(آرشیو پدیدآورنده محمدرضا محمدی.شیدا)

دفتر شعر

عطر پر رنگ چایی روضه

یاحبیب الباکین

انگار همین دیروز بود


خانه پیرزن ته کوچه

پشت یک تیر برق چوبی بود

پشت فریاد های گل کوچک

واقعا روزهای خوبی بود

 

پیرزن هر دوشنبه بعد از ظهر

منتظر بود در زدن ها را

دم در می نشست و با لبخند

جفت می کرد آمدن ها را

 

روضه خوان محله می آمد

میرزا  با دوچرخه آهسته

مثل هر هفته باز خیلی دیر

مثل هر هفته سینه اش خسته

 

"ای شه تشنه لب سلام علیک"

ای شه تشنه لب...چه آوازی

زیر و بم های گوشه ء دشتی

شعرهای وصال شیرازی

 

می نشستیم گوشهء مجلس

با همان شور و اشتیاقی که...

چقدر خوب یاد من مانده

در و دیوار آن اتاقی که -

 

یک طرف جملهء"خوش آمدهاید

به عزای حسین"بر دیوار

آن طرف عکس کعبه می گردد 

دور تا دور این اتاق انگار

 گوشه گوشه چه محشری برپاست

توی این خانهء چهل متری

گوش کن! دم گرفته با گریه

به سر و سینه می زند کتری

 

عطر پر رنگ چایی روضه

زیر و رو کرده خانهء اورا

چقدر ناگهان هوس کردم

طعم آن چای قند پهلو را

 

تا که یک روز در حوالی مهر

روی آن برگ های رنگا رنگ

با تمام وجود راهی کرد

پسری را که برنگشت از جنگ

 

هی دوشنبه دوشنبه رد شد و باز

پستچی نامه از عزیز نداشت

کاشکی آن دوشنبهء آخر

روضهء میرزا گریز نداشت

 

پیرزن قطره قطره باران شد

کمی از خاک کربلا در مشت

السلام و علیک گفت و سپس

روضهء قتلگاه اورا کشت

 

مربع

 

تاهمیشه نمی برم از یاد

روضهء آن سپید گیسو  را

سالیانی است آرزو دارم

کربلای  نرفتهء او را



03 مرداد 1392 239 0

شعله ی سرکش

این صفحه ی مانیتور من؟نه تن توست

این شعله ی سرکش از تن روشن توست

باریدن  انگشتانم  بر  کیبورد

واکردن دکمه های پیراهن توست



03 مرداد 1392 333 0

آزادی(تقدیم حضرت ولی عصر)

خون جگری که بر لب و دندان است

ما را شده گریه عالمی خندان است

باز آی ، برای یک سخن " آزادی "...

این واژه که پشت میله ها زندان است



09 خرداد 1392 339 0

عشق یک حادثه است

شکلیست که ماورای این هندسه است

حس ششمی که برتر از لامسه است

وقتی که دلی به یک نگه می لرزد ...

من معتقدم که عشق یک حادثه است



09 خرداد 1392 311 0