دفتر مجازی شعر

(آرشیو ماه مهر 1390)

دفتر شعر

نقد و بررسی "قبله مایل به تو"

یا حبیب الباکین

 

جلسهء نقد و بررسی "قبله مایل به تو"

دومین مجموعه شعر سید حمید رضا برقعی

با حضور دکتر سید علی موسوی گرمارودی،دکتر بهروز یاسمی ، آقای حمید رضا شکارسری

و اساتیددیگر

زمان:سه شنبه  3 آبان . ساعت 17  الی 19

مکان: تهران،خیابان انقلاب،فلسطین جنوبی،کوچه خواجه نصیر،پلاک 2

شرکت برای عموم بلا مانع است.

 

واما همچنان در هوای امام رضا(ع)

اگر سلطان توئی دیگر ابایی نیست می گویم

که من یک شاعر درباری ام مداح سلطانم.

 

 

 



30 مهر 1390 1706 0

چند سه گاني

چند سه گاني

۱

كلاغ ها نگاهشان

شاعرانه است

قارقارشان ترانه است.

۲

باز چون شاعران قديم اوفتادم

اندر آن دام، آن زلف و گيسو

آه از آن اشارات ابرو...

۳

مجلس تمام گشت و دريغ هميشگي

شرمنده ايم از آن چه كه گفتيم و خوانده ايم

ما  همچنان در اول وصف تو مانده ايم...

۴

در قفس آه كبوترها 

طعم بي بالي من را بچشيد

جور تنهايي من را بكشيد

۵

گرچه مثل من اين جا اسيريد

لااقل بال داريد

آسمان را به يادم بياريد...

۶

قهرمان بدر و گريه در آستين؟

-        دست و زانوي به هم گره زده؟-

اشتملت شمله الجنين...چرا چنين؟

 فروردین۹۰



27 مهر 1390 1198 0

 

السلام علیک یا شمس الشموس...

پیشکش به آستان ضامن آهو

باد زانو می زند...گلدسته را بو می کند

دست هر آشفته ای را پیش تو رو می کند

در لباس خادمان مهربانت، صبح ها

صحن و ایوان طلا  را آب و جارو می کند

می نشیند  کنج بست" شیخ حر عاملی"

یاد معصومیت آن بچه آهو می کند

تا اذان صبح..مانند نگهبان درت

ذکر برمی دارد و ...آهسته "یاهو" می کند

خادمی می گفت: با چشم خودش دیده است باد

آن به آن مثل گلی گلدسته را بو می کند

چشم می دوزد به چشم زائران تشنه ات

دور سقاخانه و فواره "هو هو" می کند

باد عاشق.. با پر طاووس مخصوص حرم

صحن را آغشته از گلهای شب بو می کند

.

.

عطر نابی می وزد از کوچه باغ مرقدت

هر که می آید حرم ..این عطر را بو می کند

...



26 مهر 1390 1468 0

کجایی ای حافظ

بیستم مهرماه یادبود حافظ است. در این روز شیرازیان  یاد این همشهری حکیم را گرامی می دارند. پس از حافظ هیچ شاعری نتوانسته است شان و منزلت او را در نزد عارف و عامی پیدا کند. امروزه هم که می بینیم کمتر شعری یافت می شود که بر دل ها زخمه ای بزند و هرکس خردک ذوقی داشته باشد خود را شاعر می داند و … غزلی بخوانید که مناسب این حال و هواست:

 

…  دوباره شـــــــعر وَ این ناگــــهانِ معمولی

دوباره زخـــــــــــم؟وَ این مهـــــربان معمولی

 

شب است وُ ماه و َ عطر نجیب سفره ی شعر

دلــم خوش است به این قرص نان معمولی

 

کجاست وســــعتی از دوستان عاشق من

دلم گرفت از این دشــــــــــــمنان معمولی!

 

برای چاه بخــــــــــــوان بغض های تلخت را

چو ابر چشــــــــــم من، ای آسمان معمولی

 

در این هوای مــــــکّرر کجــــــــایی ای حافظ

که گشت عرصه پر از شـــــاعران معمولی

+  با همین واژه ای معمولی، قم: نشر محراب اندیشه ، 1372.



21 مهر 1390 857 0

بررسی کتاب راهنمای موضوعی حافظ شناسی/نوشته بهاءالدین خرمشاهی

     ­

  این نوشته متن مقاله ی استاد خرمشاهی است که به همراه یادداشت آقای همایون یزدانپور در آستانه ی یادروز حافظ در ۱۴ مهر در نگاه پنجشنبه چاپ شده است:

دکتر کاووس حسن­لی از استادان شناخته شده­ی ادبیات ایران است. از ایشان تاکنون بیش از دویست مقاله­ی علمی و نزدیک به سی عنوان کتاب در حوزه­ی ادبیات معاصر و گذشته منتشر شده است. کتاب دوجلدی «راهنمای موضوعی حافظ­شناسی» که در سال 1388 با همت انتشارات نوید منتشر شد یکی از آن کتاب­هاست این کتاب بلافاصله پس از انتشار، تحسین حافظ­شناسان کشور از جمله استاد نام­دار و حافظ­شناس برجسته­، جناب آقای  بهاءالدین خرمشاهی را برانگیخت و به عنوان کتاب سال حافظ انتخاب گردید. این کتاب حاصل تلاشی ده ساله­ است که با فراهم آوری 137هزار فیش تدوین گردیده است. تا کنون در باره­ی این کتاب مقاله­های متعددی نوشته شده است. مقاله­ی پیش رو یکی از آن­هاست که به قلم آقای خرمشاهی نوشته شده است. و می­تواند بخشی از ارزش­های کتاب دکتر حسن­لی را نشان بدهد    

                                                                                                           همایون یزدان پور

 

راهنمای موضوعات حافظ­شناسی

معرفی و  بررسی کتاب «راهنمای موضوعی حافظ­شناسی»،  تالیف دکتر کاووس حسن­لی

                                                                                                                    بهاءالدین خرمشاهی

 

کارنامه‌ی حافظ‌شناسی / پژوهشی را در دو دهه‌ی پیش در مقدمه‌ی حافظ‌نامه «پربرگ اما کم بار» ارزیابی کرده بودم. اما در این دو دهه، بیش از پانصد کتاب در این زمینه منتشر شده که یک دهم از آن‌ها قابل توجه، و یک بیستم آن‌ها ارزشمند است. این اعداد و ارقام در واقع تخمینی است، اما برآوردی است که ریشه در آثار و کتاب‌های منتشره دارد. طبق برآورد و پژوهش آقای کورش کمالی سروستانی _ که پیشنهاد سال‌روز سالانه‌ی سعدی در اول اردیبهشت جمالی، از او و هم‌اندیشان فرهنگ‌پرور او در یک دهه و نیم پیش است _ فقط در سال 1384، حدود 250 کتاب حافظ پژوهانه منتشر شده است.

می­توان حدس زد که بیش از صد عنوان از این عناوین تجدید چاپ‌های تحقیقی از دیوان حافظ است. در حدود صد عنوان دیگر فال‌نامه‌ها و شبه فال‌نامه‌ها است. الباقی در حدود پنجاه عنوان است که باز رقمی شگفت­آور است یعنی هفته­ای یک کتاب. البته در سال‌های قبل و بعد از 1384، با این فراوانی و فوران انتشارات مواجه نیستیم، حتی اگر هر فصل، یک کتاب ارزشمند در این حوزه منتشر شود، جای شکر و شادی دارد.

