دفتر شعر

تکیه گاه

قبول دارم

بزرگی ، استواری، سر فرازی،...

اصلا تو کوهی

اما

تکیه گاهم نیستی

چوب وقتی که خم می شود عصا می شود



23 اسفند 1391 1291 0

روزنامه فروش

 

مانده بودم دروغ بفروشم در همین دکه های تکراری
تا چراغ مغازه ام روشن شود از سکه های تکراری

خسته از تیتر ها و تهمت ها: رادیکال، جنگجو، فاشیست، خشن
به خدا در لباس خاکی نیست ترسی از لکه های تکراری

بعد سی سال انقلاب هنوز حسرت مشهد الرضا دارم
عده ای می روند در هر سال پشت هم مکه های تکراری

مشتری گفت: یک عدد سوره
یاد لبخند مرتضی کردم...
منفجر شد تمام خاطره ها وسط فکه های تکراری

ناخودآگاه زیر گریه زدم آسمان قطره قطره ریخت زمین
خیس شد روزنامه هایم باز، زیر این چکه های تکراری 



10 دی 1391 1480 2

جای امید

 تقدیم به همه مظلومان جهان مخصوصا برادران میانمار

رعشه افتاد در وجود زمین، از دعایت چقدر می لرزید:

«خـ خدایا شـ شرشان را کم...» و صدایت چقدر می لرزید

 

در قنوتِ شبانه آب شدی، گریه کردی و آسمان بارید

مثل برگ درخت پاییزی دست هایت چقدر می لرزید

 

دشت از ازدحام گرگ، سیاه - بره بودی و بینشان تنها

حمله کردند از تمام جهات، دست و پایت چقدر می لرزید

 

غرق طوفان تمام اقیانوس، ناگهان عرشه ات ترک برداشت

جای امید مانده بود ولی ناخدایت چقدر می لرزید

 

باز اخبار کشتن و کشتار، حمله ی وحشیانه ی کفتار

وقت افطار بود و در گوشم ربنایت چقدر می لرزید

 

هیچ کاری نکردم و تنها شعر گفتم که هر دقیقه دلم

هم برایت چقدر می نالید، هم برایت چقدر می لرزید.

 



15 مرداد 1391 1490 0

تقدیم به مادر عزیزم

وا می شود هر روز شب بویی به دستت

وقتی نوازش می شود مویی به دستت

 

از کودکی موسیقی ات را گوش دادم

وقتی تکان می خورد نأنویی به دستت

 

بگذار مادر ظرف ها را من بشویم

 شاید زبانم لال، چاقویی به دستت...

 

از زرق و برق زندگی آسان گذشتی

حتی نمی بینم النگویی به دستت

 

گلهای قالی جان بگیرد تا بگیری

دستی به زانویی و جارویی به دستت

 

تا شانه هایش را نوازش کردی آرام

ترمیم شد بال پرستویی به دستت

یا علی



31 اردیبهشت 1391 1909 0

کوچه

صدای پای غریبه، صدای پایی که

«کشیده است مرا باز هم به جایی که»۱

هوا گرفته و تاریک مادرم تنها

کسی نبود به جز کوچه، کوچه هایی که

به عرض شانه ی یک مرد جنگجو سد شد

و بگذریم از آن روز و ماجرایی که...

به روی صورت مهتاب جای پنجه ی گرگ

حقیقت است نه رویا، به آن خدایی که...

  •  

پس از سه ماه مصیبت شبانه پر زد و رفت

و مستجاب شد آخر همان دعایی که...


۱. سید حمیذ رضا برقعی : کشیده شعر مرا باز هم به جایی که


18 فروردین 1391 1318 0

غذای کفتار

تقدیم به شهید احمدی روشن

 

کم مانده میان خواب مردار شویم

یک وعده غذای خوب کفتار شویم

خندیدن بمب، زنگ هشداری بود

ای کاش که با خواب تو بیدار شویم



21 اسفند 1390 1663 0

از باغ ما درختی اگر کم شود چه باک؟

 

دست تبر رسید و درختی بریده شد

از باغ ما درختی اگر کم شود چه باک؟  

محمد مهدی شفیعی

پیشکشی ناقابل

به کاروان شهدای انقلاب

و به شهید مصطفی احمدی روشن

که با خون خود راه سید الشهدا در تاریخ ادامه دادند

 

دست تبر رسید و درختی بریده شد

روحی جدید در تن جنگل دمیده شد

 

هر چند استوار ولی باز کوه پیر

زخمی عمیق خورد، کمی هم خمیده شد

 

رازی است در میان درختان که سیب سرخ

وقتی رسیده شد که غریبانه چیده شد

 

گفتند:«در غروب هوا سرخ می شود»

گفتیم در جواب:«چرا پس سپیده شد؟»

 

ما مرغ حق، جهان همه خوابند گوش کن

  •  

از ناله های ماست که خونی چکیده شد.



