دفتر شعر

خون تو جاذبه ی زمین را بی اعتبار کرد


با خودم فکر می کنم اصلاً چرا باید


رباب
با آب
هم قافیه باشد؟

روضه خوان ها زیادی شلوغش کرده اند
حرمله آن قدر ها هم که می گویند تیرانداز ماهری نبود
هدف های روشنی داشت

تنها تو بودی که خوب فهمیدی
استخوانی که در گلوی علی بود سه شعبه داشت
شش ماه علی بودن را طاقت آوردی

خون تو جاذبه ی زمین را بی اعتبار کرد
حالا پدرت یک قدم می رود برمی گردد
می رود برمی گردد
می رود...
با غلاف شمشیر برایت از خاک گهواره ای بسازد
تا دیگر صدای سم اسب های وحشی از خواب بیدارت نکند

رباب می رسد از راه
با نگاه
با یک جمله ی کوتاه
آقا خودتان که سالمید ان شاءلله؟...



30 آبان 1391 3731 0
صفحه 2 از 2ابتدا   قبلی   1  [2]  بعدی   انتها