دفتر شعر

یک جمعه بیا به جمکران دل من!

ای مرکز ثقل کهکشانِ دل من!
خورشید بلند آسمان دل من!
عمری است که من منتظر دیدارم
یک جمعه بیا به جمکران دل من!


13 اردیبهشت 1391 3026 1

تنها همه انتظار داریم از تو

نه شرم و حیا، نه عار داریم از تو
اما گله بی شمار داریم از تو
ما منتظر تو نیستیم آقا جان!
تنها همه انتظار داریم از تو


13 اردیبهشت 1391 3680 0

در پیش تو عشق، مشق غیرت می کرد

در پیش تو عشق، مشق غیرت می کرد
غیرت به شجاعتت حسادت می کرد
از عرش، خدا به کربلا آمده بود
با دست بریده ی تو بیعت می کرد


13 اردیبهشت 1391 2126 0

عباس به دستگیری ام می آید

این اشک که در مَشک دلم می زاید
یک روز گره ز کار من بگشاید
روزی که برید دست من از همه جا
عباس به دستگیری ام می آید


13 اردیبهشت 1391 2097 0

جز عشق، مگر چه بود دینت؟ عباس!

شد قطع دو دست نازنینت، عباس!
جز عشق، مگر چه بود دینت؟ عباس!
در یاوری عشق برون آمده بود
دستان خدا از آستینت، عباس!


13 اردیبهشت 1391 2157 0

والله که کشتی نجات همه است

چرخید خداوند به دور سر تو
زد بوسه به پاره پاره ی پیکر تو
والله که کشتی نجات همه است
گهواره ی کوچک علی اصغر تو


13 اردیبهشت 1391 2240 0

والله که آب از خجالت شد آب

آن روز اسیر دست ظلمت شد آب
قربانی غفلت و جهالت شد آب
از سوز عطش لبان مولا خشکید
والله که آب از خجالت شد آب


13 اردیبهشت 1391 1816 0

ای این همه آب! خاک توی سرتان!

افتاد تب هلاک توی سرتان
یک آتش دردناک توی سرتان
لب های رقیه از عطش خشک شده
ای این همه آب! خاک توی سرتان!


13 اردیبهشت 1391 2177 0

یک چشمْ فرات و چشم دیگر، دجله

سرهای بریده نعش بی سر، دجله
تنها و غریب و بی برادر، دجله
یک سویْ حسین(ع) و سوی دیگر عباس
یک چشمْ فرات و چشم دیگر، دجله


13 اردیبهشت 1391 1637 1

این پیر طریقتی که خود شش ماهه است

هر چند کلاس درس او یک واحه است
راهی که به آن جا نرسد، بی راهه است
پیران همه طفل مکتب او هستند
این پیر طریقتی که خود شش ماهه است


13 اردیبهشت 1391 1524 0

این نامه به دست آب باید برسد

بنویس که با شتاب باید برسد
فوراً ببرش؛ جواب باید برسد
لب های رقیه از عطش خشک شده
این نامه به دست آب باید برسد


13 اردیبهشت 1391 1914 0

بدجور درون شاعرش گند زده

پیداست به زور وزن لبخند زده
تا قافیه و ردیف را بند زده
این شعر به سردخانه باید برود
بدجور درون شاعرش گند زده


13 اردیبهشت 1391 2121 0

با دست خودت ادامه ات را بنویس

امروز بیا چکامه ات را بنویس
با دست خودت ادامه ات را بنویس
حالا بلدم چطور بازی بکنم
ای عشق! تو فیلم نامه ات را بنویس


13 اردیبهشت 1391 2036 0

باید بروم گور خودم را بکنم

کم زندگی مرا نمایش بدهید
تابوت، برای من سفارش بدهید
باید بروم گور خودم را بکنم
لطفاً دو سه سطر مرگ را کش بدهید


13 اردیبهشت 1391 2252 1

شاید من و تو به هم نباید برسیم

شاید من و تو به هم نباید برسیم
تا نوبت ما هم به سر آید، برسیم
روزی من و تو به هم...خدا می داند
شاید شاید شاید شاید برسیم


13 اردیبهشت 1391 2432 0

بیزارم از این کُروکودیلی که منم

خسته شدم از دست جلیلی که منم
از شاعر هیچ زن ذلیلی که منم
با جادوی عشق، کاش گنجشک شوم
بیزارم از این کُروکودیلی که منم


13 اردیبهشت 1391 1989 1

جیب کلمات من پر از باران است

در دفتر شعر من صدا پنهان است
یک رود پُر از ستاره در جریان است
من در سَر خود ابر زیادی دارم
جیب کلمات من پر از باران است


13 اردیبهشت 1391 1194 0

نگذار به مردن دلم بو ببرند

لطفاً دو سه سطر زندگی قرض بگیر
لای کلمات مرده را درز بگیر
نگذار به مردن دلم بو ببرند
این شاعر مرده را خودت فرض بگیر


13 اردیبهشت 1391 987 0

انگار که میخ در سرم می کوبند

عمری است که مشت بر درم می کوبند
پا بر سر و روی باورم می کوبند
مشتی کلمه مدام از شب تا صبح
انگار که میخ در سرم می کوبند


13 اردیبهشت 1391 1998 0

تقویم به گور پدرش می خندد

دل -بی تو- درون سینه ام می گندد
غم از همه سو راهِ مرا می بندد
امسال بهار بی تو یعنی پاییز
تقویم به گور پدرش می خندد


13 اردیبهشت 1391 3701 1
صفحه 1 از 6ابتدا   قبلی   [1]  2  3  4  5  6  بعدی   انتها