دفتر مجازی شعر

دفتر شعر

نیفتادند از پا، دست هایش

خودش هم رفت، اما دست هایش...
رقم زد عشق را با دست هایش
به روی خاک افتادند، اما
نیفتادند از پا، دست هایش


28 اردیبهشت 1391 1424 0

فُرات از دست هایش آب نوشید

دلش سرچشمه در سرچشمه جوشید
زلال و پاک، جاری شد، خروشید
به سمت رود رفت و لحظه ای بعد
فُرات از دست هایش آب نوشید


28 اردیبهشت 1391 1272 0

غمی اُمّ البنینی با دلم بود

غریب و تشنه و تنها، دلم بود
تمام عمر با سقا، دلم بود
دوبیتی در دوبیتی نوحه خواندم
غمی ام البنینی با دلم بود


28 اردیبهشت 1391 1153 0

تبرها خوردی و لب تر نکردی

چو گل پژمردی و لب تر نکردی
تبرها خوردی و لب تر نکردی
در اوج تشنگی، یک مشت دریا
به دندان بردی و لب تر نکردی


28 اردیبهشت 1391 1195 0

به قد یک پرستو هم نبودم

ولی من لایق این غم نبودم
دچار بارشی نم نم نبودم
پرستوها به رفتن دل سپردهد
به قد یک پرستو هم نبودم


28 اردیبهشت 1391 915 0

بهار آورد، رودی از پرستو

بهار آورد، رودی از پرستو
دل صد مرد -رودی از پرستو-
رها بر شانه های زخمی شهر
سفر می کرد رودی از پرستو


28 اردیبهشت 1391 877 0

هراسی از تبرداران ندارند

سپیداران نشانی سرخ دارند
همیشه آرمانی سرخ دارند
هراسی از تبرداران ندارند
سری سبز و زبانی سرخ دارند


28 اردیبهشت 1391 702 0

عوض کردیم نام کوچه ها را

گرفتند انتقام کوچه ها را
شکستند ازدحام کوچه ها را
سفرکردند و ما با نیشخندی
عوض کردیم نام کوچه ها را


28 اردیبهشت 1391 1383 0

سفر کردند سرداران عاشق

سفر کردند سرداران عاشق
به روی شانه ی یاران عاشق
گذشتند و رها کردند در باغ
مرا تنها، سپیداران عاشق


28 اردیبهشت 1391 1135 0

کجا بال کبوتر می فروشند

کجا گل های پرپر می فروشند
شهادت را مکرر می فروشند
دلم در حسرت پرواز پوسید
کجا بال کبوتر می فروشند


28 اردیبهشت 1391 1403 0

چه کردی با علی(ع) ای بی مروّت؟

شب تاریک و نخلستون و غربت
دو کیسه نون و یه کاسه محبت
سحر محراب با شمشیر می گفت
چه کردی با علی(ع) ای بی مروّت؟


20 اردیبهشت 1391 1600 0

تو مثل کوی بن بستی، دل من!

تو مثل کوی بن بستی، دل من!
تهی دستی، تهی دستی، دل من!
اگر یک ذره بو می بردی از عشق
به دنیا دل نمی بستی، دلِ من!


20 اردیبهشت 1391 1155 0

شهیدان را شهیدان می شناسند

خوشا آنان که جانان می شناسند
طریق عشق و ایمان می شناسند
بسی گفتیم و گفتند از شهیدان
شهیدان را شهیدان می شناسند


20 اردیبهشت 1391 12268 1

چه می شد لاله ای بودم در این باغ

چرا چون خار فرسودم در این باغ
چرا بی داغ، آسودم در این باغ
گلستان در گلستان لاله رویید
چه می شد لاله ای بودم در این باغ


20 اردیبهشت 1391 2017 0

شهادت قسمت ما می شد ای کاش

گل اشکم شبی وا می شد ای کاش
همه دردم مداوا می شد ای کاش
به هر کس قسمتی دادی خدایا!
شهادت قسمت ما می شد ای کاش


20 اردیبهشت 1391 2815 0

بگو «یا مهدی» و برگرد با من

شب است و آسمانی سرد با من
شب و یک کوله پشتی درد با من
بیا از خاکریز خویش بگذر
بگو «یا مهدی» و برگرد با من


13 اردیبهشت 1391 1162 0

دلم در سینه، یک شب منفجر شد

تو رفتی بی تو روز من کدر شد
سکون در بال هایم منتشر شد
به یاد روزهای خوب جبهه
دلم در سینه، یک شب منفجر شد


13 اردیبهشت 1391 1119 0

دل من نیز مفقودالاثر شد

برادر! بی تو داغم تازه تر شد
تو رفتی، سوز اشکم بیشتر شد
به دنبال سرت سنگر به سنگر
دل من نیز مفقودالاثر شد


13 اردیبهشت 1391 1547 0

سرم در کربلای هشت گم شد

تنم در جبهه ی سردشت گم شد
شبی با بچه های گشت گم شد
دلم در قصر شیرین رفت از دست
سرم در کربلای هشت گم شد


13 اردیبهشت 1391 1417 0

پشیمانم که گفتم دوستت دا...

به صحرا می زنم از عشق تو یا
خودم را می کشم از دست تو تا
تمام عالم و آدم بدانند
پشیمانم که گفتم دوستت دا...


13 اردیبهشت 1391 1379 0
صفحه 4 از 5ابتدا   قبلی   1  2  3  [4]  5  بعدی   انتها