دفتر شعر

چه آتشی‌ست که در حرف حرف آب نشسته

چه آتشی‌ست که در حرف حرف آب نشسته
که روضه خوانده که بر گونه‌ها گلاب نشسته؟

صدای آه بلند است گوشه گوشۀ تکیه
چه ناله‌هاست که در روضۀ رباب نشسته

کدام سو بدود چشم‌های خستۀ این زن
که در مسیر نگاهش فقط سراب نشسته

«چه کرده‌اند که زیر عبا می‌آوری‌‌اش؟ آه!
چه کرده‌اند که در چشم‌هاش خواب نشسته؟

چه دیر می‌گذرد! کو صدای گریۀ اصغر؟»
میان خیمه زنی غرق اضطراب نشسته

کشیده روی سرش باز چادر عربی را
درست مثل سؤالی که بی‌جواب نشسته

کسی نگفت در آن سرزمین چه دیده که یک سال
رباب یکسره در زیر آفتاب نشسته


15 شهریور 1398 314 0

بدا بر آن قلمی که دم از شما نزده است


تکیده قامتش و تکیه بر عصا نزده است
همان که غیر خدا را دمی صدا نزده است

شهید داغ حسین است و ما در این فکریم
که سر به چوبه ی محمل زده است یا نزده است

هنوز بر سر تل ، دست روی سر دارد
هنوز پای غمش ایستاده ، جا نزده است

هنوز چشم به راه است ماه برگردد
و قرن هاست کسی سر به خیمه ها نزده است

خوشا به شاعر اگر آتشی به دل دارد
بدا بر آن قلمی که دم از شما نزده است

به پای بوسی صیدی که بین گودال است
کسی شبیه تو اینگونه دست و پا نزده است

امید من به تو و گریه های روضه ی توست
که چشم هام به اشک تو پشت پا نزده است

چقدر در دو جهان بی سر است و بی سامان
توانگری که دمی سر به کربلا نزده است


15 شهریور 1398 596 0

و قرن‌ هاست کسی سر به خیمه‌ ها نزده‌ ست

تکیده قامتش و تکیه بر عصا نزده‌ ست
همان که غیر خدا را دمی صدا نزده‌ ست

شهید داغ حسین است و ما در این فکریم
که سر به چوبه ی محمل زده‌ ست یا نزده‌ ست

هنوز بر سر تل، دست روی سر دارد
هنوز پای غمش ایستاده، جا نزده‌ ست

هنوز چشم به راه است ماه برگردد
و قرن‌ هاست کسی سر به خیمه‌ ها نزده‌ ست

خوشا به شاعر اگر آتشی به دل دارد
بدا بر آن قلمی که دم از شما نزده‌ ست

به پای‌ بوسی صیدی که بین گودال است
کسی شبیه تو این‌ گونه دست و پا نزده‌ ست

امید من به تو و گریه‌ های روضه ی توست
که چشم‌ هام به اشک تو پشت پا نزده‌ ست

چقدر در دو جهان بی‌ سر است و بی‌ سامان
توانگری که دمی سر به کربلا نزده‌ ست

 


02 فروردین 1398 465 2

چه شد عطر تنت؟ پیراهنت را بادها بردند 

دلم می‌خواست باشم راهی دشت جنون من هم 
گل سرخی کنار لاله‌های واژگون من هم 

بگو نام مرا در زمره‌ی عشاق بنویسند 
که خوردم خون دل‌ها بیستون در بیستون من هم 

چه شد عطر تنت؟ پیراهنت را بادها بردند 
رهایم کن که شیون سر دهم در سووشون من هم 

هلا چاووش خوانان در غم گل نوحه خوان باشید 
که امشب خون ببارم با نوای ارغنون من هم 

پس از کوچ غم انگیزه تون هر شب خلوتی دارم 
میان خیمه انا الیه راجعون من هم 
 


10 خرداد 1397 696 0