بازگشت به شاخه والد: شعرا

میلاد عرفان پور

دفتر شعر

بر قله که بود گفت: «سبحان الله»

بر قله که بود گفت: «سبحان الله»
هنگام فرود گفت: «سبحان الله»
حاشا که به دریا نرسد دستانش
این گونه که رود گفت: «سبحان الله»


30 فروردین 1391 1990 0

شرمنده ام ای درخت! ای گل! ای رود!

دل، این دل تنگ، زیر این چرخ کبود
یک عمر دهان جز به شکایت نگشود
آرامش تسبیح شما بر هم خورد
شرمنده ام ای درخت! ای گل! ای رود!


30 فروردین 1391 6759 0

یک خانه ی کوچک کلنگی دارد

خورشید اگر چه آب و رنگی دارد
یا بر سر خود تاج قشنگی دارد
شب ها که به پشت کوه بر می گردد
یک خانه ی کوچک کلنگی دارد


30 فروردین 1391 822 0

این چادر شب بود که زیبایت کرد

نارس بودی، حیا شکوفایت کرد
ایمان تو نامدار دنیایت کرد
یک سکه ی بی رواج بودی ای ماه!
این چادر شب بود که زیبایت کرد


30 فروردین 1391 2914 0

عطر تو تمام کوچه را گریانده است

عطر تو تمام کوچه را گریانده است
از شعر تو هر پرنده بیتی خوانده است
بگذار بدانند که در شهر هنوز
یک شاخه گل سرخ، دهاتی مانده است


30 فروردین 1391 1349 0

یک عمر دلم شکسته خوانده است نماز

دل، معتکف سیاهی چشمانت
جان، صوفی خانقاهی چشمانت
یک عمر دلم شکسته خوانده است نماز
در مسجد بین راهیِ چشمانت


30 فروردین 1391 2223 1

هر چیز شکست قیمتش نیز شکست

هر کس که در این زمانه درویش تر است
در جاده ی عشق، از همه پیش تر است
هر چیز شکست قیمتش نیز شکست
جز دل که شکسته قیمتش بیشتر است


30 فروردین 1391 2216 0

تا محضر مرگ پایکوبی کردیم

ما زیر تگرگ پایکوبی کردیم
ما برگ به برگ پایکوبی کردیم
در جاده ی سرنوشت، مانند عصا
تا محضر مرگ پایکوبی کردیم


30 فروردین 1391 1417 1

من کیستم؟ آنکه هر زمان، دیگر شد

من کیستم؟ آنکه هر زمان، دیگر شد
راهی به خدا نبرد و عمرش سر شد
شرمنده ام از زمین که با آمدنم
باری که به شانه داشت سنگین تر شد


30 فروردین 1391 1035 0

پیرانِ خمیده از جوانان پیش اند

هر چند حریص اند و معاش اندیش اند
هر چند به کوچ خود نمی اندیشند
از جاده ی مرگ در شگفتم که در آن
پیران خمیده از جوانان پیش اند


30 فروردین 1391 743 0

تقدیر ز اشتیاق ما بی خبر است

تقدیر ز اشتیاق ما بی خبر است
تا چشم به هم زنیم، وقت سفر است
نزدیک شده است روز وصل من و تو
اما چه کنم که مرگ نزدیک تر است


30 فروردین 1391 1201 0

بیدار نمی شویم الاّ با مرگ

فرداست که زیر بارش تند تگرگ
نه شاخه به جا بماند از ما و نه برگ
القصه چنین که خواب ما سنگین است
بیدار نمی شویم الاّ با مرگ


30 فروردین 1391 1229 0

تنهایی من سرش شلوغ است امشب

سرگرم مناجاتم و سرمست امشب
از هرچه جز او کشیده ام دست امشب
دیر آمدی ای رفیق! دیر آمده ای
تنهایی من سرش شلوغ است امشب


30 فروردین 1391 1922 0

ای کاش دلم خوشه ای از گندم بود

بیزارم از این پوچی و بی معنایی
از این همه دلبستگی دنیایی
ای کاش دلم خوشه ای از گندم بود،
در دست گرسنگان آفریقایی


30 فروردین 1391 1537 0

از سمت یتیم خانه ها می آمد

با خرمنی از بهانه ها می آمد
در پاسخ تازیانه ها می آمد
طوفان که شکست برج و باروها را
از سمت یتیم خانه ها می آمد


30 فروردین 1391 1091 0

داغ است رباعی ام، زبان می سوزد

داغ است رباعی ام، زبان می سوزد
لب بازکنم، بای بیان می سوزد
یا پنبه ز گوش خویش بیرون آور
یا پنبه و گوش،توأمان می سوزد


30 فروردین 1391 1020 0

در حافظه ام جشن فراموشی هاست

در حنجره، های و هوی خاموشی هاست
چشمم همه پرده ی خطاپوشی هاست
تا کینه به دل راه نیابد، هر شب
در حافظه ام جشن فراموشی هاست


30 فروردین 1391 3450 0

ماییم کسی که بی سبب می کوشد

ماییم کسی که بی سبب می کوشد
آن تشنه که از جوی عطش می نوشد
خسران زده ایم و سرنوشتش این است
آن کس که در آفتاب، یخ بفروشد


30 فروردین 1391 716 0

تو بخت سپید داری و موی سیاه

ای کُنج لب تو خال هندوی سیاه
چشمان تو زیر تیغ ابروی سیاه
من بخت سیاه دارم و موی سپید
تو بخت سپید داری و موی سیاه


30 فروردین 1391 2359 0

این منزل را اجاره دادیم به اشک

آذین شده هر صفحه ی تقویم به اشک
ساعات شبانه روز تقدیم به اشک
ای خواب! مکوب بر درِ پلک، بس است
این منزل را اجاره دادیم به اشک


30 فروردین 1391 819 0
صفحه 8 از 9ابتدا   قبلی   3  4  5  6  7  [8]  9  بعدی   انتها