بازگشت به شاخه والد: کتاب شعر

اسکی روی شیروانی ها

دفتر شعر

وقتی پرنده نباشی

وقتی پرنده نباشی
پروازت
از آلومینیوم به آسفالت ختم می شود!


06 تیر 1398 144 0

ماشین ها در تاریکی پارک شده اند...

مهمانی تمام شده
اما مهمانان
همچنان در حیاط ایستاده اند
هیچ کس دوست ندارد به تنهایی اش برگردد
ماشین ها
در تاریکی پارک شده اند...


06 تیر 1398 251 0

ای پرنده ی مهربان!

ای پرنده ی مهربان
خیلی دیر آمدی
این تک درخت خشک
دیگر حضور تو را نمی فهمد
پرواز کن برو!


06 تیر 1398 125 0

...

اگر در باز بود می رفتم
اگر سد می شکست
جاری می شدم
اگر قفسی در کار نبود
می پریدم
زندانی که باشی
گاه مثل انسان می اندیشی
گاه مثل آب
گاه مثل پرنده


06 تیر 1398 106 0

...

... هیچ بادی
لانه ی پرندگان را
دوباره سرجایش نمی گذارد


06 تیر 1398 118 0

...

باید شعری تازه گفت
آهنگی تازه نواخت
باید در چوبی این باغ را
که در رویاهایمان شکل گرفته اند
رو به شهر باز کرد
باید
همه چیز را از نو ساخت
هیچ بادی
لانه ی پرندگان را
دوباره سرجایش نمی گذارد


06 تیر 1398 102 0