(آرشیو نویسنده سیده تکتم حسینی)

دفتر شعر

خواب رفته ام در مخمل سیاه مردمکهایش...

 

. بی جرقه بی نور ،سیگار ... هی دود پشت دود تا حلقه حلقه گم شوم در هوای روسپی شهر ،وقتی  تنهایی می بارد از آغوشی که سر به خیال گورستان می ساید به سکوت سنگها ...

- اگر این شب از سرم بگذردباورکن هزارو یکمین چراغ این افسانه را خاموش میکنم با همین قطره های بی بنیاد...

. اگر این تب بگذرد از بند بند وجودم هزارویکمین ریشه ام می رسد به دور ترین اقیانوس،به متروک ترین جزیره ...به کورترین ریشه ی تاریخ

- به گور کوچکی در کوهستانی دوردست ...

. تو درخت غمگینی هستی که ریشه هایت را موریانه ها جویده اند،میوه هایت را آدمها...

-  ...

 

 



07 اسفند 1390 778 0

کمرنگم ...

 

 

انزوا به لبهایت نمی آید

وقتی دهانم از بوسه می افتد ...

 

 



04 اسفند 1390 831 0

صدای بارونو می شنوی؟

 

گفت :

صدات مثل یه زمستون بی برفه

که فقط سوز داره

فقط سوز ...

 

 



28 بهمن 1390 794 0
صفحه 5 از 5ابتدا   قبلی   1  2  3  4  [5]  بعدی   انتها