(آرشیو پدیدآورنده آیات غمزه)

دفتر شعر

غزل یکصد و شصت و دوم

مگر، این بادخوش ، از راه عشق آباد ، می آید؟

که بوی عشق های کهنه ، ازاین باد ، می آید

کجا و کی ، دراین اقلیم ، بی معنی است ، این عشق است

وعشق ازبی « زمان » ، از « ناکجا آباد » می آید

به هفت آرایی مشاطه گان ، او را نیازی نیست

که شهر آشوب من ، با حسن مادرزاد می آید

« هراس از باد هجرانی نداری؟ » - وصل می پرسد -

و ازعاشق جواب « هر چه باداباد » می آید

جهان انگار ، در تسخیر شیرین است و تکثیرش

که از هر سو ، صدای تیشه ی فرهاد می آید

گشاده سینگی کن ، عشق اگر بسیار می خواهی

که سهم قطره ودریا ، به استعداد می آید

همایون بادعشق ، آری ، اگر چه شکوه ازگل را ،

درآوازه چکاوک ، غلتی ازبیداد می آید

مجزا نیستند از عشق ، وصل و فصل و نوش و نیش

شگفتا او ، که با ترکیبی از اضداد ، می آید

توبوی نافه را ، از باد ، می گیری و می نوشی

من از خون دل آهوی چینم ، یاد می آید

مده بیمم زموج آری که خود ترجیع توفان است

که در پروازهای مرغ دریا زاد ، می آید



24 آذر 1393 191 0

مرگ مادر

بايد از كارهاي عقب افتاده ليست بگيرم

واز اشفتگي هاي خانه

نگران دخل و خرج ماهانه باشم

وسرشماري گنجشكهاي بي سر وسامان

بايد دلم شور بزند 

براي سربه زيري شمعداني ها

گرد وخاك مهمان طاقچه

بايد بغضم رابخورم

مقابل حال واحوال زن همسايه

وفقط بگويم

خوبم

بدون انكه چيزي از دردهام بروز دهم

بايد دلتنگي خانه را رفو كنم

وكفش هاي دلمرده را واكس.....

بايد هرشب

با دوفنجان چاي

كنار پدر بنشينم

رشته ي افكارش را پاره كنم

وسر صحبت را باز......

تا به جاي خالي ات فكر نكند

بايد حواسم به همه چيز باشد

بند كفش هاي اويزان

و تعداد ترك هاي سقف

بايد دقت كنم

كه ترب هاي تازه روي طبيعت سبز سبزي

جلوه ي بيشتري دارد

وقرص هاي اهن من با قرص هاي فشار خون پدر

همخواني ندارد

بايد خواب همه را پيدا كنم

وخواب قالي

بايد مراقب باشم

عينك پدربرق بزند

تا به نبودت خوش بين باشد

بايد وصله كنم 

تكه هاي دلش را به دلم

تا بي تاب نبودت نشود

***

مادر بايد بروم

كلي كارهاي عقب افتاده دارم.

 

 



21 بهمن 1391 1516 0