دفتر شعر

یک شهر پرنده های مُرده

یک شهر پرنده های مُرده
یک شهر چرنده های خوش پوش
یک شهر مناره های کوتاه
یک شهر ستاره های خاموش

آیینه ی آسمانِ تاریک
تابوت غریب نعش انسان
بر شانه ی کوچه های باریک
یک جاده به سمت خط پایان

در پرتوِ ماه بی تفاوت
یک بیشه پلنگ تیزدندان
همْ خانه گرگ های وحشی
آغشته به خون ِگوسپندان

پتیاره ی خرفریبِ بدنام
کمپیرِ وقیحِ هفت کرده
زالوی کریهِ هفت اندام
حلقوم برای نفت کرده

شش دانگ صدای ناهماهنگ
ترکیب دروغ و آهن و دود
آویخته در بتان ده رنگ
یک شهر نران ماده اندود

مردانِ به انتها رسیده
یک صفحه پیاده های فرزین
مردانِ به گوشِ ما رسانده
یک عمر حماسه ی دروغین

با پرده درانِ پشتِ پرده
تا کی، تا چند استمالت؟
ای شیعه ی انقلاب کرده!
این بود فرشته ی عدالت؟

ای دیوِ سپیدِ پای در بند!
این جنگلِ گرگ را بسوزان
آری، بخروش، ای دماوند!
تهرانِ بزرگ را بسوزان...


03 اردیبهشت 1391 2612 0
صفحه 5 از 5ابتدا   قبلی   1  2  3  4  [5]  بعدی   انتها