دفتر شعر

همین که بهتری الحمدلله

همین که بهتری الحمدلله
جدا از بستری الحمدلله

همین که در زدم دیدم دوباره
خودت پشت دری الحمدلله


29 بهمن 1396 536 0

زمین آرام آرام است امشب

میان حوض سنگی ماهی من
دل با قاصدک ها راهی من

زمین آرام آرام است امشب
بخواب ای زخم کرمانشاهی من
 


26 آبان 1396 394 0

الا دختر که دل پیشت اسیره

[درمفاخره و تبلیغ و ختم کلام]


الا دختر که دل پیشت اسیره
وصالت آرزوی این حقیره

اگر چه خونه و ماشین ندارم
دوبیتی هایم اما بی نظیره

::

[درتقاضای ارتقای سیستم عامل]


الا دختر بخوان اشعارو حظ کن
نه حظ بد، که حظ بی غرض کن

تو که جی تاک ما را زنده کردی
بیا ویندوز ما را هم عوض کن

::

[در نسبت امنیت اجتماعی و سلامت
روانی]


الا دختر که موی بور داری
حجابی کلهم ناجور داری

بلندم کردی و دادی به ناکس
چقدر ای بی مروت زور داری

::

 
 

[در مبانی استتیک]


الا دختر که مویت رنگ کاهه
از آن بدتر که ماتیکت سیاهه

تو خلاقیتت خوبه، ولیکن
اصول استتیکت افتضاحه

::

 
 

[درقیاس مع الفارق]


الا دختر نکن با خود قیاسم
تو دوره دیده ای، من بی کلاسم

تو و آن اندروید فول تاچت
من و این زرنگار تحت داسم

::

[درعشق وزندگی وحذف الادختر به
قرینه ی معنوی]


میان اوچ و بش دورت آفردیند
درون قلب آئورت آفریدند

برای زندگی شلوار کردی
برای عشق ساپورت آفریدند

::

 
 

[در راستای تولید علم وآماده سازی
 داوطلبان برای کنکور سراسری]


الا دختر که موی بور داری
زِ دختر بودنت منظور داری

بیا تا جزوه ای از هم بگیریم
شنیدم مثل من کنکور داری

::

[در ذم سخن چینی]


الا دختر، نگفتم حرف توشه
الهی حرف بر بی آبرو شه

خودت گل،خواهرت گل، مادرت گل
ولی داداش تو آدم فروشه


::

 
 

[درذم آشکارفیک،ومدح کنایی ریموو]


الا دختر که اسمت مستعاره
حضورت در پناه استتاره

اگر اد می کنی اد کن، ولی من
نخواهم کرد اکسپتت دوباره

::

 
 

[در تملیح]


الا دختر مرا بی چاره کردی
میان قبطیان آواره کردی

تو که حال زلیخا را نداری
چرا پیراهنم را پاره کردی

::

[درتقاضای ارتقای سیستم عامل]


الا دختر بخوان اشعارو حظ کن
نه حظ بد، که حظ بی غرض کن

تو که جی تاک ما را زنده کردی
بیا ویندوز ما را هم عوض کن

 



22 دی 1394 3086 0

یکی دستان باران را بگیرد

یکی خشم زمستان را بگیرد
یکی شلّاق توفان را بگیرد
 
مبادا بر زمین افتد دوباره
یکی دستان باران را بگیرد


21 تیر 1394 1412 1

ما را به نگاه نازنینش بفروش

ای عشق! که عطر یار ما را داری
رنگ دل بی قرار ما را داری
 
ما را به نگاه نازنینش بفروش
بفروش که اختیار ما را داری


20 اردیبهشت 1394 1328 0

یکی از بیت هایش را به من داد


دوبیتی بود، نایش را به من داد
نی اش را، نی نوایش را به من داد

دو دستم را که خالی دید، فوراً
یکی از بیت هایش را به من داد

 



09 اردیبهشت 1394 1035 0

به غم های زمینی خو گرفتم


به غم های زمینی خو گرفتم
به مرگ این چنینی خو گرفتم

تو خاکستر شدی، من زیر آتش
به خاکستر نشینی خو گرفتم

 