آیا حافظ‌شناسی با حافظ‌پژوهی فرقی دارد؟ در نگارش این مقاله، این دو اصطلاح مترادف شمرده شده است و درست هم همین است. بنده در اوایل بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، پسوند "پژوهی" را در برابر "logy" انگلیسی که برابر با "logie" فرانسه است، پیشنهاد کردم و در آثار خود اصطلاح "قرآن­پژوهی" و "حافظ­پژوهی" به کار بردم. عیبی که "شناسی" داشت در این بود که بی­طرفانه نبود و کسی که به این گونه    پژوهش‌ها می­پرداخت، نمی‌توانست بگوید که من "قرآن پژوه"، "سعدی پژوه"، "شاهنامه­پژوه"، "مثنوی­پژوه"، "کانت­پژوه"، "حدیث­پژوه" یا "بیدل­پژوه" هستم، چنان­که همه‌ی این‌ها همراه با شصت _ هفتاد مورد دیگردر جامعه‌ی علمی رواج دارد.

دیگر این که می‌توان گفت: "شناسی" غایت و نهایت "پژوهی" است. با وجود این تفاوت و تفاوت‌های باریک دیگر، هنوز هم کسانی هستند که "شناسی" را _ چنان­که در زبان­شناسی، هواشناسی، زمین­شناسی، روان­شناسی، جامعه­شناسی و جرم­شناسی هست_ بدون دغدغه به کار می برند.

حال در این مقاله به نحو قراردادی فرق جدیدی بین "شناسی" و "پژوهی" می‌گذاریم تا اگر مقبول طبع صاحب‌نظران واقع شد، این را با لحاظ کردن این فرق به کار ببرند. چون حوضه‌ی بحث ما تحقیقات مربوط به حافظ است، لذا فرق قراردادی مورد نظر را در همین زمینه عرضه می‌داریم. پیشنهاد جدید این است که برای تحقیقات توصیفی، تاریخی و مرجع گونه "حافظ ­­­پژوهی"، و برای تاملات تحلیلی و اندیشگی، از جمله فلسفی و روان­شناسانه یا روان­شناختی "حافظ­شناسی" را به کار ببریم.

در عالم واقع کتاب‌هایی چون الهامات خواجه حافظ، محمدعلی بامداد،  نقشی از حافظ علی دشتی،  و نقطه‌ی عطف پژوهش‌های عقلی حافظ­شناسانه، یعنی مکتب حافظ اثر زنده­یاد دکتر منوچهر مرتضوی در مقوله‌ی "حافظ شناسی" است_ البته بدون ارزش‌گذاری _ و آثاری چون کلک خیال انگیز (واژه نامه‌ی 4 جلدی شعر حافظ) اثر دکتر پرویز اهور، فرهنگ واژه­نامه‌ی حافظ زنده­یاد دکتر مهین­دخت صدیقیان و این راه بی نهایت مهندس بهرام اشتری، که واژه‌نامه و واژه‌نمای حافظ است، و تاریخ عصر حافظ دکتر قاسم غنی و نظایر آن‌ها را "حافظ پژوهی" به شمار آوریم، البته بعضی آثار مانند شرح‌های حافظ هم آمیزه‌ای از هر دو شیوه است.

پس از نگارش کتاب گران‌قدر مکتب حافظ، دوران انشانویسی‌ها _ ولو آکادمیک، یا بدتر از آن آکادمیک­نما _ سر آمده است و هر دهه در این چهار دهه یک گام بلند هم در "حافظ­پژوهی" و هم در "حافظ­شناسی"، طبق قرار و قراردادی که معروض افتاد، به پیش رفته­ایم.

در واقع، همه‌ی آثار مرجع، جزو "حافظ­پژوهی" است. از جمله کلک خیال­انگیز، واژه­نامه‌ی حافظ سیدحسین خدیوجم، فرهنگ واژه‌نمای حافظ، این راه بی­نهایت، حافظ‌پژوهی و حافظ پژوهان کتاب­شناسی رجال‌شناسی حوزه‌ی حافظ دکتر ابوالقاسم رادفر، کتاب‌شناسی حافظ دکتر مهرداد نیکنام و راهنمای موضوعی حافظ شناسی، تدوین دکترکاووس حسن‌لی، در دو جلد که در این مقاله به معرفی آن پرداخته می‌شود. این کتاب در واقع فهرست ریز موضوعی 230 کتاب منتشر شده در پیوند با حافظ تا پایان سال 1380 است. و مطالب آن پس از مقدمه­ای کوتاه در پنج فصل به شرح زیر سامان یافته است:

1. زندگی حافظ (صفحه­ی 15 تا 219)

 2. اندیشه ی حافظ (صفحه­ی221 تا 290)

 3. سخن حافظ (صفحه­ی 291 تا 605 )

4. موارد دیگر (صفحه­ی 607 تا 778)

5. سروده­های بررسی شده یا مورد استناد (صفحه­ی 781 تا 1800)

در پایان هر دو جلد کتاب نیز نمایه­ی کتاب­ها (نشانی کامل آن­ها) آمده است. در همین­جا این عبارت پایانی از مقدمه­ی کتاب (صفحه­ی 13) شایسته­ی یادآوری است: «همان­گونه که در متن این کتاب دیده می­شود، برای پرهیز از افزایش حجم کتاب و پیش­گیری از تکرار مکررات، تنها به یادکرد نشانی موضوعات بسنده شده است. همچنین در  ذکر نشانی کتاب­هایی که فهرست موضوعی آن­ها تهیه شده، تنها نام کتاب و شماره­ی صفحه نوشته شده و مشخصات کامل منابع، به ترتیب حروف الفبا در پایان هر دو جلد آورده شده است».

  اگر نگارنده­ی کتاب از این شیوه­ی شایسته بهره نمی­برد حجم این کتاب دست­کم به پنج برابر حجم موجود افزایش می­یافت .

نگاهی گذرا به فصل­های پنج­گانه­ی این کتاب، شاید بتواند بخشی از تلاش­های طاقت­سوز مولف را برای  تهیه و عرضه­ی اثری ارزشمند و عظیم را نشان دهد:

 

نخستین فصل کتاب «زندگی حافظ» نام دارد که از مدخل­ها و زیرمدخل­های گوناگون تشکیل شده است. برخی از مدخل­های اصلی این فصل عبارتند از:

آثار (به جز اشعار)، آرامگاه، آغاز شاعري، اتهام :الحاد و تكفير، اجداد و نوادگان، احاطه‌ي علمي و معلومات، ارتباط با ديگران، ازدواج، استاد و پير، برادر، بيماري، پدر، پیر، پيري، تحصيل، تحولات دوران زندگي، تولد، جواني، چله‌نشيني، حافظ و ديگران، حافظ و قرآن(اشارات قرآني، تأثيرپذيري، تدريس قرآن، تفسير، تلاوت و قرائت قرآن، چارده روايت، حفظ قرآن)، حكايت‌هايي درباره‌ي ارتباط ديگران با حافظ، خلق و خو، خواب‌هايي كه حافظ ديده است، خواهر، درباره‌ي حافظ( شعر درباره‌ي حافظ، عبارت كوتاه غير از حافظ‌پژوهان درباره‌ي حافظ)، دست‌خط حافظ، دلبستگي به شيراز، دوست، دوست‌گزيني و دوستي، دين و مذهب، راهنما، رفتار اجتماعي، زادگاه، سال‌شمار عصر حافظ، سفر، شاگردان و پيروان، شغل، شهادت، شيراز عصر حافظ، طول عمر، عرفان و سلوك، فرزند، فقر و تنگدستي، كودكي، لقب حافظ، مادر، ماده تاريخ وفات، مدفن، مراد، مربی، مرشد، معشوق، مقام حافظ، جايگاه حافظ در ايران، جايگاه حافظ در زمان خودش، شهرت جهاني حافظ، ميان‌سالي، مقايسه ی حافظ با دیگران، ممدوحان،  ناشناختگي زندگي و شخصيت حافظ، نام، نوجواني، وضعيت ظاهري( قد، قيافه، لباس، موارد كلي)، وفات، همسر، هنر حافظ( آوازخواني، خطاطي، موسيقي).

