دفتر شعر

شعرهایم تغزّل ندارند

حرفی از زلف و کاکل ندارند
شعرهایم تغزّل ندارند

هر یکی را به حالی سرودم
بیت هایم تعادل ندارند

حال ها می روند و می آیند
لحظه ای هم تامّل ندارند

دخترانِ زمین، تابِ چون من
شاعری آسمان جُل ندارند

این قفس ها قشنگ اند، اما
هیچ درکی ز بلبل ندارند

سخت خوش آب و رنگ اند، اما
غنچه ها بویی از گل ندارند

اوج می خواهم، اما در این شهر
جاده ای جز تنزّل ندارند

از تو می پرسم، ای قله ی دور!
هیچ این دره ها پُل ندارند؟

بگذر از بوسه، ای دوست! داغ ام
گونه هایت تحمل ندارند


03 اردیبهشت 1391 975 0
صفحه 2 از 2ابتدا   قبلی   1  [2]  بعدی   انتها