می سوخت
در شعله ی شن
و دست دروگر
که با دست نامردمی ها درو شد
و من تشنه بودم
عطش بود و آتش
و بر شانه ی سبزه سنگینی مرگ
و زخم ملخ بر گلوگاه گندم
و بر شانه ی شوق
تیغ شقاوت
و بی باری باغ
و بی رحمی باد
و بی داد طوفان
و من تشنه بودم
عطش بود و آتش
و من مانده بودم
و زین های خالی
و زین های خونین
و اسبان عاشق
که بی عشق برگشته بودند
عطش بود و آتش 
و پیغام باران از آن سوی بیداد
و این سو، من و زین خالی
و این سو، من و زین خونین
و اسبان عاشق
و آن سوی دیوار آتش
سرود سحرخیز باران
سرودی چه روشن
سرودی چه نزدیک
اذان بود و بیداری شب
و یک آسمان راز باران
و میل شگرف شکفتن
و من اسب را گفته بودم
و پل بستم از دل
و دریا مرا دید
و از سمت رویش
کسی با اشارت مرا خواند
و معنای یک گل مرا زیر و رو کرد
سراپا عطش
از کمین گاه آتش
من و شیهه ی اسب با هم گذشتیم
و دریا به من آفرین گفت
و من جوشش چشمه ها را شنیدم
و با طعم باران نفس تازه کردم
و گفتم که دریا مرا می شناسد
و من عشق را گفته بودم
و من فرصت خارها را
وجین کردم از خویش
و من از گلوگاه گل
رُسته بودم
و من تاول سال های عطش را
ز تن شسته بودم

محمدرضا عبدالملکیان

  • متولد:
  • محل تولد: نهاوند
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4.71 با 14 رای


نظرات

علی واشقانی
08 دی 1398 06:31 ب.ظ
سلام
دکلمه ی بینظیر این شعر توسط جناب علیرضا معینی در رادیو، سال ها پیش اجرا شد.
متاسفانه من هم پیدا نکردم

محمد
05 دی 1397 12:05 ق.ظ
مهدي سپهر خونده يك بار توي يكي از سايتها پيداش كردم

شکوفه
25 شهریور 1397 05:39 ب.ظ
یه زمانی این شعر بصورت دیکلمه با آهنگ ملایم خوانده شده که خیلی دوست دارم. نمیدونم کی خونده و چطوری پیداش کنم اگه می‌دانید صوتی آن را توی سایت بگذارید ممنون میشم

شکوفه
04 شهریور 1397 08:49 ب.ظ
دیکلمه و آهنگ این شعر خیلی قشنگه پیداش نمیکنم