امکان معرفی فهرست­واره­ی همه­ی این مدخل­ها وجود ندارد. از همین­رو فقط چند مدخل از این فصل معرفی می­شود. یکی  از مدخل­های این فصل، مدخل «حافظ و دیگران»، از صفحه­ی­ 55 تا 144 (89 صفحه) است.

تنها زیر مدخل «حافظ و دیگران» 890 مدخل فرعی­تر آمده است و زیر هر یک نیز  نشانی صدها منبع که به آن مدخل اشاره کرده­اند آمده است . برای نمونه در همین قسمت زیر مدخل « نظامی گنجوی» نشانی 65 کتاب با شماره­ی صفحه آمده است. زیر مدخل «گلندام ، محمد» نشانی 71 کتاب آمده است. زیر مدخل «خاقانی شروانی» نشانی 62 کتاب آمده است. و زیر مدخل «انوری» نشانی صفحات 59 کتاب آمده است .البته کتاب­های هر جلد از کتاب­های چندجلدی یک کتاب به شماره آمده است .

 

یکی دیگر از مدخل­های این فصل «حافظ و قرآن» است که خود به مدخل­های فرعی­تر تقسیم شده است، از جمله : اشارات قرآنی ، تاثیرپذیری ، تدریس قرآن ، تفسیر ، تلاوت و قرائت قرآن ، چهارده روایت و حفظ قرآن ( از صفحه­ی 144 تا 152). برای نمونه زیر مدخل «اشارات قرآنی» نشانی صفحات 121 کتاب فهرست شده است که شماره­ی صفحات برخی از این کتاب های معرفی شده از 100 هم گذشته است. مثلا در صفحه­ی 146 برای  «گنج مراد» از 107 صفحه نشانی داده شده است.

 

اگر کسی بخواهد ببیند درباره­ی «آغاز شاعری حافظ» در چه کتاب­هایی و در چه صفحاتی از آن کتاب­ها بحث شده است، کافی است صفحه­ی 17 کتاب «راهنمای موضوعی حافظ شناسی» را نگاه کند و زیر مدخل  «آغاز شاعری»  (در بخش زندگی حافظ) نشانی 28 کتاب را در این موضوع ببیند .

در فصل زندگی حافظ موضوعات جزئی تر نیز از چشم دکتر حسن لی پنهان نمانده اس . از این موارد می­توان به مدخل­های زیر اشاره کرد:

برادر حافظ(صفحه­ی 50)، بیماری حافظ(صفحه­ی 50)، دست خط حافظ (صفحه­ی 162)، شغل حافظ(صفحه­ی 170)، وضعیت ظاهری حافظ: قد، قیافه، لباس و...(صفحه­ی 215) و....

 

در همین بخش مدخلی با عنوان «مقایسه­ی حافظ با دیگران» آمده که از صفحه­ی 192 تا 202 کتاب را در بر گرفته است. زیر این مدخل نیز 126 مدخل فرعی­تر آمده است که افراد بسیاری را شامل می­شود. از شاعران و نویسندگان و شخصیت­های پیش از حافظ تا زمان معاصر خود ما، از جمله: آندره ژید، بودلر، دانته، شکسپیر،گوته، نیچه و... معنی این سخن این است که اگر کسی بخواهد ببیند در کارنامه­ی حافظ پژوهی آیا کسی مقایسه­ای میان حافظ و نیچه انجام داده است یا خیر ، کافی است به صفحه­ی 201 این کتاب مراجعه کند و زیر مدخل نیچه (در بخش مقایسه­ی حافظ با دیگران) نشانی صفحه­های پنج کتاب را بیابد که در آن جا حافظ با نیچه مقایسه شده است . همچنین است مدخل دانته در (صفحه­ی 195) که ذیل آن، نشانی هفت کتاب آمده است که حافظ را با دانته مقایسه کرده­اند.

***

در فصل اندیشه­ی حافظ (صفحه­­ی 223 تا 290) نیز مدخل­های فراوانی ایجاد شده است که هر یک از آن­ها  بی­گمان بسیار کارگشاست. این مدخل­ها عبارتند از:

