(آرشیو نویسنده میلاد عرفان پور)

دفتر شعر

ای باد! چه در گوش طبیعت گفتی؟

از سجده و لذت عبادت گفتی
یا آیه ای از صبح قیامت گفتی
برگ از پی برگ، بر زمین ریخته است
ای باد! چه در گوش طبیعت گفتی؟


30 فروردین 1391 3662 1

وقتی که نماز را شکسته است، سفر

بر جاده لمیده، باده در دست، سفر
این مست تر از مست تر از مست، سفر
کی از دل بی نوای ما می گذرد؟
وقتی که نماز را شکسته است، سفر


30 فروردین 1391 2256 0

از شرم و حیاست هر چه دارد خورشید

می سوزد و می تابد و می افروزد
از نور برای خود قبا می دوزد
از شرم و حیاست هر چه دارد خورشید
چشمی که به او خیره شود، می سوزد


30 فروردین 1391 2185 0

بر قله که بود گفت: «سبحان الله»

بر قله که بود گفت: «سبحان الله»
هنگام فرود گفت: «سبحان الله»
حاشا که به دریا نرسد دستانش
این گونه که رود گفت: «سبحان الله»


30 فروردین 1391 1990 0

شرمنده ام ای درخت! ای گل! ای رود!

دل، این دل تنگ، زیر این چرخ کبود
یک عمر دهان جز به شکایت نگشود
آرامش تسبیح شما بر هم خورد
شرمنده ام ای درخت! ای گل! ای رود!


30 فروردین 1391 6761 0

یک خانه ی کوچک کلنگی دارد

خورشید اگر چه آب و رنگی دارد
یا بر سر خود تاج قشنگی دارد
شب ها که به پشت کوه بر می گردد
یک خانه ی کوچک کلنگی دارد


30 فروردین 1391 822 0

این چادر شب بود که زیبایت کرد

نارس بودی، حیا شکوفایت کرد
ایمان تو نامدار دنیایت کرد
یک سکه ی بی رواج بودی ای ماه!
این چادر شب بود که زیبایت کرد


30 فروردین 1391 2915 0

عطر تو تمام کوچه را گریانده است

عطر تو تمام کوچه را گریانده است
از شعر تو هر پرنده بیتی خوانده است
بگذار بدانند که در شهر هنوز
یک شاخه گل سرخ، دهاتی مانده است


30 فروردین 1391 1349 0

یک عمر دلم شکسته خوانده است نماز

دل، معتکف سیاهی چشمانت
جان، صوفی خانقاهی چشمانت
یک عمر دلم شکسته خوانده است نماز
در مسجد بین راهیِ چشمانت


30 فروردین 1391 2225 1

هر چیز شکست قیمتش نیز شکست

هر کس که در این زمانه درویش تر است
در جاده ی عشق، از همه پیش تر است
هر چیز شکست قیمتش نیز شکست
جز دل که شکسته قیمتش بیشتر است


30 فروردین 1391 2216 0

تا محضر مرگ پایکوبی کردیم

ما زیر تگرگ پایکوبی کردیم
ما برگ به برگ پایکوبی کردیم
در جاده ی سرنوشت، مانند عصا
تا محضر مرگ پایکوبی کردیم


30 فروردین 1391 1417 1

من کیستم؟ آنکه هر زمان، دیگر شد

من کیستم؟ آنکه هر زمان، دیگر شد
راهی به خدا نبرد و عمرش سر شد
شرمنده ام از زمین که با آمدنم
باری که به شانه داشت سنگین تر شد


30 فروردین 1391 1035 0

پیرانِ خمیده از جوانان پیش اند

هر چند حریص اند و معاش اندیش اند
هر چند به کوچ خود نمی اندیشند
از جاده ی مرگ در شگفتم که در آن
پیران خمیده از جوانان پیش اند


30 فروردین 1391 743 0

تقدیر ز اشتیاق ما بی خبر است

تقدیر ز اشتیاق ما بی خبر است
تا چشم به هم زنیم، وقت سفر است
نزدیک شده است روز وصل من و تو
اما چه کنم که مرگ نزدیک تر است


30 فروردین 1391 1201 0

بیدار نمی شویم الاّ با مرگ

فرداست که زیر بارش تند تگرگ
نه شاخه به جا بماند از ما و نه برگ
القصه چنین که خواب ما سنگین است
بیدار نمی شویم الاّ با مرگ


30 فروردین 1391 1229 0

تنهایی من سرش شلوغ است امشب

سرگرم مناجاتم و سرمست امشب
از هرچه جز او کشیده ام دست امشب
دیر آمدی ای رفیق! دیر آمده ای
تنهایی من سرش شلوغ است امشب


30 فروردین 1391 1924 0

ای کاش دلم خوشه ای از گندم بود

بیزارم از این پوچی و بی معنایی
از این همه دلبستگی دنیایی
ای کاش دلم خوشه ای از گندم بود،
در دست گرسنگان آفریقایی


30 فروردین 1391 1539 0

از سمت یتیم خانه ها می آمد

با خرمنی از بهانه ها می آمد
در پاسخ تازیانه ها می آمد
طوفان که شکست برج و باروها را
از سمت یتیم خانه ها می آمد


30 فروردین 1391 1093 0

داغ است رباعی ام، زبان می سوزد

داغ است رباعی ام، زبان می سوزد
لب بازکنم، بای بیان می سوزد
یا پنبه ز گوش خویش بیرون آور
یا پنبه و گوش،توأمان می سوزد


30 فروردین 1391 1021 0

در حافظه ام جشن فراموشی هاست

در حنجره، های و هوی خاموشی هاست
چشمم همه پرده ی خطاپوشی هاست
تا کینه به دل راه نیابد، هر شب
در حافظه ام جشن فراموشی هاست


30 فروردین 1391 3454 0
صفحه 8 از 9ابتدا   قبلی   3  4  5  6  7  [8]  9  بعدی   انتها