23 اسفند 1393 1515 0

دلم بینِ در و دیوار مانده

من و این داغِ در تکرار مانده
من و این آتشِ بیدار مانده
 
مپرس از من چرا دلتنگ هستم
دلم بینِ در و دیوار مانده


13 اسفند 1393 1860 0

دو دسته اشک نم نم سینه می زد

چو حرف از غربت دیرینه می زد
نگاهم شعله در آیینه می زد
 
غریبانه دل من نوحه می خواند
دو دسته اشک نم نم سینه می زد


28 آبان 1393 1096 0

فرات از دست عباس آب خورده است


غمت پُر می کند تنهایی ام را
به آتش می کشد شیدایی ام را
به دنیایی نخواهم داد هرگز!
دو بیتی های عاشورایی ام را
::

نه خود را بر سر نی می شناسد
نه راهی را که شد طی می شناسد
شبیه اشک های خویش، عاشق
سر از پای خودش کی می شناسد؟
::

عطش را از نگاهی ناب خورده است
که پیچیده است بر خود تاب خورده است
اگر امروز می بینی که جاری است
فرات از دست عباس آب خورده است
::

ز داغ نینوایت می نویسم
تو را تا بی  نهایت می نویسم
تو را مانند مشک زخم خورده
جدا از دست هایت می نویسم
::

سراپا شد شکوفا رفت بالا
تمام آسمان را رفت بالا
دو دستش نردبانی شد که از آن
بدون دست بالا رفت، بالا

 



11 آبان 1393 418 0

..که تنها پیش تنها می نشیند


کلام حق به دل ها می نشیند
نه کم کم بلکه یک جا می نشیند
خدا تنهاست با او گفتگو کن
که تنها پیش تنها می نشیند...

 



08 مهر 1393 234 0

کجا بال کبوتر می فروشند


کجا گل های پرپر می فروشند
شهادت را مکرر می فروشند

دلم در حسرت پرواز پوسید
کجا بال کبوتر می فروشند

 



04 مهر 1393 1528 0

«ایوان نجف عجب صفایی دارد»

عشق من و تو چه ماجرایی دارد
این قصه چه شاهی چه گدایی دارد
 
من بین صفا و مروه هم می گویم
«ایوان نجف عجب صفایی دارد»


02 شهریور 1393 682 0

این هدیه اگرچه هدیه ی ناچیزی ست

دل را به تمنای شهود آوردیم
جان را به تماشای وجود آوردیم
 
این هدیه اگرچه هدیه ی ناچیزی است
از ما بپذیر، آن چه بود آوردیم


02 شهریور 1393 292 0

یکرنگی آسمان و دریا از تو

چشم از من و رخصت تماشا از تو
یکرنگی آسمان و دریا از تو
 
مهتاب و سپیده و من آموخته ایم
ای آیینه! ساده زیستن را از تو


23 مرداد 1393 515 0

خدایا شور باران است در من

تمام حزن یاران است در من
زمستان و بهاران است در من
 
شکستم بغض چندین ساله ام را
خدایا شور باران است در من


23 مرداد 1393 257 0

گنجشک های غزه

 

ببين در فصل گل‌چيدن چه کرده‌ست
ببين با تو، ببين با من چه کرده‌ست
ببين با اين‌ همه گنجشک کوچک
هواپيماي بمب‌افکن چه کرده‌ست!

 



21 مرداد 1393 1037 0

دل پوشالی ام را با خودش برد


دو دست خالی ام را با خودش برد
غم و خوشحالی ام را با خودش برد

مترسک بودم و گنجشک خیسی
دل پوشالی ام را با خودش برد

 



21 مرداد 1393 310 0

زبان گریه هایم لال مانده است


دلم از قصه مالامال مانده ست
دچار روز و ماه و سال مانده ست

تو را با گریه خواندم برنگشتی
زبان گریه هایم لال مانده ست

 



21 مرداد 1393 370 0

همه دریا دلان رفتند، آن شب


دلم شوق ترنم داشت، اما...
هوای یک تبسم داشت، اما...

همه دریا دلان رفتند، آن شب
دل من هم تلاطم داشت، اما...

 



21 مرداد 1393 325 0
صفحه 1 از 5ابتدا   قبلی   [1]  2  3  4  5  بعدی   انتها