آب حیات، آخرت، آداب، آدم، آرمان شهر، آرزو، آز، آزادانديشي و وسعت مشرب، آزادي و آزادگي، آزار، آسایش، آشنایی­زدایی، آفرينش هستي و جهان، آمرزیدگی، آواز، آيين زرتشتي، آيين مهر و مهرپرستي، آيين، رسوم و سنن، اپیکوریسم، اتحاد عاشق و معشوق، اتهام، احسان، اختيار، اخلاص، اخلاق، ادب، ادونیسم، ازل، استغنا، استمداد، اسرار و رموز، اسطوره و حماسه، اعتدال و ميانه‌روي، اغتنام فرصت، اگزيستانسياليسم، الهاد، امانت، امرد، اميد و يأس، انتظار، اندرز، اندوه، انديشه­ی ايراني، انديشه­ی مانوي، انسان و انسان‌دوستي، اهریمن، اهل بیت، اهليت و قابليت ذاتي، ايران، ايمان و يقين، باده، بخت و طالع، بخشش، بخل، بدبيني، بدنامي، بسط، بصیرت، بلندنظري، بندگي و عبوديت، بهار و نوروز، بهداشت، بهشت، بیدادگری، بی­علاقگی به شیراز، بیناب، پارسايي، پاکی چشم، پاكي درون و بيرون، پدر، پند، پوچ­گرایی،پيامبر و اهل‌بيت، پير مغان، پير، پيري، پیمان، تاريخ، تجلي، تربیت، تزکیه، تزویر، تسبيح، تسليم و رضا، تصوف و صوفي، تضاد و تنوع(اخلاق و منافي اخلاق، اصلاح و انقلاب، انسان و اجتماع، پارسايي و رندي، توحيد و گناه، جبر و اختيار، جمال و كمال، خطا و بي‌خطايي در كار جهان، خنده و گريه، خوش‌بيني و بدبيني، دوزخ و بهشت، زهد و عرفان، شك و يقين، صوفي‌گري و صوفي‌ستيزي، عشق زميني و عشق رباني، عقل و عشق، عيش و معرفت، غم و شادي، فراق و وصل، فروتني و عجب، فقر و غنا، قضا و قدر، مدح و نكوهش دنيا، مستوري و مستي، مسجد و ميخانه، معنويت و ماديت، موارد كلي، هوشياري و مستي)، تعصب و خشك‌انديشي، تعلقات، تعليم و تربيت، تقدیر، تقليد، تقوا، تکبر، تکفیر، تلاش و كوشش، تملق، تندرستي و سلامت، تنگدستی، تنوع، توبه، توحيد، توكل، ثبات قدم، ثروت، جادو، جام جم، جام جهان‌بين، جامعه‌شناسي، جاودانگي، جبرگرایی، جبر و اختيار، جذبه، جمال پرستی، جنون، جواني، جهان، جهان‌بيني، جهل، جهنم، چاپلوسي و تملق، چله‌نشيني، حج، حدیث، حرام، حرص و آز، حسد، حسن خلق، حضور و غيبت، حق و ناحق، حق‌الله، حق‌الناس، حقيقت، حقیقت طلبی، حكمت، حماسه، حيرت، خاموشي، خانقاه، خدا، خرابات، خرافات، خرق عادت، خرقه، خشک­اندیشی، خواب، خودپرستي، خودخواهي، خودساختگي، خودشناسي و خودآگاهي، خوش‌بيني، خوش­گذرانی، خیال، دادگری، دارایی، داستان‌ها و شخصيت‌هاي ديني و تاريخي، دانش، درد، درك سياسي، دروغ و غيبت، درون‌گرايي، درويشي، دریوزگی، دعا، دل، دنيا، دوست، دوست‌گزيني و دوستي، ديالكتيك، دير مغان، دين و مذهب، دیوانگی، ذكر، راز و رازداري، راز و نياز، راستی، راهنما، رحمت الهی، رزق و روزي، رستاخیز، رستگاری، رسوم، رضا، رضایت، رقص و آواز، رقيب، رمضان، رموز، رنج، رند و رندي، روان‌شناسي، روح، روزه، رهبانیت، ریاضت، ريا و تزوير، ریشخند، زاهد، زراندوزي، زمانه، زن، زندگي، زهد، زیان، زيبايي، ژرف‌انديشي، سابقه ازل، سازگاری، ساقي، ستم، سحرخیزی، سحر، سخاوت، سخت‌گيري، سخن‌چيني، سرنوشت، سعادت و رستگاري، سفر، سفر روحانی، سلامت، سلوك، سماع، سود و زيان، شادباشی، شاهد، شاهدبازی، شباب، شب قدر، شب‌زنده‌داري و سحرخيزي، شجاعت، شخصیت های دینی و تاریخی، شراب، شريعت، شك، شكر، شهادت، شهامت، شهود، شیب، شیخ، شيخ و زاهد، شيطان، صبر، صدق، صلاح و مصلحت، صوفی، صومعه، طالع، طامات، طبيعت، طريقت و مشكلات طريقت، طغيان، طلب، طنز و لطيفه و ريشخند، ظلم، عادت‌گريزي و آشنايي‌زدايي، عاشق، عالم غيب، عبادت، عبودیت، عجب، عدالت، عرفان، عزلت، عشق مذکر، عشق و محبت، عصيان، عفو و رحمت الهي، عقل، علاقه و بي‌علاقگي به شيراز، علم، عنایت  الهی، عوام‌فريبي، عهد و پيمان، عیب پوشی، عیب جویی، عيب، عيش و شادباشي، غرور، غفران، غم و درد، غیبت، غير و محرم، غيرت، فرشته، فرقه­ها، فروتني، فضل، فقر و تنگدستي، فقيه، فلسفه، فلك، فنا، قاضي، قابلیت ذاتی، قبض و بسط، قضا و قدر، قلب، قلندر، قناعت، قیامت، کرامات، کرم، كشف و شهود، كشف و كرامات، كفر، كلام، كمال، كمك، کوشش، كينه، گدايي، گريه، گزاف، گناه، گنوسي‌سيزم، گوشه نشینی، لاف و گزاف (شطح و طامات)، لطف الهی، لطیفه، مادر، محبت، محتسب، محراب، محرم، مدارا، مدام، مدح، مدرسه، مدينه­ی  فاضله، مذاهب ديگر، مذهب، مراد، مربی، مرشد، مرگ، مستي، مسجد، مشکلات طریقت، مصلحت، معاد، معراج، معرفت، معشوق، (عشق مذكر)، ملامت، ملک، مناعت طبع، موسيقي، موضع‌گيري اجتماعي، مهدويت، مهرباني، مهر و مهر پرستی، مودت، مي، میانه روی، میخانه، ميكده، ناامیدی، ناحق، نارضايتي و رضايت، نجوم، نصيحت، نظر حافظ درباره‌ي خود، نظر حافظ در باره ی شعر، نظر و نظربازي، نفس، نماز، نوافلاطوني، نور، نوروز، نيازهاي دنيوي و جسماني، نيك‌رفتاري و حسن‌خلق، نيك‌نامي، نیکوکاری، نيهيليسم، واعظ، واقع‌بيني، واقع گرایی، وحدت وجود، وسعت مشرب، وصال، وفاداري، وقت، وقف، ولايت، وهم و خيال، ویزیون، هبوط، هجران و وصال، هدونیسم، هستی، همت، هنر، هوي و هوس، یأس، یاری، یقین.

 حال اگر کسی بخواهد ببیند در چه منابعی درباره­ی نظر حافظ در پیوند با جهان دیگر، مطلبی نوشته شده است، کافی است دومین مدخل از فصل اندیشه را که با عنوان  «آخرت» آمده است، ببیند. ذیل این مدخل نشانی صفحات 19 کتاب آورده شده است. برای آشنایی بیشتر خوانندگان ، در این بخش تنها به چند مدخل و منابع ذیل آن اشاره می شود:

ذیل مدخل «آفرینش هستی و جهان» نشانی 30 کتاب .

ذیل مدخل «اغتنام فرصت» نشانی 37 کتاب .

ذیل مدخل اندیشه­ی ایرانی» نشانی 22 کتاب .

ذیل مدخل «اندیشه­ی خیامی» نشانی 37 کتاب .

ذیل مدخل «پیامبر و اهل بیت» نشانی 72 کتاب .

ذیل مدخل «عقل» نشانی 51 کتاب .

ذیل مدخل «قضا و قدر» نشانی 32 کتاب.

ذیل مدخل «گناه» نشانی 48 کتاب.

*** 

فصل «سخن حافظ» بیش از 300 صفحه از کتاب را شامل شده است. (از صفحه­ی 291 تا 605). در این فصل نیز مدخل­های جالبی دیده می­شود، همچون:

ابداع و نوآوری (صفحه­ی 293) با معرفی نشانی 40 کتاب.

ادوارشعری و تاریخچه­ی سرایش (صفحه­ی 296) با معرفی نشانی 91 کتاب.

انسجام و ارتباط طولی و عمودی (صفحه­ی 303) با معرفی نشانی 60 کتاب.

دخالت در اشعار حافظ (صفحه­ی 532) با معرفی نشانی 65 کتاب.

مدح (صفحه­ی 571) با معرفی نشانی 54 کتاب.

موسیقی و اصطلاحات موسیقی (صفحه­ی 573) با معرفی نشانی 51 کتاب.

و مدخل های دیگر.

