دفتر شعر

زمین بدون بشر قلوه سنگ خواهد شد

همیشه در جریان مصیبتی بارز
همایش مگس است و خطابه ی وزوز

ژنِ فقیر چه دارد که این وسط بدهد
به وارثان بلافصل اسکناس و فلز

زن معاشقه از فرط اصطکاکش سوخت
چگونه عشوه بریزد در این جلز و ولز

میان منگنه ها له شد و نمی بیند
که دست رگ به رگش آبی است یا قرمز

زمین بدون بشر قلوه سنگ خواهد شد
چه می شود که نمیرند کودکان هرگز؟


30 اردیبهشت 1397 220 0

میان پنجره و سنگ اشتراکی نیست

کدام صلح؟ به جنگ همیشگی سوگند
کنار من بنشین گریه کن بلندبلند

چطور شد که ستم جان گرفت و آدم شد؟
و رفت در کت و شلوار -با گل و لبخند-

... که عکس تازه ی خود را به اژدها بدهد
... که انتخاب کنندش رسانه های نژند

زمانه بد شده با خوش سلیقه های دقیق
زمینه پر شده از چشم های زودپسند

میان پنجره و سنگ اشتراکی نیست
به جز عدم چه به دنیا می آرد این پیوند؟

نمادهای جدیدی برای صلح بساز
کبوتران گچی خرد و خاک شیر شدند
 


30 اردیبهشت 1397 182 0