(آرشیو پدیدآورنده رقیه ندیری)

دفتر شعر

روزی سه عدد


ما کشور خودکفای تا حلق پریم
در علم پزشکی همگی پروفسوریم
موی سرمان بلند خواهد شداگر
روزی سه عدد گندم هندی بخوریم


13 فروردین 1391 825 0

به هوای بهار


پسر بچه هایی شیطان هستند
ابر ها
کشتی که می گیرند
سکه های عیدی شان
به زمین می ریزد

بهار
به صف می کند
گنجشک ها را
برای سرود خوانی دسته جمعی


به هوای بهار
سرک می کشد
جوانه کوچک
از دریچه خاک





06 فروردین 1391 838 0



از ادم و از دیو و پری می گویم
از بغض همیشه بستری می گویم
به مادر ترک و بی کسم شعرم را
هر شب به زبان آذری می گویم




10 اسفند 1390 595 0

ایمان



از وقتی
دنیا ماشینی شده
ایمان آورده ام
به فرشته بودن اتوبوسی که تو را می آورد





01 اسفند 1390 607 0

صد مرتبه سوختیم و تاول نزدیم
حرفی به نهاد حل معضل نزدیم
در شهر پدر سوخته ها پیر شدیم
یک بار ولی به کوه و جنگل نزدیم




18 بهمن 1390 675 0

مترسك


بي آن كه خبر تا ده پايين برسد
يا زاغ گرسنه و خبر چين برسد
جاليزك من سبز شده منتظرم
لطفا دو سه تا مترسك از چين برسد



05 بهمن 1390 689 0


نگاهت روشن است و برق دارد
نشان از آفتاب شرق دارد
اگر چه هر دو از یک آب و خاکیم
گل تو با گل من فرق دارد





26 دی 1390 628 0
صفحه 3 از 3ابتدا   قبلی   1  2  [3]  بعدی   انتها