در فصل سخن حافظ چندین مدخل مفصل نیز وجود دارد که مدخل­های فرعی­تر بسیاری دارد. از جمله­ی آن­ها به چهار مورد اشاره می شود:

الف: مدخل «ترکیب و واژه» در215صفحه. این مدخل به تنهایی یک کتاب کامل است و مانند بسیاری دیگر از مدخل­ها، خود از مدخل­های فرعی­تر تشکیل شده است (بسامد، تاثیرپذیری و شرح ). به دیگر سخن واژه ها و ترکیب­هایی که در کتاب­های مورد بررسی، از نظر بسامد و تاثیرپذیری بررسی شده­اند یا این که درباره­ی آن­ها شرح داده شده است، در این بخش فهرست شده اند و منابع مورد نظر در ذیل هر واژه یا ترکیب آمده است . برای نمونه در مدخل فرعی «شرح» و ذیل مدخل فرعی­تر «آصف» (درصفحه­ی 329)، نشانی 22 کتاب آمده است. و ذیل «آینه­ی اسکندر» (درصفحه­ی 332)، نشانی 23 کتاب. و ذیل  «پرگار» (درصفحه­ی 353) نشانی 9 کتاب. و ذیل «جام جم» (درصفحه­ی 366) نشانی 44 کتاب. و ذیل «کاسه گرفتن» (درصفحه­ی 459) نشانی 12 کتاب و ... آمده است.

 

ب : مدخل «داستان­ها و شخصیت­های دینی و تاریخی» (از صفحه­ی 511 تا 531). این مدخل نیز از مدخل­های فرعی­تر بسیار تشکیل شده است که در ذیل هر یک، نشانی منابع گوناگون آمده است. تنها به چند نمونه اشاره می­شود:

ذیل مدخل «آدم» نشانی 38 کتاب آمده است.

ذیل مدخل «اسکندر» نشانی 44 کتاب آمده است.

ذیل مدخل «خضر» نشانی 48 کتاب آمده است.

ذیل مدخل «سلیمان» نشانی 68 کتاب آمده است.

ذیل مدخل «قارون» نشانی 39 کتاب آمده است.

ذیل مدخل «مجنون» نشانی 21 کتاب آمده است.

 و موارد دیگر.

ج: مدخل «ماخذ اندیشه و بیان». این مدخل نیز شامل مدخل­های فرعی­تر بسیار است (177 مدخل). ذیل این مدخل­ها نیز همچون مدخل­های دیگر، نشانی منابع مختلف آمده است.  این بدان معناست که اگر کسی بخواهد درباره­ی مآخذ اندیشه و سخن حافظ در کتاب­های نوشته شده جست و جو کند، کافی است به این بخش از کتاب «راهنمای موضوعی حافظ شناسی» مراجعه کند. به عنوان مثال اگر کسی بخواهد ببیند در چه کتاب­هایی در مورد تاثیرپذیری حافظ از اندیشه­های زردشتی صحبت به میان آمده است می­تواند به مدخل «آیین زردشتی»(درصفحه­ی551) کتاب مراجعه کند. در ذیل این مدخل نشانی 17 کتاب را خواهد یافت و چنانچه بخواهد در مورد تاثیرپذیری حافظ از خاقانی جست و جو کند می­تواند به مدخل «خاقانی شروانی» (درصفحه­ی 555 ) مراجعه کند و ذیل این مدخل نشانی 36 کتاب را بیابد و نیز دیگرانی چون خواجوی کرمانی (صفحه­ی 556)، خیام نیشابوری (صفحه­ی 557)، سعدی (صفحه­ی 559)، عطار نیشابوری (صفحه­ی 563)، ابوالعلا معری (صفحه­ی 568)، نصرالله منشی (صفحه­ی 569)، نظامی گنجوی (صفحه­ی 570 ) و....

 

د: مدخل «نسخ خطی» در 26 صفحه (از صفحه­ی 574 تا 600).  ذیل این مدخل نیز نسخه های مختلف خطی که در کتاب­های بررسی شده، مورد توجه بوده­اند فهرست شده­اند و ذیل هر کدام از آن ها همچون مدخل­های دیگر نشانی کتاب­ها نوشته شده است.

 

یکی از مدخل­های فصل «سخن حافظ»، تاثیرگذاری حافظ است. که ذیل این مدخل نیز نام افراد بسیاری ( داخلی و خارجی، گذشته و معاصر، شاعر و نویسنده و... ) در جایگاه مدخل­های فرعی­تر آمده است؛ از آن جمله می­توان به افراد زیر اشاره کرد:

هرمان اته، طالب آملی، امرسون، تاگور، صائب، عرفی، گوته، نشاط، نیچه، ویکتورهوگو و...

***

 

فصل پایانی جلد اول کتاب «راهنمای موضوعی حافظ شناسی»، با عنوان  «موارد دیگر» نام­گذاری شده است. در این فصل نیز مدخل­های شایسته­ی توجه فراوان است؛ این مدخل­ها عبارتند از:

آثار هنري در پيوند با حافظ، انتقاد از حافظ، اوضاع اجتماعي - سياسي عصر حافظ، (آيين، رسوم و سنن جنگ‌ها،خانقاه‌ها، دين و مذهب، زاهدان، زاهدنمايان، شيراز عصر حافظ، صوفيان، صوفي‌نمايان و فرق تصوف، فرمانروايان، كلوها، موارد كلي)، بناي حافظيه(آثار هنري، اجزاي بنا، تأثيرگذاران در بناي حافظيه، تصويرهاي آرامگاه، سنگ قبر، قبور در آرامگاه، معماري، منابع معرفي آرامگاه)، پیشنهادهايي درباره‌ي مطالعات و تحقيقات حافظ‌پژوهي در آينده، تأثير حافظ‌پژوهان، نسخ چاپي قدیمی، ترجمه و تحقيقات حافظ‌شناسي خارج از ايران، راه شناخت  حافظ، نظرات متناقض درباره‌ي حافظ.

 

یکی از مدخل­های مفصل این فصل مدخل «اوضاع اجتماعی – سیاسی عصر حافظ» است. این مدخل هم به مدخل­های فرعی­تر (آیین و رسوم، جنگ­ها، خانقاه­ها، دین و مذهب، زاهدان و زاهد نمایان، شیراز عصر حافظ و فرمانروایان و... تقسیم شده و بعضی از آن­ها، همچون مدخل فرمانروایان، خود از زیر مدخل­های دیگر تشکیل شده است .

مدخل جالب و مفصل دیگر این فصل که باز خود در حکم یک کتاب مستقل است، مدخل «تاثیر حافظ­پژوهان» است که در 112صفحه سامان یافته است. در این فصل هر یک از حافظ پژوهان که اثری پدید آورده­اند و در کتاب­های بررسی شده، تاثیر نهاده­اند به ترتیب الفبایی و در مدخل­های جداگانه فهرست شده­اند و ذیل هر کدام از آن­ها نشانی کتاب­ها (به همان شیوه­ی مرسوم کتاب) نوشته شده است. در این بخش وقتی به ترتیب الفبایی به نام «خرمشاهی، بهاء الدین» می­رسیم(صفحه­ی 688) می­بینیم آثار خرمشاهی جداگانه مدخل شده­اند و ذیل هر مدخل نشانی کتاب­ها آمده است. که اگر بخواهیم مجموع آن­ها را محاسبه کنیم به عدد 148 می­رسیم ، به سخن دیگر در این قسمت متوجه می شویم که در 148 کتاب از کتاب­های بررسی­شده در این پژوهش، نوشته­های بهاء الدین خرمشاهی تاثیر گذاشته است. به تعبیر دیگر بخش­هایی از کتاب­های حافظ­پژوهانه به نقل، نقد یا استناد به آثار خرمشاهی است.