25 دی 1390 1479 1

خاطره

چشمانش نمکدان بود


اما لبش قند



ومن



شورتر از آن بودم که نمک گیر شوم



یا شیرین



یاشیرین



یاشیرین...



سالهاست پیچیده در بیستون



بی ستون تر از آنم که نلرزم.



06 دی 1390 1323 0

اعتراض

پیامی به مبارزین وال استریت

سد

خیابان را بسته

درست، مقابل ما دیوار است

نه من تو را می بینم

نه تو

اما

این گوشه

روزنه ای است

خورشید را ببین

قبل از اینکه پترسی بیاید.



22 آبان 1390 1307 0

طفلی گریزان به هر سو

کبوتران حرم امام رضا(ع)

 

حس می کنم تا اذان را از بوی گلدسته هایت


همراه صدها کبوتر پر می زنم در هوایت


هم سر به زیر از گناهم ، هم رو به بالا نگاهم


فواره ای بی قرارم در بین صحن و سرایت


بر گوشهایم حجاب است، داخل شوم در حریمت؟


از گوشه چشمهایم دارد می آید صدایت 



در سایه ی لطف سلطان ما بندگان پادشاهیم


هر ذرّه ای آفتاب است در زیر ایوان طلایت


طفلی گریزان به هر سو، گم می شوم در هیاهو


مولا مرا مثل آهو، پنهان بکن در هوایت




16 مهر 1390 1288 0

مرد رهگذر

نه اینکه مرغی اسیرم، نه چون شکسته پرم

که من بهانه ندارم، بگو چرا بپرم؟

 

خیال خام ندارم به ماه پنجه زنم

نگو که ماه هلال است، من پلنگترم

 

خیال می کنم امشب تو بهتر از ماهی

ولی چگونه بگویم که عاشق سحرم!

 

به گرمی سخنان تو دل نمی بندم

شبیه باد بیابان هنوز در گذرم

 

شکست آینه، حالا درست مثل من است

ترک ترک شده انگار پای تا به سرم

 

ملول گشتم از انسان کجاست دیو و ددم

که من چراغ ندارم وگرنه دور و برم...

 

بیا به کوچه ی تنهایی ام بیا ای مرگ

که حجله ها بنویسند مرد رهگذرم



05 مهر 1390 1149 0

مطروحه مقام معظم رهبری(دامت برکاته)

 

از صبر زیبایت ای مرد خون گشته پیمانه دل

پیچیده در صحن سینه فریاد مستانه دل

 

ای شمع شعر عراقی طرز سکوت تو هندی است

فهم نگاه تو مشکل، بیچاره پروانه دل

 

امشب زدی دل به دریا، مهتاب در آب پیدا

خالی است جایت در اینجا، باقی است در خانه دل

 

از بس که جسمت نحیف است، تابوت پر میزد از دست

سنگینی داغت اما، ماندست بر شانه دل

 

«یادت می آید که خواندیم دیروز با جمع مستان
آواز تنهایی و درد ، شعر غریبانه ی دل» ۱

 

رندانه آخر ربودی جامی زخمخانه دل

خونین چو برگ شقایق رنگین چو افسانه دل

 


۱.هدیه ای از استاد علیرضا قزوه


10 مرداد 1390 1064 0

پریشان

View Image

 

گردبادم میروم تا از بیابان بگذرم

دوست دارم با همین حال پریشان بگذرم

دوست دارم کاج باشم تا که با یاد بهار

خرم و سرسبز از فصل زمستان بگذرم

دوست دارم از خودم، از رد پا، از سایه ام

با هوای عاشقی در زیر باران بگذرم

پادشاهی چشم پوشی و فرو افتادگی است

یوسفی هستم اگر از چاه کنعان بگذرم

آنچه می پنداشتم گنج است، رنج زندگی است

باید از این رنج یا این گنج آسان بگذرم

ابرم و تقدیر من در رهگذار بادهاست

دوست دارم با همین حال پریشان بگذرم.

 



23 تیر 1390 924 0

نایاب شوم نایاب

آواره تر از بادم، شب گرد تر از مهتاب

می سوزم و می بارم، هم آتشم و هم آب

دنبال خودم هستم، می گردم و می رقصم

فهمیدن من سخت است، پیچیده تر از گرداب

همچون غزل هندی مضمونم و تصویرم

اندیشه مولانا در باغچه ی سهراب

نیمیم ز جان و دل، نیمیم ز آب و گل۱

پرواز عقابی که محدود شود در قاب

هر کس که مرا بیند، سنگم زند و گوید:

حیف است چنین ماهی افتاده در این مرداب

پرها شده زندانم، پروانه نمی مانم

ای شمع بسوزانم، نایاب شوم نایاب


۱.مصرعی از مولانا ببینید


31 خرداد 1390 1058 0