***

جلد دوم کتاب راهنمای موضوعی حافظ شناسی در حجمی حدود 1200 صفحه به «سروده­های بررسی­شده یا مورد استناد» اختصاص یافته است. در این جلد از کتاب سروده­هایی از حافظ که در کتاب­های مورد نظر بررسی شده­اند در 9 بخش دسته بندی شده­اند(بیت، ترکیب بند و ترجیع بند، رباعی، غزل، قصیده، قطعه، مثنوی، مخمس و مصراع) و به هر یک مدخلی اختصاص داده شده است. هر یک از این مدخل­های 9 گانه نیز دارای مدخل­های فرعی­تر هستند (اختلاف نسخه، استقبال، انتساب به حافظ، تاثیرپذیری و تاثیرگذاری، تضمین، سرچشمه­ی الهام و عامل سرایش، شرح، همانندی و نظیره گویی). در ذیل هر یک از این مدخل­ها ابیات مورد نظر به ترتیب الفبایی فهرست شده اند و نشانی کتاب­ها در زیر هر کدام از آن­ها آمده است. برای نمونه اگر کسی بخواهد درباره­ی بیت مشهور (به شعر حافظ شیراز می­رقصند و می­نازند/ سیه­چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی) تحقیق کند در صفحه­ی 804، ستون دوم ، ذیل همین بیت نشانی 8 کتاب را می­بیند که در پیوند با «اختلاف نسخه» در این بیت توضیح داده­اند. و در صفحه­ی 899، ستون دوم، ذیل همین بیت نشانی یک کتاب را می­بیند که درباره­ی انتساب این بیت به حافظ بحث کرده است، یا اگر کسی بخواهد ببیند درباره­ی معنی یا معانی بیت «ماجرا کم کن و باز آ که مرا مردم چشم / خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت» در چه  کتابی سخن رفته است، می­تواند به صفحه­ی 1194 کتاب (در بخش شرح ß بیت) مراجعه کند و ذیل همین بیت، نشانی 18 کتاب را ببیند که بیت «ماجرا کم کن...» را شرح داده­اند. البته این زمانی است که در کتاب مورد نظر بیت یاد شده به صورت مستقل بررسی شده باشد و چنانچه همین بیت در خلال غزل شرح شده باشد در جایی دیگر از کتاب باید جست و جو شود. یعنی در بخش غزل، و ذیل شرح و در صفحه­ای که مطلع غزلی آمده که بیت یادشده از همان غزل است. مثلا برای بیت یادشده(ماجرا کم کن...) باید به صفحه­ی 1484مراجعه کرد و ذیل مطلع «سینه از آتش دل درغم جانانه بسوخت» نشانی 21 کتاب را دید. و همین روش استفاده از این بخش کتاب را دشوار کرده است ،کاش این بخش به روشی سامان یافته بود که مراجعه کننده را آسان­تر به مقصود می­رساند .

در هر حال حجم اطلاعات موجود در این جلد از کتاب و تنوع مدخل­ها و نشانی­ها، سرسام­آور است و اندکی درنگ درصفحات این کتاب، تعجب آدمی را از حوصله و همت نگارنده­ی آن برمی­انگیزد. ای کاش هر چه سریع­تر متن کامپیوتری این کتاب نیز در اختیار مردم کشور قرار می گرفت تا جست و جو در این اثر عظیم را برای حافظ­پژوهان آسان­تر کند. آن­چه مربوط به پژوهش­گر پرحوصله و نگارنده­ی سخت­کوش این کتاب می شود، به کمال انجام گرفته است و از این به بعد متخصصان کامپیوترند که باید در کنار متن کاغذی کتاب، نرم افزار کامپیوتری آن را نیز با قابلیت­های مختلف تهیه و با حفظ حقوق مولف به بازار عرضه نمایند .  

***

یکی از اقدامات ارزشمند در این کتاب ایجاد ارجاعات گوناگون است. با توجه به این که این کتاب یک مرجع بنیادی و یک فرهنگ موضوعی است، وجود ارجاعات مختلف، کمک شایانی به مراجعه کننده می­کند. برای نمونه تنها اگر به صفحه­های نخستین فصل «اندیشه­ی حافظ» نگاه کنیم، مدخل­های مختلف می­بینیم که مراجعه کننده را به مدخل­های دیگر ارجاع می­دهند، از جمله­ی آن­ها می­توان به موارد زیر اشاره کرد:

آداب ß آیین، رسوم و سنن

آب حیاتß جاودانگی

آرمان ß مدینه­ی فاضله

آزار ß ظلم و ستم

آمرزیدگی ßعفو و رحمت الهی

استمداد ß کمک و یاری

الهاد ß اتهام

اندوه ß غم و درد

بخشش ß سخاوت

تزویر ß ریا 

 

سخن آخر

با این معرفی عمیق و پرمثال و پرمدخل، امیدواریم ساختار این مرجع مشکل­گشا و ارزشمند، به دست مخاطبان آمده باشد. حال باید دید مخاطبان این کتاب چه کسانی هستند؟ پاسخ این است که حافظ­پژوهان/حافظ­شناسان. زیرا این کتاب مستقیما به محتویات دیوان حافظ ارجاع نمی­دهد. این کتاب، مختویات 230 کتاب حافظ­پژوهانه را ذیل چهار مدخل اصلی (زندگی­نامه، اندیشه­ی حافظ، سخن حافظ و موارد دیگر) با تقطیع ریزتر و الفبایی عرضه می­دارد و آن 230 کتاب از ذهن، زبان، زمینه، زمانه و زندگی حافظ، هر یک به نوعی سخن می­گویند.

 



18 مهر 1390 5079 0

  یاهو!
 
.. چنان گنجشک های ریزه خوارت معتقد هستم
به سقاخانه ات ..بامت..به صحنت .. برکت نانت..
هوا بارانی و سردست.. جایی می دهی آقا!
مرا در کنجی از آیینه بندان شبستانت؟
 
 
اللهم صل علی ، علی بن موسي الرضا مرتضي الامام التقي النقي و حجتك علی من فوق الارض ومن تحت الثري الصديق الشهيد صلاه كثيره تامه
زاكيه متواصله متواتره مترادفه كأفضل ماصليت علي احد من اوليائک

 


پرودگارا، ‌بر علي بن موسي الرضاي برگزيده ،‌درود و رحمت فرست . آن پيشواي پارسا و منزه و حجت تو بر هر كه روي زمين و زير خاك است. بر آن صديق شهيد درود و رحمت فراوان فرست، ‌درودي كامل و بالنده و از پي هم و پياپي و پي در پي، ‌همچون برترين و درود و رحمتي كه بر هريك از اوليائت فرستادي.
 
دانلود کنید:

 



17 مهر 1390 1377 0

شب

شب


گنجشک شب


صداي جيک‌جيکي نيست در شب


نمي‌دانستم اين‌جا اين‌قدر شب...


تو و گنجشک‌هاي خسته‌ي شهر


کجا آرام مي‌گيريد هر شب؟


...............................................................


يک رباعي گنجشکي از بهرام نوري گندم آباد


و مهرباني‌ ژوهانس کليماکوس عزيز


و لطف عباس معبودي نازنين



16 مهر 1390 1325 0

من از زیارتِ یک صبحِ تازه می آیم

                                                                            

 

 

 

کبوترانه در این عصرِ  بی پر و بالی

 

دلم به یادِ شما عاشقانه می گیرد

 

هوایِ با تو پریدن نشسته در بالم

 

سراغ ِ همسفری بی بهانه می گیرد

 

 

 

 

 

مرا ببر، ببر  ای عشق از شب کوچه

 

به شهرِ هشتم آئینه، در تب توفان

 

مرا ببر به تماشای  ناگهان - چشمه

 

به پای بوسی سنگ ها پس از باران

 

 

 

 

 

رسیده ایم من و  شب ،  سلام  ای خورشید

 

که با تبسمِ تو ماهِ  رهروان روشن

 

دلم همیشه به یادت  بلند پرواز است

 

که با اشاره ی تو راهِ آسمان روشن

 

 

 

 

 

سلام بر تو که انگشتِ تو نسیمِ صبا ست

 

چه سرخوشانه گره می گشایی از دردم

 

دلم پرنده و دستِ تو آشیانه ی مهر

 

از این رهاییِ یکدست برنمی گردم

 

 

 

 

 

 

 

ز ما  نگاه مگردان که ذره ایم آقا

 

تو  آفتابِ  بلندی و سایه ها بسیار

 

در این کناره که باشیم ذره ، خورشید است

 

در این کرانه که باشیم سنگ ها ، دلدار 

 

 

 

 

 

حدیث  سلسله العشق را روایت کن

 

تبارنامه ی نام  پیمبران این جاست

 

از ازدحامِ پریشان ِ بی پناهی ها

 

سفر کنیم که آرامشِ جهان این جاست

 

 

 

 

 

 

 

من از زیارتِ یک صبحِ تازه می آیم

 

دلم زلال و شبم مثل صبحِ خنده گشاست

 

قرارگاهِ دلِ  بیقرار ِ خسته دلان

 

رواق  ِروضه ی  تو خانه ی امید و رضاست

 

 

 

 

 

قسم به حرمت  همصحبتی خداوندا

 

مرا به غربت این خاک آشناتر کن

 

در این زمانه که پروازها زمین گیر است

 

مرا دچار قفس کن،  مرا رهاتر کن

 


 



16 مهر 1390 769 0

طفلی گریزان به هر سو

کبوتران حرم امام رضا(ع)

 

حس می کنم تا اذان را از بوی گلدسته هایت


همراه صدها کبوتر پر می زنم در هوایت


هم سر به زیر از گناهم ، هم رو به بالا نگاهم


فواره ای بی قرارم در بین صحن و سرایت


بر گوشهایم حجاب است، داخل شوم در حریمت؟


از گوشه چشمهایم دارد می آید صدایت 



در سایه ی لطف سلطان ما بندگان پادشاهیم


هر ذرّه ای آفتاب است در زیر ایوان طلایت


طفلی گریزان به هر سو، گم می شوم در هیاهو


مولا مرا مثل آهو، پنهان بکن در هوایت




16 مهر 1390 1506 0

 

"هوای حرف تو آدم را

عبور می دهد از کوچه باغهای حکایات

و در عروق چنین لحنی

چه خون تازه ی محزونی"

 



15 مهر 1390 797 0

یاد استاد

با یاد دوست...

از این عکس خاطره انگیز خودم خبر نداشتم تا اینکه چند روز پیش امید مهدی نژاد عزیز برایم فرستاد و به قولی سورپرایزم کرد. عکس مربوط است ایام برپایی کنگره غزل معاصر در رشت در زمستان 1378.  جشنواره ای که بهمت جلیل واقع طلب برپا شده بود و مثل خیلی از کنگره های امروزی از سکه و داوری و ...خبری در آن نبود. با مرحوم حسین منزوی و تنی از دوستان -که جز عباس کلهر و حسن صادقی پناه که در عکس حضور دارند اسامی مابقی را یادم نیست- رفتیم به عیادت نصرت رحمانی شاعر معروف دهه 40 و 50 در خانه قدیمی اش که حال خوبی نداشت. اولین نفر از سمت چپ من هستم که هنوز مویی بر سر داشتم! خدا همه ما را بیامرزد!



15 مهر 1390 1118 0

هنگام تطهیر است و باید دل به دریا زد....


سلام

پیش نوشت 1: مدتی نبوده ام (اول به دلیل سفر و بعد هم سایر مشغله های روزانه که...). از همه دوستانی که محبتشان بی پاسخ مانده عذرخواهی میکنم.

پیش نوشت 2: این غزل مورد نقد دوستان عزیزی قرار گرفت اما هنوز فرصت و حالی برای اصلاح پیش نیامده و حالا هم دلم نمی آید دیرتر از این بشود اینجا گذاشتنش.



به خاکپای حضرت ثامن الحجج(ع) :


با بادها آرام و نامحسوس می آید

بوی خوشی از سمت و سوی طوس می آید

هنگام تطهیر است و باید دل به دریا زد

مرداب تا آغوش اقیانوس می آید

خورشید در دست از حریمت باز می گردد

آنکه به پابوس تو با فانوس می آید

تیر و کمان از دست هر صیاد می افتد

تا بچه آهویی به سوی طوس می آید

خورشید، سر در پیرهن، از سمت «پایین پا»

هر شب سلامی می دهد، پابوس می آید

تسبیح در دست از دل «صحن عتیق» ات ماه

هر صبح با «یا نور و یا قدوس» می آید

این زاغکی که شد دخیل پنجره فولاد

نقاره بردارید که طاووس می آید

دل کندن از دامان تو سخت است و زائر، باز

از شهر تو با اشک و با افسوس می آید...









14 مهر 1390 1439 0

شعر دیگری برای امام رضا که درود خدا و من بر او باد

از عیانی عنایت عین اعیان می شود

دست خالی هر که راهی خراسان می شود

از کبوترهای دست آموز گنبد بشنوید :

خوش به حال هر که بر این سفره مهمان می شود

ارزش یک عمر دارد ساعتی در این حرم

در مصاف عشق اغلب عقل حیران می شود

اشک می ریزند بر گِرد ضریحش عاشقان

گاه حتی بی دعای نوح ؛ طوفان می شود

ارزش انگور گاهی کمتر از یاقوت نیست

ریگ در دستان او لعل بدخشان می شود

سرمه ی چشم ملائک بوده خاک پای او

صخره زیر  گام او تخت سلیمان می شود

اقتدار شاه یعنی گاه تعداد اسیر

بیشْ از گنجایشِ محدودِ زندان می شود

آنکه می گیرد شفا سمت طبیبش برنگشت!

خوش به حال آنکه دردش سخت درمان می شود

رفته رفته سخت خواهد شد دل بی مرحمت

سینه ای که دست رد خورده ست سندان می شود

بی نفس می افتم از پا در میان خوابها

هرکجا می بینم آهویی هراسان می شود

من پناه آورده ام امشب به تو ای وای من!

آهویی در خانه ی صیاد پنهان می شود



14 مهر 1390 1259 0

هزار تکه شد این من به لطف آینه هایت

یا حبیب الباکین

 

میان این همه غوغا، میان صحن و سرایت

بگو که می رسد آیا صدای من به صدایت؟

منی که باز برآنم که دعبلانه برایت

غزل ترانه بخوانم در آرزوی عبایت

 

من و عبای شما؟ نه من از خودم گله دارم

من از خودم که شمایی چقدر فاصله دارم

هنوز شعر نگفته توقع صله دارم

منی که شعر نگفتم مگر به لطف دعایت

 

چقدر خوب شد آری، نگاهتان به من افتاد

همان دقیقه که چشمم درست کنج گهرشاد

بدون وقفه به باران امان گریه نمی داد

هزار تکه شد این من به لطف آینه هایت

 

چنان که باید و شاید غزل غزل نشدم مست

که دست من به ضریحت در این سفر نرسیده است

من این نگاه عوامانه را نمی دهم از دست

اجازه هست بیفتم شبیه سایه به پایت؟

 

دوباره اشک خداحافظی رسیده به دامن

دوباره لحظهء تردید بین ماندن و رفتن

و باز مثل همیشه در آستانهء در من ـ

کبوترانه زمین گیر می شوم به هوایت

مربع

 سکوت کرده دوباره جهان برای من و تو

نبود و نیست صدایی به جز صدای من و تو

و می روم به امید دوباره های من و تو

میان این همه غوغا میان صحن و سرایت

 

                                    (قبله مایل به تو)

                                                                                                                                           



13 مهر 1390 1582 1

 

یا نور المستوحشین فی الظّلَم

چراغ یادت

 را برای همیشه روشن نگه می دارم 

تا بدانی

 در لحظه های دلتنگیم ُحضورت روشن خواهد بود..



12 مهر 1390 1158 0

موو دایی 4

همسده

نمدنیستی حج رجب همسدما

سکته کرده افتاده مریض خنه؟

تو چوجور همسده یی ،لوکه گوشت !

مثلا عند کلاس دیونه !

چی ؟ به ماچه ؟واز چی حرفا مزنی؟

از کی یاد گیرفتی شهری بازی ره ؟

شهریا ایجوریین ،عجب !درست !

یاد گیریفتی واز زبون درازی ره ؟

او زمان یادم مییه حج دایی جان

بی خبر نبودن از هم ادما

کِلَشا تو حولی همدیگه بود

با صفا و زنده بودن همشا

تو اگر مریض بودی همسده هات

با خبر بودن از احوال دلت

مثل ای دور زمونه که نبود

نمکردن هموجور تنها ولت

مدنستین مثلا  کلبه غلام

به سفر رفته خنش بی صحبه

کیلی خنش به دست صغرایه

اختیار بچه هاش با رجبه

خرشه سپرده دست او یکی

گاوشه ول دده مون گلهء ای  

اگه ماله دشته دست یک نفر

حتی گلدونش روی پلهء ای

وقته با خبر مرفتن همشا

که مخه به زودی از را برسه

خنشه تیمیز مکردن همگی

مثل روز اولش ..تا برسه

همسده یعنه همی یعنه دلت

بری همدیگه گُُُُم گُم بکنه

اگه یک روز، بری خودش مره 

یک ساعتشه وقف مردم بکنه

حالا چی ؟ تو نمدنی همسده هات

مردین یا زنده مندن دایی جان !

نمدنی مثنوی گفتن یا همه

غزل جدایی خوندن دایی جان !

خاک عالم به سر او همسده !

که بفهمه بو گیریفته ساختمون

از رو بو بفهمه مرده همسدش

یک ماهه چسبیده چخت آسمون !

یا بفهمه بعد یک ماه ، بیوه زن

دره از گوشنیگی اونجه جون مده

هموجور پولِ نون بچه هاشه

یک ماهه به شارژ ساختمون مده

چوجوری روت مره تو حرم بیگی :

- یا امام رضا (ع) مویم همسدتم

یا بیگی: بی خبر از مو نمنی

آقا جان ! مو کفتر ول ددتم

خوب یره هر شو جمعه تو حرم

میشینی تا نصف شب نال میزینی

یک دفه برو بپرس همسده جان

تو بری چی دیری بال بال میزینی ؟

ها دایی ! همسدهء امام رضا (ع)

یعنه مو ، یعنه تو، یعنه حج رجب

وخه تا نخورده خو گوشت برو

معذرت خواهی کن از او نصف شب !

1-مریض خنه : بیمارستان

2- لوکه گوشت : چاق بی خاصیت

3- حولی: منزل

4- بی صحب : بدون صاحب

5- کیلی : کلید

6- خوگوشی : سیلی.تا نخورده خوگوشت یعنی تا نزدم توی صورتت!چمیدونم یه چیزی توی همین مایه ها   



12 مهر 1390 1765 0

دهه کرامت

و یک رباعی

در دهه کرامت

 

دارد دل ما راه نجاتی دیگر

در مشهد و در قم ، عتباتی دیگر

بر بانوی با کرامت قم صلوات

بر شاه خراسان صلواتی دیگر

 

 

 

 

 



10 مهر 1390 4189 0

شهر آفتاب

 

 

 

با سلام و عرض تبریک به مناسبت میلاد کریمه اهلبیت حضرت معصومه سلام الله علیها

 

          تاجی از آفتاب سر قم گذاشتند                          

         نوری ز عشق در دل مردم گذاشتند

            بانو! تو آمدی: سر هر سفره تهی

               سیب گلاب  و سبزه و  گندم گذاشتند

                 باران گرفت و عطر هزاران گل انار

                    روی لب کویر ُُُُُتبسم گذاشتند

                      از برکت قدوم شما شوره زارها

                        رودی شدند و سر به تلاطم گذاشتند

                           این شهر را به عشق شما"شهر اهلبیت"

                                شهر ستارگان زمین ...قم گذاشتند

                                 "اینجا برای چیدن یک خوشه یاد تو

                                    هر گوشه از حریم تو را خم گذاشتند"

                                      دستان مهربان تو را آسمانیان 

                                         بر شانه های خسته مردم گذاشتند

                                                هر کس مقیم شهر تو شد در پیاله اش

                                                     یک جرعه آفتاب و ترنم گذاشتند

 



09 مهر 1390 1253 0

مرد رهگذر

نه اینکه مرغی اسیرم، نه چون شکسته پرم

که من بهانه ندارم، بگو چرا بپرم؟

 

خیال خام ندارم به ماه پنجه زنم

نگو که ماه هلال است، من پلنگترم

 

خیال می کنم امشب تو بهتر از ماهی

ولی چگونه بگویم که عاشق سحرم!

 

به گرمی سخنان تو دل نمی بندم

شبیه باد بیابان هنوز در گذرم

 

شکست آینه، حالا درست مثل من است

ترک ترک شده انگار پای تا به سرم

 

ملول گشتم از انسان کجاست دیو و ددم

که من چراغ ندارم وگرنه دور و برم...

 

بیا به کوچه ی تنهایی ام بیا ای مرگ

که حجله ها بنویسند مرد رهگذرم



05 مهر 1390 1252 0

خاطرت جمع من پریشانم!

 

چه بگویم؟ نگفته هم پیداست

غم این دل مگر یکی و دو تاست؟

 

به همم ریخته ست گیسویی

به همم ریخته ست مدتهاست

 

هم به هم ریخته ست هم موزون

اختیارات شاعری خداست

 

در کش و قوس بوسه و پرهیز

کارمان کار ساحل و دریاست

 

نیست مستور آن که بد مست است

چشم تو این میانه استثناست(۱)

 

خاطرت جمع من پریشانم

من حواسم هنوز پرت هواست

 

از پریشانی اش پشیمان نیست

دل شیدای ما از آن دلهاست!

 

هر کجا میروی دلم با توست

هر کجا میروم غمت آنجاست

 

عشق سوغات باغهای بهشت

عشق میراث آدم و حواست


(۱)  مگرم شیوه چشم تو بیاموزد کار/ ور نه مستوری و مستی همه کس نتوانند (حافظ)

 



05 مهر 1390 1800 0
صفحه 288 از 289ابتدا   قبلی   280  281  282  283  284  285  286  287  [288]  289  بعدی   انتها